Announce

Who's Online?

Member: 0
Visitor: 1

rss Syndication

Posts sent in: September 2008

29 Sep 2008 




  
پروپاگاند استعماری اخیراً مصلحت خویش در آن دیده که به ما ثابت کند اولویت با قوانین و مقررات نیست،  بلکه «دیدگاه» و «ذهنیت» مردم است که اهمیت دارد.  و هر گاه در ایران «دیدگاه» و «ذهنیت» مردم تغییر کرد،  نیازی به وضع قوانین نیست،   چرا که آزادی خود به خود تأمین خواهد شد!  این خط تبلیغاتی مزورانه در تمامی مصاحبه‌ها و مقالات ایرانی‌نمایان دنبال می‌شود،  تا به این ترتیب قانون را بی‌اهمیت و ناچیز جلوه داده،   اولویت را به برداشت عوام‌الناس از مسائل اجتماعی تقلیل دهند!  

 
جایگزین کردن «ذهنیت» عوام‌الناس یا آنچه «دیدگاه مردم» خوانده می‌شود،  با قوانین و مقررات از ترفندهای دیرینة فاشیسم جهانی است؛  یا بهتر بگوئیم یکی از اهرم‌های پوپولیسم است.   امروز به دلیل از نفس افتادن حکومت دست‌نشاندة اسلامی،  جهت بازگشت به فضای جنجال و «هیاهوی مردمی» که در آغاز استقرار این حکومت شاهد بودیم،  عملة فاشیسم با پشتکار سعی در بازگشت به همان مواضع گذشته را دارد. پادوهای فاشیسم در ایران،  که کعبة جاودان‌اشان در غرب و به ویژه در ینگه‌دنیا قرار گرفته،  این نوع «مردم‌گرائی» را پس از کودتای 22 بهمن بر مملکت حاکم کرده بودند.  به یاد داریم که از بدو کودتای ارتش ناتو و استقرار این حکومت در ایران،  ساواک جمکران هر روز درب قفس ماشاالله قصاب‌ها و زهرا خانوم‌ها را باز ‌کرده،  اینان را به خیابان‌های شهر خصوصاً به حوالی دانشگاه سابق تهران روانه می‌کرد تا به عنوان «مردم» دیدگاه‌ها و ذهنیت‌های خود را به ما ملت تفهیم کنند!   و چه کسی می‌توانست در برابر خواست‌های چنین «مردمی» مقاومت کند؟   البته مطالبات این «مردم»،  علیرغم نعل‌وارونه‌ای که می‌زدند،  دقیقاً در راستای منافع استعمار غرب و همان «شیطان بزرگ» قرار گرفته بود.   

 
بله از روزی که شیخ مهدی بازرگان به صدارت این خیمه‌شب‌بازی انقلابی «منصوب» شدند برنامة حکومت اسلامی وضع قوانین و مقرارت توحش مطابق با «ذهنیت مردم» شده بود.   ولی چند ماه پیش،  سپاه «اسلام آمریکائی» در افغانستان و عراق به گل نشست و مهرورزی هم ناچار شد در برنامة «اوباش‌گیری» این «مردم» را از خیابان‌ها جمع کرده،  آنطور که در رسانه‌های جمکران هو و چو انداختند،  گروهی از آن‌ها را هم بی‌سروصدا اعدام کند!  از این تاریخ به بعد،  حکومت «مردمی» مجبور شد که بر حضور «دشمن‌شکن» اوباش در خیابان‌ها و معابر عمومی نقطة پایان گذاشته،  تلاش‌های مردمی خود را فقط بر وضع «قوانینی» متمرکز کند که مطابق با «دیدگاه» همین «حضرات» اوباش باشد.   ولی این چرخش «اجباری»،  برحقوق‌دانان مدافع حقوق بشر که همچون مهرانگیز کار حق و حقوق خود را از حاج‌اکبر بهرمانی دریافت می‌کنند خیلی گران آمد.   ایشان بیشرمانه ادعا کردند که وضع قوانین و مقررات اهمیتی ندارد باید «نظر مردم» تغییر کند!   پیام وقیحانة مهرانگیز کار به جمهوریخواهان لائیک را که فراموش نکرده‌ایم.   در راستای همین خط تبلیغاتی آقای آجودانی هم فرموده‌اند،  رضاشاه می‌خواست آزادی بدهد ولی «ذهنیت» مردم آمادة آزادی نبود!

 
حتماً حضرت آجودانی معتقدند که ذهنیت مردم آمادة کشف حجاب بوده؟  و یا اینکه،  ذهنیت مردم آماده چپاول قزاق‌ها و سرکوب وحشتناک شهربانی پهلوی اول بود؟  ذهنیت مردم مسلماً آمادة ‌غصب زمین‌های استان‌های شمالی کشور توسط دربار پهلوی نیز بوده؟  ذهنیت مردم آمادة غصب و بخشش خانه‌هایشان به سفارت انگلستان هم بود!    ذهنیت مردم آمادة همکاری حکومت مرکزی با قاچاقچیان تریاک بود،  و همین ذهنیت حتماً آمادة دوخته شدن دهان فرخی یزدی در زندان و قتل میرزادة عشقی هم بوده؟   مسلماً حضور مستشاران نظامی آلمان نازی در خاک ایران نیز به دلیل آمادگی همین ذهنیت مردمی صورت گرفته بود،  و اعمال سیاست استعماری «نه شرقی نه غربی»،  اصلاً در این میان نقشی نداشته!   در هر حال آقای آجودانی هم‌صدا با آخوندهای جمکران به ما می‌گویند،  کلنل رضاخان برخاسته از جنبش مشروطیت است و «قهرمان مشروطه»!

 
 این یکی تازگی دارد!‌  نمی‌دانستیم مشروطه طلبان خواهان کودتای قزاق‌ها و «نظارت» آخوندهای شیعه بر سه قوة قضائیه،  مجریه و مقننه بودند!  نمی‌دانستیم مطالبات مشروطه خواهان حمایت از فاشیست‌های آلمان نازی و ارسال کارت دعوت برای ارتش انگلستان و شوروی جهت اشغال خاک ایران بوده.   این «اکتشافات» آقای آجودانی است!  دیدیم که ایشان پیشتر هم از انگلستان،   یعنی قبلة اول مسلمین جهان،  صادق هدایت را خیلی خوب «لجن‌مال» کرده بودند.

 
ایشان در مصاحبه با مسعود لقمان،  می‌فرمایند،  آزادی با «ذهنیت» مردم سروکار دارد نه با قوانین!  حتماً می‌باید در ادامه  از زبان ایشان بشنویم،  از آنجا که ذهنیت مردم در آن زمان آمادة آزادی نبود،  رضاشاه هم نتوانست آزادی را در برنامة کودتای خود «منظور» کند!   بله،  می‌دانیم که رضاشاه در صف آزادیخواهان قرار داشت،  و این «مردم» بودند که مانع از «آزادی دادن» وی شدند!   اینهم حکایت گورکن‌هاست که برای نادیده گرفتن مطالبات مردم ایران ضمن لعن و نفرین به اربابان اسرائیلی خود،  وکیل مدافع فلسطینی‌های طرفدار گروه حماس شده‌اند،  و ذکر «برگزاری رفراندوم» می‌گیرند!   اینهم حکایت ترهات مهرانگیز کار از حقوق‌بگیران برجستة حاج‌اکبر در ینگه دنیا است که تنها راه رسیدن به سکولاریسم را مراجعه به فقها می‌داند!   زمانی که ایشان در ایالات متحد نشسته‌اند و ارز حاصل از چپاول نفت برای‌شان ارسال می‌شود تا به مفتخوری ادامه دهند،  و به غلط در جایگاه اوپوزیسیون قرار گیرند،  طبیعی است که مانند پاسداراکبر مفت‌گوئی هم خواهند کرد و در جبین فاشیست‌های مؤنث که وابستگی‌شان به چاه جمکران از روز هم روشن‌تر است نور سکولاریسم هم مشاهده کنند.   ایشان بیشرمی و وقاحت را به حدی می‌رسانند که بگویند،   قانون و حقوق قانونی را با «ذهنیت» و «دیدگاه مردم» جایگزین کنید!   و آقای آجودانی هم چنین فرموده‌اند:

 
«رضاشاه قهرمان انقلاب مشروطه است [...] آزادی با ذهنیت مردم سروکار دارد و این ظرفیت در جامعة آنروز ایران وجود نداشت و به همین دلیل رنگ باخت.»  

 
«مستر» آجودانی که علیرغم خدمات‌شان به حاکمیت ناخداکلمب هنوز به دریافت لقب «سر»،  یا نشان «بند جوراب» مفتخر نشده‌اند،  به ما می‌گویند،  مشروطة ایرانی عبارت است از رنگ‌باختن «فریدام» در برابر استقلال!   آقای آجودانی «فریدام» را «آزادی» خوانده،  می‌فرمایند ما اولویت را به استقلال دادیم،  نه به «فریدام».  ولی تا آنجا که ما می‌دانیم و مسلماً آقای آجودانی هم می‌دانند،  «آزادی» در چارچوب حقوقی را «لیبرتی» گویند نه «فریدام»!   چرا که «فریدام» به مفهوم «رهائی» از بند است وآزادی‌های اجتماعی به هیچ عنوان برای رستن از قید کسی نیست!   آزادی‌های اجتماعی عبارت است از تعیین چارچوب و حدومرز برای افراد و گروه‌ها در ارتباطات اجتماعی.   به عبارت دیگر وضع قوانین برای تأمین آزادی‌های اجتماعی در واقع «محدود کردن» مردم در چارچوب قوانین است،  و نه رهائی از قید قوانین!   ولی از همة این مسائل گذشته یک اصل اساسی را به آقای آجودانی یادآور شویم و آن اینکه بدون استقلال، هیچ ملتی قادر به تأمین آزادی نیست.  تاریخ به ما می‌گوید که استقلال کشور ایران دهه‌ها پیش از کودتای آیرون‌ساید اسلام پناه متزلزل شده بود.  آنزمان که قائم مقام فراهانی جای خود را به امیرکبیر سپرد،  و این سیر قهقرائی همچنان ادامه یافت تا استقلال و آزادی فدای توحش اسلام شود و «ذهنیت مردم» برای ملتی استقلال و آزادی به ارمغان آورد.   در واقع اراذل و اوباشی که ساواک روانة خیابان‌ها کرد تا مطالبات استعمار را در قالب شعارهای خانوادة شهدا،  طلاب و ده‌ها تشکل «مردمی» دیگر عربده بزنند،  خواست مردم را بیان می‌کرد،  چون خمینی دجال هم می‌خواست آزادی بدهد،  ولی «ذهنیت» مردم اجازه نداد!

 
آقای آجودانی می‌افزایند در غرب «آزادی و استقلال» پایه و اساس دولت‌های مدرن است ولی در ایران چنین نیست.  در ایران به ادعای جناب آجودانی استقلال مهم‌تر است و جنبش مشروطه نیز اولویت را به استقلال داده بود:

 
«شکل‌گیری چنین مفهومی از مشروطیت،  با ساختار تاریخی و اجتماعی جامعة ایران و با چگونگی شکل‌گیری مفهوم ملت در تاریخ جدید ایران ارتباط تاریخی و بنیادینی دارد.»

 
البته مشکل می‌توان چنین استدلال مضحکی را پذیرفت.  چرا که در اینصورت باید بپذیریم که دولت‌ هیتلر و فرانکو هم بر استقلال و آزادی تکیه داشتند!  چون مدرن و غربی بودند.  به این ترتیب است که تلویحاً آقای آجودانی تأکید می‌فرمایند که امروز در ایران کسی خواهان آزادی نیست،  چون آزادی ارث پدری دولت‌های مدرن غرب است!  این استدلال‌های مضحک دقیقاً در راستای ترهات اسقف ویلیامز و یا کاردینال راتزینگر و دیگر رهبران برتری طلب غرب قرارمی‌گیرد که دمکراسی و حقوق بشر را به مسیحیت «پیوند» زده‌اند تا هویت پادوهای‌شان در کشورهای غیرمسیحی را یکبار و برای همیشه تعیین کنند،  و از این راه دست «فاشیست ـ مسلمان‌ها» را جهت سرکوب مطالبات آزادیخواهانة ما ملت باز بگذراند؛   بهانة این عملیات نیز روشن است:  هر که مدافع آزادی و حقوق بشر باشد غربی می‌شود!   و مردم ایران از قضای روزگار مسلمان‌اند،  و از آنجا که حق خروج از اسلام را هم ندارند،  پس «آزادی»،  بی‌آزادی!   می‌دانیم که در صورت گسترش آزادی‌های مدنی،  ممکن است «دیدگاه» و «ذهنیت» بعضی‌ها تغییر کند،  و این خیلی بد خواهد شد،  چرا که نان بعضی دیگر آجر می‌شود و «استقلال» آنان فدای «فریدام» ما از زنجیر اسارت استعمار خواهد شد!                   

 
آقای آجودانی و شرکاء اگر می‌پندارند با ایراد چنین مهملاتی می‌توان خط بطلان بر قوانین کشیده،  اولویت را به هرج‌ومرج و حضور اوباش در سطح جامعه اعطاء کرد بسی کور خونده‌اند.   مردم ایران حدود یک سده از مطالبات مشروطه طلبان و سه دهه از هیاهوی انقلابیون «حرفه‌ای» سال 1979 فاصله گرفته‌اند،  و نیک می‌دانند که در هیچ کشور دمکراتیکی وضع قوانین با تکیه بر «ذهنیات» عوام‌الناس صورت نمی‌پذیرد!  تأکید بر «الهامات»‌ عوام‌الناس جهت تدوین «قوانین» و تأمین آزادی،  یک دروغ بیشرمانه است که مشتی نانخور اجنبی با تکیه بر رادیوها و بلندگوهای ضدایرانی طوطی‌وار به تکرار آن افتخار دارند.  می‌باید بگوئیم که،  قانون بر «عینیت» حقوقدان پای می‌فشارد،  و با ذهنیت‌ها اصولاً بیگانه است،  چرا که در یک جامعة دمکراتیک قانون می‌باید «صراحت» داشته باشد و از ابهام به دور بماند.  اگر حضرت آجودانی نمی‌دانند خدمت‌شان عرض کنیم که «ذهنیت» و «دیدگاه» مردم سرچشمة تمامی ابهامات در تاریخ بشر بوده،  و در کمال تأسف در تاریخ ملت‌ها بجز توحش،  زورگوئی و جنون از ابهامات عوام‌الناس هیچ برنخاسته.

 
  
 

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

نسخة پی‌دی‌اف ـ راپیدشیر

 

 

پیوند این مطلب در گوگل


فیلترشکن‌های جدید29سپتامبر2008

http://www.queuing.info
http://h0c.info
http://www.lensespot.info
http://www.deviantbelief.com
http://9ej.info
http://www.pass3.com
http://www.mesurftoday.info
http://www.verifythe.info
http://www.hidenland.info
http://www.hidememonkey.info
http://www.bagfind.info
http://www.hidemetonight.info
http://www.cyberbags.info
http://www.bonsaizone.info
http://5b0.info
http://www.rugzone.info
http://www.hidefun.info
http://s0i.info
http://www.freeit19.info
http://www.freeit21.info
http://proxy.mazlik.info
http://www.sniferfyfe.info
http://www.pcchoice.info
http://www.topbonsai.info
http://www.bonsaispot.info
http://smudgey.info
http://www.gibbous.info
http://www.freeit18.info
http://www.unblockplus.com
http://proxy.ragnarokfx.net
http://nothingtosee.info
http://0bw.info
http://www.hidebill.info
http://www.perfumefly.info
http://killeranime.com
http://www.lenseworld.info
http://www.blacklenses.info
http://www.findcologne.info
http://getlocked.info
http://www.keytowork.info
http://www.mmhd.net
http://www.embracingdarkness.com
http://seefastcars.com
http://topcatsales.info
http://www.freeit29.info
http://www.freeit23.info
http://punkfestival.info
http://www.bonsaiconnect.info
http://browse.aloneunblocker.com
http://www.bagchoice.info


nahidna13 · 142 views · Leave a comment
28 Sep 2008 




  
دستاربندان جمکران،  شیوخ امارات و اربابان‌شان در اسرائیل بهای سنگینی برای انفجار بمب در سوریه پرداخت خواهند کرد.  این انفجار نخستین پیامد تشکیل محور «تهران ـ امارات ـ تل‌آویو» بود.  محوری که با هدف تداوم تنش در خاورمیانه و خاورنزدیک ایجاد شده.  چرا که حکومت اسلامی و حاکمیت اسرائیل از استقرار صلح در منطقه به شدت تضعیف خواهند شد.  حکومت اسلامی که ناچار شده بساط مبارزه با آمریکا را برچیند،  به دکة نبرد با اسرائیل هم اکتفا کرده؛  تنها راه حفظ دکة کذا خرابکاری در سوریه و لبنان جهت ممانعت از مذاکرات صلح است.  سفر وزیر دفاع حکومت اسلامی به امارات و ملاقات آصفی با «مقامات» این کشور به همین منظور انجام پذیرفت.

 
جالب اینجاست که چند روز پس از مذاکرات گورکن‌ها با شیوخ امارات،  مهرنیوز،  برای رد گم کردن انگشت اتهام را به سوی امارات گرفته،  ادعا می‌کند ماموران «موساد» و «شاباک» برای مبارزه با حکومت اسلامی در این کشور فعال شده‌اند!  می‌دانیم که امارات تأمین مالی جهادیون دست پروردة سازمان سیا،   از جمله تروریست‌های گروه بن‌لادن را بر عهده دارد.  همچنین می‌دانیم امارات دلال امور مالی حکومت اسلامی است که از بدو استقرار مانند حکومت پاکستان عملاً پشت جبهة طالبان در افغانستان به شمار می‌رود.   و اگر چه سیاست طالبان پروری به دلیل شکست ایالات متحد در عراق و افغانستان تضعیف شده،  آخرین دژ طالبان با حمایت مستقیم انگلستان از طریق امارات هنوز در کشورمان فعال است.  

 
به همین دلیل وق‌وقیة جمعه این هفته و پیش وق‌وقیة آن به «مبارزات» با اسرائیل اختصاص یافته بود.  ناطق نوری ضمن پشتیبانی از «حماس»،  گروه دست‌پروردة اسرائیل،  شدیداً به مبارزه با اسرائیل مشغول شده،  و از زبان «شهید» شیخ یاسین اعلام جهاد می‌کرد!  ابودلقک بهرمانی هم که اجرای وق‌وقیة این هفته را بر عهده داشت برای حق و حقوق فلسطینی‌ها چندین بشکه اشک تمساح از چشمانش سرازیر کرد،  چیزی نمانده بود که اوباش حاضر در مراسم «عبادی ـ سیاسی» را سیل ببرد.  ولی چند روز پیش از پارس کردن ناطق نوری و زوزه و روضة حاج اکبر،  مهرنیوز جهت پنهان داشتن نقش حکومت گورکن‌ها در همکاری با اسرائیل،  انگشت اتهام را به سوی امارات،  حیاط خلوت انگلستان گرفته و از اینکه «ابرقدرت» امارات پای اسرائیلی‌ها را به منطقه باز کرده سخت ابراز نگرانی می‌کرد!   از آنجا که در رسانه‌های گورکن‌ها واژگون نمائی «سنت مقدس» به شمار می رود،  «مهرنیوز» مورخ دوم مهرماه سالجاری،  ادعا می‌کند،  ‌ امارات پای موساد را به سیستم تبادل اطلاعات امنیتی منطقه باز کرده!  البته چنین «خبری» به نقل از «پایگاه خبری نهرین» منتشر شده!  چرا که گورکن‌ها علاقة وافری به نقل قول از دیگران دارند.  چون می‌توانند با تکیه بر «خبرهای» غیرمستقیم داستان‌سرائی کرده و در واقع قصه‌های فراوان برای‌مان بگویند. 

 
حکومت گورکن‌ها اصولاً به «ادبیات» علاقة فراوانی دارد،  و این روزها سخت شیفتة «رمان» شده تا آنرا هم به لجن فاشیسم بیالاید.  البته لجن‌مال کردن رمان از بنگاه خبرپراکنی ناخداکلمب و تحت نظارت «داس‌الله» آغاز ‌شد.   ابتدا سیروس علی‌نژاد، «سمک عیار»،  را در ترادف با «جیمزباند» قرار داد،  تا گورکن‌ها در سایت کارگزاران بتوانند، «قصه»،  «داستان»،  «حکایت» و «حماسه» را در ترادف با «رمان» قرار دهند و ادعا کنند،  سمک عیار هم «رمان» بوده!   داستان سیاوش در شاهنامه هم اگر به نثر نوشته شود تبدیل می‌شود به «رمان»!   و خلاصة مطلب فردوسی طوسی در واقع «رمان» می‌نوشت،  ولی چون رمان کذا را در آن روزگار نوشته،  شاهنامه به نثر نگاشته نشده.

 
حضورگورکن‌های فرهیخته عرض کنیم اگر نمی‌دانید،  بدانید که «اسطوره»،  «حماسه» و «داستان» با «رمان» خیلی تفاوت دارد.   و در حکومت الهی تحت نظارت داش صفار اصلاً نمی‌توان «رمان» نوشت.   از همه مهم‌تر اینکه،  در شبکة جهانی اینترنت نمی‌توان ادعا کرد که از تبدیل حکایات شاهنامه به نثر،  رمان به وجود می‌آید! حال که بحث به شعر و ادبیات رسید می‌پردازیم به بررسی سرودة محمد کاظم کاظمی، شاعر افغان که به زبان شعر فجایع افغانستان را بیان می‌کند.  البته تلاش می‌کنیم تا بررسی در چارچوبی صرفاً خشک و آکادمیک صورت نگیرد.  ولی لازم است یادآور شویم که شعر بازتابی است از‌ «سوبژکتیویته» یا «ذهنیت» شاعر؛  این مطلب تا حدودی در مورد نویسندة رمان نیز صدق می‌کند.   نویسندة رمان این امکان را دارد که مطلب خود را از زبان «راوی» و «پرسوناژها» نقل ‌کند،  در حالی که در شعر فقط «ذهنیت» شاعر است که خود را بیان می‌کند.  از طرف دیگر،  «ذهنیت» یک شاعر واحد در همة سروده‌های‌اش یکسان نیست.   حال بازگردیم به سرودة کاظمی،  شاعر افغان. 

 
این قطعه از 32 بیت در پنج بخش تشکیل شده.  مسیر تحول آن از شب اندوه و غم آغاز می‌شود و به دیروز و امروز هم «تلخ نگاهی» سرشار از نومیدی دارد.   تنها در بخش چهارم است که ذهنیت شاعر امید خود به بازگشت نور را در اشعارش می‌تاباند و در تک بیت پایانی،  روز نو و صبح روشن آینده را نوید می‌دهد. 

 
کاظمی که تخلص «زنده» اختیار کرده،   افغانستان را «شهرمن» می‌خواند.  شهری که  آنرا «آبگینة رویا» و «عروس جهان» می‌داند.   آبگینه‌ای چنان سخت و محکم که چون «تیشه» برآن فرود ‌آید بیم شکستن‌‌اش می‌رود:       

 
گفتیم سنگ بر سر این شیشه بشکند
این ریشه محکم است مگر تیشه بشکند

 
ولی «تیشه» جای خود را به «شمشیر دوست» می‌دهد،  شمشیری که جز سکوت مقاومتی در برابر خود نمی‌یابد،  چرا که الزام چنین شمشیری،  شهادت طلبی،  ایثار، شتافتن به استقبال مرگ است،   و فدا شدن در راه «دوست»:    

 
غافل که تیشه می‌رود و رنده می‌شود
با رنده پوست از تن ما کنده می‌شود
با رنده پوست می‌شوم و دم نمی‌زنم
قربان دوست می‌شوم و دم نمی‌زنم

 
با تحولات تاریخی افغانستان در سه دهة اخیر آشنائیم،   می‌دانیم که پس از خروج ارتش سرخ از این کشور، افغانستان به صحنة جنگ میان مزدوران عربستان،  پاکستان و ایران و مجاهدین افغان تبدیل شد،  تا گروه برژینسکی بتواند با عقب راندن احمد شاه‌ مسعود،  و با حمایت پاکستان پدیده‌ای به نام طالبان به رهبری ملا عمر را بر مردم افغانستان حاکم کند و زمینة بحران را تداوم بخشد.  ستون اصلی شعر کاظمی حاکمیت «دوست» است که به یوسف کنعان تشبیه ‌شده.

 
طبق حکایات قرآنی،   برادران یوسف،  به دلیل حسادت قصد جان او کردند و یکروز که گوسفندان را به چرا می‌بردند،  یوسف را نیز به همراه خود برده و در چاه افکندند.  در بازگشت پیراهن خون آلود وی را به پدرشان نشان داده گفتند،  «گرگ یوسف را درید.»   از قضای روزگار کاروانی از آن محل می‌گذشت.  کاروانیان تشنه بودند و در جستجوی آب ظرفی به چاه می‌اندازند و یوسف طناب ظرف را گرفته از چاه خارج می‌شود.  کاروانیان یوسف را به مصر می‌برند و او را در بازار برده فروشان به عزیز مصر می‌فروشند.  یوسف پس از اینکه با تهمت زلیخا،  همسر عزیز مصر به زندان می‌افتد، خود در جایگاه عزیز مصر قرار می‌گیرد.   درسروده‌های فارسی ارجاعات فراوان به سرگذشت یوسف وجود دارد که معروف‌ترین آن‌ها مصراع «یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور» در مطلع یکی از غزل‌های حافظ است. 

 
در غزل حافظ به سرنوشت یوسف اشاره شده،  ولی در سرودة کاظمی،  اسطورة یوسف واژگونه می‌شود،   بجای آنکه گرگ یوسف را بدرد،  یوسف در جایگاه چوپان گلة گرگ‌ها قرار می‌گیرد.  گلة گرگ کنایه از «دستاربندان» است که از دستار استفادة «ابزار» می‌کنند.   اینان اگر دستار خود را در برابر «هیچ» از دست بدهند،  حتی شلواری به سر خود می‌پیچند تا شباهت به دستاربندان داشته باشند.  «زنده» به «دوست» هشدار داده،  می‌گوید این گرگ‌ها اگر «بره» و مطیع نشوند،  یوسف را خواهند درید:   

 
ای دوست این سراچه و ایوان مبارکت
یوسف شدن به وادی کنعان مبارکت
[...]
سهم تو یک قمار بزرگ است بعد از این
چوپان شدن به گلة گرگ است بعد از این
یا بره می‌شوند و در این دشت می‌چرند
یا اینکه پوستین تو را نیز می‌درند

 
واژگون شدن اسطوره،  دیگر مفاهیم را نیز در این شعر واژگون می‌کند،  «حماسه»، جهان ارزش‌های والا،  قافیة «کاسه» می‌شود و از فقر و گرسنگی می‌گوید، ‌ شلوار به دستار تبدیل ‌شده،  و عروس به روسپی یا «عروس سر چارسو»!   به یاد داریم که در رأس گروه‌های جهادی سازمان سیا دستاربند کم نبود: ‌ حکمت‌یار،  ربانی،  و ... و  خصوصاً ملاعمر که هنوز هم «مبارزه» می‌کند!  می‌دانیم که ملاعمر،  دستاری به سر داشت و چهره‌اش همواره پنهان بود.   می‌گفتند در جهاد یک چشم خود را از دست داده و داستان‌سرایان در رسانه‌های غرب پیرامون این شخصیت برگزیدة گروه برژینسکی افسانه‌های فراوان ساخته وپرداخته‌ بودند.   در هر حال آنچه می‌توان به صراحت در شعر «زنده» مشاهده کرد،   هشدار به «دوست» پیرامون دستاربندان دغل و طماع است که جایگاه قدرت را به هیچ قیمتی رها نمی‌کنند:         

 
حتی اگر به خاک رود نام و ننگ‌شان
این لقمه‌های مفت نیفتد ز چنگ‌شان
شاید رها کنند همه رخت و پخت خویش
اما نمی‌دهند ز کف تخت و بخت خویش
دستار اگر در بدل هیچ می‌دهند
شلوار را گرفته به سر پیچ می‌دهند

 
اگر بخواهیم شعر فوق را در چارچوب «سمیوتیک» بررسی کنیم،  می‌توانیم به در هم آمیختن مفاهیم و واژگان متعلق به «عرصة والا» با واژگان «عرصة پست» یا «پهنة هیچ» اشاره کنیم،  که هر یک از چند ردة متفاوت تشکیل شده، ‌ و جهان «دیروز» و جهان «امروز» را بازگو می‌کند.  جهانی که در واقع هیچ تفاوتی نکرده:

 
دنیا برای خام خیالان عوض شده است
آری در این معامله پالان عوض شده‌ است.

 
دیروز توهم‌های حماسی،  و امروز واقعیت‌تلخ:   مرگ و فقر و حقارت:

 
دیروزمان خیال قتال و حماسه‌ای
امروزمان دهانی و دستی وکاسه‌ای
دیروزمان به فراق برادر فرا شدن
امروزمان به گور برادر گدا شدن
دیروزمان به کوره آتش فرو شدن
امروزمان عروس سر چارسو شدن

 
پهنة هیچ‌،  یا عرصة پست شامل مرد،  زندگی حیوانی،  قدرت طلبی دستاربندان و توحش و فریب‌کاری می‌شود:  چنگ،  کف،  خوردن،  لقمة مفت،  گرگ،  دستار،  شلوار.

 
مردها،  به نوبة خود مرکب از مردم دغل،  دامادهائی زشت و ناقص‌اند که به سوی عروس شهرهای جهان می‌آیند.   عروس شهرها در عرصة والا قرار دارد.  این عرصه از یکسو به زن،  عروس،  غم،  اشک،  شفافیت آب و آینه و رؤیا و شب،  و از سوی دیگر به گیاه و استحکام ریشه پیوند یافته:

 
شام است و آبگینة رویاست شهر من
دلخواه و دلفروز و دل آراست شهر من
[...]
یعنی عروس جمله دنیاست شهر من
از اشک‌های یخ زده آئینه ساخته
از خون دیده و دل خینه ساخته
اندوهگین نشسته که آیند در برش
دامادهای کور و کل و چاق و لاغرش
[...]
 
در بخش چهارم،  «شهر» رویائی،  همزمان به مخاطب‌ و عروس جملة‌ دنیا تبدیل می‌شود.  تنها در این هنگام است که شب به پایان می‌رسد و رؤیا به واقعیت می‌پیوندد:    

 
ای شهر من!
[...]    
صبح است و روز نو به فرا روی شهر من
چشم تمام خلق جهان سوی شهر من

 
توضیح واژه‌ها:
خینه:  حنا
چارسو:  بازار،  سرگذر
    


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

نسخة پی‌دی‌اف ـ راپیدشیر

 

 

پیوند این مطلب در گوگل


فیلترشکن‌های جدید28سپتامبر2008

http://www.legalannex.com
http://hideblocked.info
http://www.freeit20.info
http://yourlolipop.info
http://getlocked.info
http://www.freeit29.info
http://g5p.info
http://youn00b.info
http://www.hidemylaptop.info
http://www.mesurftoday.info
http://5b0.info
http://www.hidemeduck.info
http://s0i.info
http://www.hidefun.info
http://9ej.info
http://www.embracingdarkness.com
http://5gc.info
http://www.obion.info
http://www.freeit17.info
http://www.proxytr.com
http://www.queuing.info
http://allaudiodirect.com
http://www.a-4.info
http://www.freeit21.info
http://thegogog.info
http://www.alkalioctopus.info
http://bluesuede.info
http://proxy.mazlik.info
http://www.doggysurf.info
http://www.hidenstuent.info
http://www.thoughtsonsam.info
http://www.hidepink.info
http://allstarsurfing.info
http://www.cipg.net
http://proxy.napivo.indo
http://www.darx.info
http://0bw.info
http://learn4school.info
http://www.cbge.net
http://h0c.info
http://www.pimpmyentrecard.com
http://www.tigersurf.info
http://punkfestival.info
http://www.hidebill.info
http://www.hidemeday.info
http://www.hmhf.net
http://www.hidememonkey.info
http://www.freeit18.info
http://www.hidemetoday.info
http://www.freeit24.info


nahidna13 · 197 views · Leave a comment
27 Sep 2008 




 
منتظری،  فقیه برگزیدة حزب توده و بنگاه خبرپراکنی «بی‌بی‌سی»،  ضمن دیدار با گروه بهزاد نبوی،  در پوشش مخالفت با خامنه‌ای،  که نفرت عمومی را برانگیخته،  در واقع خواهان گسترش اختیارات ولی فقیه شده.   دیروز بخش اصلی سخنان ابلهانة منتظری را نقل کردیم و گفتیم،  بعضی‌ها از این ترهات به عنوان پیشنهاد مترقی «فقیه عالیقدر» یاد کرده‌اند.  البته برای ما کاملاً روشن است که چنین تأکیداتی اگر ناشی از حماقت نباشد مزدوری نویسند‌گان را حتماً به اثبات می‌رساند.  آخوند منتظری با ایراد چنین سخنانی مطالبات اربابان خود را مطرح کرده.  اربابانی که خواسته‌های‌شان هیچ ارتباطی با مطالبات ما ملت ندارد.   ‌چرا که تداوم حکومت ولایت فقیه از نخستین‌ روزهای کودتای 22 بهمن با حمایت استعمار امکانپذیر شده و مسلماً افزایش اختیارات مقام رهبری نیز خارج از مطالبات استعمار نمی‌تواند باشد.   دلیل بلبل‌زبانی‌های حسینعلی منتظری در واقع طرح پیشنهادات «انقلابی» ناخداکلمب جهت گسترش سرکوب استعماری است:     

 
        
«ولی فقیه باید نظارت کند که در قوة مقننه قانون خلاف اسلام تصویب نشود، ‌ مسئولین اجرائی خلاف اسلام کاری نکنند و قوة قضائیه خلاف اسلام قضاوتی نکند،  نه اینکه در همه امور سیاسی و اقتصادی و غیره دخالت کند.»

 
در وبلاگ دیروز به این سخنان احمقانه اشاره کردیم و گفتیم منتظری با چنین پیشنهادی ثابت کرد که از نظر بلاهت و پریشانگوئی از خمینی بسیار «پیشرفته‌تر» است.  چرا که «نظارت» بدون «دخالت» امکانپذیر نیست.  مگر اینکه اربابان منتظری مایل باشند یک فقیه عالیقدر در جمکران همان نقش ملاعمر را ایفا کند.  در اینصورت باید به حسن انتخاب برادر صادق صبا،  که روز 29 خرداد سالجاری خطر کرده در قم به حضور منتظری شرفیاب شدند تا پیشرفت و ترقی را در جبین ایشان و دو سه جفت نعلین دیگر مشاهده کنند تبریک گفت.  اما پیش از ادامة مطلب در مورد برنارهانری لوی و شبکة اکبر بهرمانی نیز توضیح مختصری می‌دهیم.            

 
 برنارهانری لوی،  از «روشنفکران» آمریکاپرست و مدافع همة تهاجمات نظامی آمریکا بر علیه ملت‌های جهان است.   پیشتر نوشتیم که این فرد با همکاری لیلا اعظم زنگنه،  به ارائة تصویر دلپذیر از حکومت اسلامی مشغول است،  و به همان محفلی تعلق دارد که سیرک ساتراپی و «پرسپولیس» را برای ما ملت به راه  انداخت.   همانطور که گفتیم  امثال هانری لوی،  گلوکس‌مان،  فینکل‌کراوت،  آنسل و شرکاء در کشور ایران به عنوان «روشنفکر» معرفی می‌شوند،  حال آنکه اینان در واقع پروپاگاندیست‌های‌ جنگ‌طلبان ینگه دنیا هستند.

 
در دوران ریاست جمهوری ژاک شیراک،   برنارکوشنر و هم محفلی‌های‌اش رسماً از شرکت ارتش فرانسه در تهاجم نظامی به عراق حمایت کردند،   و اگر پس از ریاست جمهوری سرکوزی صدای کوشنر را در گروه روشنفکران کذا نمی‌شنویم به این دلیل است که ایشان در جایگاه وزارت امور خارجة فرانسه قرار گرفته و دیگر نمی‌تواند آشکارا با هانری‌لوی و شرکاء هم‌صدا شود.  حال بازگردیم به پیامد ملاقات فرستادة «بی‌بی‌سی» با آخوند منتظری یا «تکثرولایت»!  که گامی است به سوی هرج و مرج در بنیاد مذهب شیعه،  یا هر آنچه پس از تحمل هشتاد سال سیاست استعماری از این بنیاد متزلزل هنوز برجای مانده.      

 
گفتیم که روند فاشیستی «تقسیم» و در واقع «تضعیف» جامعه تا زمانیکه قانون اساسی حکومت اسلامی به یک قانون سکولار تبدیل نشود همچنان ادامه خواهد یافت.  و امروز شاهدیم که روند تقسیم به رأس هرم قدرت در حکومت اسلامی رسیده.  به دلیل تضعیف سیاست استعمار غرب در ایران،  بازیگران صحنة سیاست جمکران به دو شاخة کاملاً مجزی تقسیم شده‌اند،  و هر یک رهبر ویژه‌ای از آن خود دارد!   و از آنجا که رهبر فعلی قادر به اعمال توحش مطلوب استعماری نیست،  محافل بین‌المللی یک ولی فقیه ظالم و فاسد به نام علی خامنه‌ای را در برابر یک ولی فقیه «شهید و مظلوم» به نام منتظری قرار داده‌اند،  تا منتظری با شعار عوامفریبانة «عدم دخالت فقیه در همة امور» در واقع خواهان گسترش اختیارات ولی فقیه باشد!   بله!  پیشتر استعمار کار خود را با «یک رهبر» به پیش می‌برد،  امروز نیازمند «تکثر رهبری» شده.

 
پیشتر اوضاع اینچنین قمر در عقرب نبود!   بجز دوران ریاست جمهوری علی خامنه‌ای که با نخست وزیری میرحسین موسوی همراه شد،  و خارج از هشت سال ریاست جمهوری اکبر بهرمانی که بلندگوهای اوباش او را در ترادف با «پیامبر» قرار می‌دادند،  روال سیاست استعمار برای ایجاد بحران در حکومت جمکران،  بر پایة ارائة چهرة «شهید مظلوم» از دولت در برابر «تندروها» قرار داشته.    شیخ مهدی بازرگان،  آخوند «پاریسی»،  بنی‌صدر،  و خاتمی شیاد در این چارچوب قرار گرفتند.   و اگر بنی‌صدر از طریق کودتا کنار گذاشته شد،  تا نقش شهید مظلوم را در تبعید بر عهده گیرد،  و نهایتاً به «اوپوزیسیون» تبدیل شود،  محمد خاتمی نتوانست از طریق کودتا «خودبراندازی» کند،  در نتیجه به ناچار تا پایان افتضاح «اصلاح‌طلبان» عهده‌دار ریاست قوة مجریه باقی ماند.

 
با ظهور احمدی نژاد رسانه‌های غرب تلاش کردند چهرة مرد قدرتمند و همسو با رهبر از وی ارائة دهند،  تا زمینة جنگ فراهم شود.  ولی همانطورکه شاهد بودیم دولت احمدی نژاد از فراهم آوردن زمینة جنگ عاجز ماند.  اما شایعة بی‌اساس حمایت خامنه‌ای و پسرش از احمدی نژاد همچنان صحنه را فراگرفته بود تا اینکه احمدی نژاد عملاً در تقابل با خامنه‌ای قرار گرفت.  در همین راستا علی لاریجانی نیز با سعید جلیلی جایگزین شد،  و وزارت کشور پس از سه دهه از چنگال نعلین و دستار خارج شد.   نهایت امر خامنه‌ای به ناچار جهت پایان دادن به جنجال پیرامون اظهارات معاون احمدی نژاد به آیات عظام نانخور سفارت،  از جمله مکارم شیرازی تفهیم کرد که باید سکوت اختیار فرمایند.   و امروز شاهدیم که ناطق نوری،  رئیس دفتر بازرسی خامنه‌ای دست در دست اصولگرایان و تندروهای فرضی همگام با اصلاح طلبان،  گروه بهزاد نبوی،   نهضت آزادی و «داس‌الله» در اردوگاه محمد خاتمی بسیج شده،  البته به رهبری یک فقیه عالیقدر،  ویژة جبهة نوین که همان آخوند منتظری خودمان باشند.  

 
گفتیم که منافع آنگلوساکسون‌های دو سوی آتلانتیک چنین ایجاب می‌کند که علاوه بر حمایت همه جانبه از حکومت اسلامی،  اوپوزیسیون این حکومت هم اسلامی باشد.  ولی از آنجا که حکومت اسلامی فعلی کمی فرسوده شده،  اربابان این حکومت صلاح خویش را در این دیده‌اند که اختیارات ولی فقیه گسترش یابد و یک فقیه عالیقدر «نیک‌نهاد» با سلب  اختیارات قوة مقننه و قوة قضائیه،  و با شعار «عدم دخالت بر همة امور» در واقع  بر همة  امور «نظارت» انقلابی داشته باشد!

 
چرا که اگر ملت ایران از چارچوب اسلام مورد نظر استعمار خارج شود،  «آمریکن دریم»،  یا همان زندگی «قسط» و «قرض» و «فاست فود» که از برکت جنگ و چپاول جهان سوم میسر شده به کابوس تبدیل خواهد شد.   جنجال رسانه‌ای پیرامون ملاقات اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با آخوند منتظری در واقع پای بر همین سیاست می‌فشارد:   ایجاد تقابل کاذب میان آخوند منتظری و علی خامنه‌ای.   دلیل هیاهوی رسانه‌ای پیرامون ملاقات بهزاد نبوی و قوم و قبیله‌اش که از قضای روزگار جزو کادر رهبری سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به شمار می‌روند،  تقویت همین تقابل کاذب است.  بنای شیادی و فریبی که در تاریخ 29 خردادماه سالجاری،  توسط یکی «داس‌اللهی‌های» جیره خوار بنگاه خبرپراکنی «بی‌بی‌سی»،  صادق صبا افتتاح شد.  

 
ساده‌تر بگوئیم هیاهوی قلم به مزدهای جمکران پیرامون سخنان انقلابی و ابلهانة آخوند منتظری تداوم پروپاگاند ملاقات «تاریخی» صادق صبا با این فقیه «فرهیخته» است.  به یاد داریم که در تاریخ 29 خردادماه سالجاری بنگاه خبرپراکنی «بی‌بی‌سی» در جمال بی‌مثال آخوند منتظری،  «آیت‌الله پیشرو» و «فقیه عالیقدر لیبرال» رویت کرده بود.  پیشتر هم‌ ناخداکلمب در جبین دارودستة هیتلر،  نازی‌های مترقی و پیشرو کشف کرده بودند.  همچنین می‌دانیم که مهرورزی ناخداکلمب با هیتلر به اشغال شمال کشورمان توسط ارتش سرخ انجامید،  چرا که کلنل میرپنج هم مانند خمینی دجال در برابر جهان «ایستاده» بودند و خیلی «مبارزه» می‌کردند!  البته برای حفظ منافع اربابان‌شان.    

 
به گزارش خبرهای 16،  مورخ 29 خردادماه سالجاری،  «مستر» صادق صبا که پیشتر تخصص‌شان مصاحبه و گفتگو با پاسداراکبر بود،  گیوه‌ها را ور کشیده،  بدون وقت قبلی راهی «بیت مطهر» فقیه عالیقدر،  منتظری و دو جفت نعلین دیگر در شهر «مقدس» قم شدند!   از میهمان نوازی‌های «فقیه عالیقدر» هم گزارش مفصلی تهیه کردند و به خورد مخاطبان شوت‌وپرت دادند.   و اتفاقاً «برادر» صادق صبا مانند بهزاد نبوی از گروه «داس‌الله» به شمار می‌روند.   ویژگی «داس‌الله» این است که همواره در کنار آخوند جماعت قرار می‌گیرد،  تا ارواح شکمش با امپریالیسم مبارزه کند.   چون به زعم حزب توده، «آخوند در کنار مردم است!»  البته در کنار آخوند،  جز لات و اوباش و حاجی بازاری هیچ نمی‌بینیم،   و این مجموعة تحجر و توحش در قاموس «داس‌الله» یا همان حزب توده و همچنین در ادبیات «چپ‌الله»،  یا فدائیان اکثریت،  «مردم» لقب گرفته.   به همین دلیل شعار ابلهانة «روحانیت همواره در کنار مردم است» ورد زبان اکبر بهرمانی هم شد. پیشتر گفتیم که شعارهای عوامفریب جیره‌خواران ناخداکلمب از ادبیات چپ به سرقت رفته،  و پس از درآمیختن با مهملات حوزوی،  قرار است ما را از «علی» و توحش صدر اسلام به سوسیالیسم علمی در قرن بیست‌و یک‌ام برساند!    

 
در هر حال آنچه امروز در کنار مردم قرار گرفته آخوند نیست،  آخوند به همراه سرنیزة استعمار است تا این ترکیب «الهی» با عوامفریبی و شیادی بتواند به موجودیت این قشر زباله‌صفت تداوم بخشد.  امروز شاهدیم که برای حفظ حکومت اسلامی،  با حمایت مستقیم استعمار یک جبهه از راست افراطی تا حزب توده و دیگر چپ‌نمایان تشکیل شده تا نقش اوپوزیسیون احمدی نژاد و علی خامنه‌ای را در معرکة انتخابات آینده بر عهده گیرد.  به یاد داریم که سازمان ناتو سی سال پیش مشابه همین بسیج سراسری را جهت براندازی سلطنت در ایران به راه انداخت و به نتیجة مطلوب هم رسید:  استقرار حکومت اسلامی. حکومتی که مشابه آن از طریق کودتا در پاکستان مستقر شده بود.   ولی این کودتای ضدایرانی توانست در کشورمان باطن خود را در پشت پردة «تظاهرات مردمی» پنهان نگاه دارد.  این است فواید حجاب!  تأمین پشتوانة مردمی برای حاکمیت برخاسته از کودتا!

 
فراموش نکنیم که شرکت در خیمه‌شب‌بازی انتخابات جمکران از یک‌سو تأئید این دروغ بزرگ خواهد بود که در این حکومت انسان ستیز الهی انتخابات معنا و مفهوم دارد،  و از سوی دیگر نشان از شوت‌و‌پرتی کسانی دارد که می‌پندارند در یک حکومت استعماری آراء‌ مردم از اهمیت برخوردار است!   در هر حال می‌باید حضور «جبهة پریشان» که از نهضت آزادی تا «داس‌الله» را فراگرفته عرض کنیم،  این جبهه در برابر احمدی نژاد امکان «پیروزی»  نخواهد داشت،   چرا که سیاست استعمار در پاکستان متحول شده و آصف زرداری می‌باید از این پس سیاستی در تقابل کامل با سیاست‌های برادر ضیاءالحق در پیش گیرد.

 
اگر حاج آبراهام یزدی و چپ‌نمایان که به سینه زنی برای خاتمی مشغول‌اند،  کور نباشند مسلماً خواهند دید که مسیر جهاد طالبان‌پرور سازمان ناتو که از پاکستان و ایران به داخل افغانستان نفوذ می‌کرد،  اینک تغییر جهت داده و از افغانستان به درون پاکستان در حرکت است.   مسلم بدانیم که سازمان ناتو از مقابله با طالبان شیعی‌مسلک گریزی نخواهد داشت.  اگر چه به دلیل پایان جنگ سرد و مواضع کنونی روسیه،  ارتش ناتو نمی‌تواند سیاستی مشابه پاکستان در ایران اعمال کند،  ولی اربابان حکومت اسلامی ناچار خواهند بود که در جمکران دست و پای نوکران اسلام پرست خود را جمع کنند.  

 
در واقع «برادر» صادق صبا،  که مانند «بی‌بی‌سی» همواره در کنار روحانیت قرار دارند،  بی‌جهت رنج سفر به قم بر خود هموار کردند.   اگر اسلاف ایشان پیشتر آیت‌الله‌های «انقلابی» و «سوسیالیست» در لندن اختراع می‌کردند،  خود ایشان دیگر امروز نمی‌توانند آیت‌الله «پیشرفته» و «لیبرال»،  یعنی یک پدیدة نیست در جهان را در شهر انگل‌پرور قم «کشف» بفرمایند.   چرا که کمتر از دو ماه پس از مسافرت ایشان به جمکران،  محور «تفلیس ـ تهران ـ تل‌آویو» شکست!   باید بگوئیم تاواریش سابق نه تنها برای رعایای الیزابت دوم در جمکران،  که برای متحدان‌شان در اسرائیل و گرجستان نیز اصلاً قدم‌شان خوش نبود!  به احتمال قریب به یقین،  اگر امروز حافظ زنده بود می‌گفت:   قدم باد صبا «اشک» فشان خواهد شد،  چرا که اشک عموسام در آمده.         
  

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

نسخة پی‌دی‌اف ـ راپیدشیر

 

 

پیوند این مطلب در گوگل


فیلترشکن‌های جدید27سپتامبر2008

http://audioworldusa.com
http://www.jeze.info
http://www.rebelproxysurf.info
http://www.hidesurfland.info
http://www.jafe.info
http://roxified.info
http://www.hidemylaptop.info
http://www.freeit3.info
http://www.freeit16.info
http://www.axacity.biz
http://a5o.info
http://www.hidingblue.info
http://5xq.info
http://www.freeit9.info
http://www.cbge.net
http://g6h.info
http://www.surfasme.info
http://allstarsurfing.info
http://tomveo.com/webproxy
http://www.freeit20.info
http://www.hidemetonight.info
http://www.alkalioctopus.info
http://www.hidemeday.info
http://www.killtimeonline.info
http://thegogog.info
http://firesidesurf.info
http://www.hidepink.info
http://www.jeza.info
http://www.jiwo.info
http://www.jeha.info
http://www.freeit13.info
http://smudgey.info
http://www.unblockmycrap.com
http://www.juvo.info
http://allaudiodirect.com
http://www.ispykar.info
http://www.mmhd.net
http://www.juya.info
http://www.hidenstuent.info
http://www.hidemegoose.info
http://www.covertex.eu
http://redhotautos.com
http://proxydailymotion.com
http://www.thoughtsonsam.info
http://bestmileysong.com
http://007browse.info
http://supertokens.com
http://www.darx.info
http://www.freeit11.info
http://www.freeit17.info


nahidna13 · 99 views · Leave a comment
26 Sep 2008 




 
فاشیست‌های نهضت آزادی،  سازمان بهزاد نبوی،  گروه مشارکت،  تحکیم وحدت،  داس‌الله و اصولگرایان تأئید ضمنی آخوند منتظری برای پشتیبانی از محمد خاتمی را کسب کرده‌اند.   آخوند منتظری یک هشدار هم به رهبر دادند که در همة امور دخالت نفرمایند تا بتوانند همه را پای صندوق مارگیری جمع کنند.   ظاهراً بعضی‌ها از جمله حاکمیت انگلستان رؤیای بازگشت به دوران وحشت اصلاح‌طلبی در سر می‌پرورانند.  پیش از ادامة مطلب امروز،  پیرامون وبلاگ «ویزلی نژاد» تأکید می‌کنیم که علاوه بر «الی ویزل» که جهت خوش رقصی برای ارباب به سینما روی آورده بود،  و خارج از مقالات روزنامه‌های فرانسه و مطالبی که برنارهانری لوی،  فردریک آنسل و آندره گلوکس‌مان در مرکز مطالعات سیاسی پاریس عنوان می‌کردند و در آن‌ها بمباران اتمی پیشگیرانة کشورمان توصیه می‌شد،  اوپوزیسیون «شریف» و «میهن دوست» نیز «خفقان» اختیار کرده بود،  و حتی در بعضی ورق‌پاره‌های کلیسای کاتولیک دخالت نظامی برای رعایت حقوق بشر را همین‌ها «تجویز» هم می‌کردند.  اگر از اینان صریحاً نام نمی‌بریم فقط به این دلیل است که حاکمیت فرانسه در جایگاهی نیست که بتواند برای تهاجم نظامی به ایران تصمیم مستقل اتخاذ کند،   در نتیجه مقالات وزین پادوهای ایرانی‌نمای ساکن فرانسه آنقدرها اهمیت ندارد.

 
پس سایت هفتان و دیگر سایت‌های به اصطلاح «فرهنگی» هنگامی که مطالب امثال هانری‌لوی،  گلوکس‌مان و شرکاء را با اهن و تلپ منتشر می‌کنند،  بهتر است مخاطب را از گرایشات سیاسی این «روشنفکران» مدافع بیقید و شرط سیاست «یک کشور یک مذهب»،  بی‌نصیب نگذارند!   چون خط کلی سیاست فرانسه «ایران ستیز» است،  هم در زمینة  فرهنگی،  هم در زمینه سیاسی.  و البته این امر ریشه در آموزه‌های مضحک و ابلهانة کلیسای کاتولیک دارد که «پارس‌ستیزی» را در واقع برای پنهان داشتن ریشه‌های فرهنگی و فلسفی غرب پیشه کرده.

 
پیشتر در این مورد توضیح دادیم و گفتیم آخوندهای مسیحی به ویژه آخوندهای کاتولیک از تقدم تاریخی زرتشت بر افلاطون سخت ناخشنوداند،   چرا که فلسفة افلاطون ملهم از آموزه‌های زرتشت است.  می‌دانیم که افلاطون معلم ارسطو بوده و اصحاب کلیسا بخشی از فلسفة ارسطو را به عاریت گرفته‌اند تا مسیحیت را صاحب فلسفه معرفی کنند.  ولی اگر زرتشت پدر معنوی فلسفة غرب معرفی شود کاخ پرشکوه «بی‌بی‌گوزک‌های» غرب پرستان پیرامون بند ناف اروپا که گویا به یونان باستان وصل شده،  ویران خواهد شد!   در ضمن دلیل ترهات بافی «دکتر» فیروزه نهاوندی پیرامون وجود آدم و حوا در دین زرتشت همین تبلیغات «ایران ستیز» است.

 
تحریف تاریخ و فرهنگ ایران و تحمیل ابتذال اجتماعی از ارکان سرکوب فرهنگی است که توسط استعمار غرب و پادوهای‌اش در داخل و خارج کشور بر ایرانیان اعمال می‌شود.  دلیل هم اینکه منطقة نفوذ فرهنگی «اقوام ایرانی» یا منطقة نوروز که به مرزهای ایران محدود نمی‌شود هیچ ارتباطی با هیچیک از ادیان ابراهیمی و غیرابراهیمی ندارد.   البته می‌دانیم که آرتور کوستلرها،  «خزرهای» یهودی و از «نژادآریائی» اختراع کرده‌اند تا بتوانند آنرا «کشف» کنند.  و به این ترتیب ضمن کوبیدن میخ طویلة ادیان ابراهیمی در «منطقة نوروز»،  برتری نژادی یهودیان اروپا را نیز به آنگلوساکسون‌های نژادپرست ثابت کرده و منطقه را هر چه بیشتر به لجن ادیان ابراهیمی بیالایند.

 
مرحلة دیگر این سرکوب فرهنگی،  «مسیحی» خواندن مدرنیته و دمکراسی است،  حال آنکه «مدرنیته» را نمی‌توان مسیحی خواند!  ولی با توسل به این دروغ جهان غرب بدون کمترین تلاشی می‌تواند «هویت» مزدوران‌اش را در کشورهای غیرمسیحی تعیین ‌کند.  در نتیجه هر که خواهان آزادی و دمکراسی شود اروپائی و مسیحی خواهد بود!  این همان علوفه‌ای است که دست پروردگان ناخدا کلمب از جمال‌الدین اسدآبادی تا رهبر و «مقامات» جمکران به نشخوارش مشغول‌اند تا از این طریق کسب «هویت» کرده و بگویند،  دمکراسی،  حقوق بشر و جدائی دین از سیاست متعلق به غربی‌ها است،   و از آنجا که ما غربی نیستیم،  پس «سیاست ما عین دیانت ماست»!                                

 
به همین دلیل است که در این  وبلاگ می‌گوئیم و باز هم تکرار می‌کنیم که جدائی دین از دولت سکولاریسم نیست!   حکومت پنهان آخوندها است.  و در راستای تداوم همین سیاست است که دستاربندان جمکران به دو بخش کاذب تقسیم شده‌اند.  یک گروه به رهبری آخوند منتظری مزورانه خواهان عدم دخالت فقیه در امور دولت شده می‌گویند روحانیت فقط باید بر قوانین «نظارت» داشته باشد!   گروه دیگری هم به رهبری مکارم شیرازی با شعار استعماری «سیاست ما عین دیانت ماست»،  به عربده جوئی و نفس‌کش‌طلبی قیام کرده‌،  در حالی که هیکل‌شان تا مژگان در فساد و جنایت فرورفته از مرگ اخلاقیات در غرب «انتقاد» می‌کنند.

 
«اوباش‌الله» هر یک از این دو گروه،   جارچی‌های ویژه‌ای به اقصی نقاط کشور ارسال می‌کنند تا جهت دو قطبی کردن کاذب فضای سیاسی شعارهای ابلهانه سر دهند و ترهات ردیف کنند.   گروه منتظری که از طیف فاشیست‌های مدرن تشکیل شده،  با عبدالله نوری،  بهزاد نبوی،  محمد خاتمی و «داس‌الله» یا همان حزب تودة خودمان که تشنة «حقیقت» است،  جبهة شیادی تشکیل داده.

 
جالب اینجاست که گروه مکارم با ناطق نوری و دارودستة خامنه‌ای معرکة عوامفریبی به راه انداخته و می‌گوید «هیچکس نمی‌تواند اسلام را از ما بگیرد!»  ما که فکر نمی‌کنیم کسی بخواهد اسلام را از آخوند مکارم بگیرد.  هر چند اسلام در ذهن علیل مکارم دریافت حق و حساب و رشوه و پورسانتاژ از واردات،  به ویژه واردات شکر است.   آخوندمکارم تجارت شکر را خیلی دوست دارند،   چرا که کام روحانیت را همواره شیرین،  عبادی و سیاسی خواهد کرد!   زمانیکه ایشان خمس و زکات از قاچاقچیان مواد مخدر و برده‌فروشان دریافت می‌فرمایند معمولاً کام‌شان تلخ می‌شود و نیاز مبرمی به تزریق مواد شیرین، عبادی و سیاسی در «روح جوانان» احساس می‌کنند.   از اینرو،   ناطق نوری یکی ازجارچی‌های آخوند مکارم،  دیروز در مشهد گفته از روحانیت دور نشوید که خطرناک است،  مرگ اخلاق در غرب فرا رسیده،   باید به دنبال معنویت برویم:

 
«دور شدن از روحانیت یک تهدید است [...] بزرگان در غرب سخت نگران مرگ اخلاق در جامعه هستند [...] از این رو باید در پی معنویت بود [...] ناامنی و اضطراب زیاد شده است.»

 
این چرندیات «معنوی» در ایسنا،  مورخ 24 سپتامبر 2008،‌  انتشار یافته!  آخوند ناطق نوری که پیشتر از مخالفان خاتمی به شمار می‌رفتند،   دو سه روز پیش هم‌صدا با خاتمی مخالف احمدی نژاد شده بودند،   و از قضای روزگار رئیس دفتر بازرسی خامنه‌ای نیز هستند،  و همزمان با چپاول و غارت ثروت‌های ما از مدافعان سرسخت  شرافت،  کمال و معنویت‌اند!   و این روزها نیز سخت از «مرگ اخلاق» در غرب نگران شده‌اند،  کاری هم ندارند که در حکومت اسلامی «اخلاقیات» در واقع غایب اصلی است.  در هر حال،  آخوند جماعت اهل «تقیه» است و جای هیچ تعجبی نیست که ورد زبان دستاربندان «معنویت» باشد.   این آدم‌نمایان غرقه در مادیات‌اند و می‌پندارند واقعیت را می‌توان با شعار پنهان داشت.   بگذریم!

 
آخوند ناطق نوری اخیراً متخصص روانکاوی هم شده،  و برای درمان اضطراب و ناامنی «جوانان» نسخه می‌نویسند.  البته تنها پیشنهاد ایشان پناه گرفتن در دامان معنویت یا همان مرگ است.  چون به گفتة ناطق نوری به دلیل همین معنویت وضع ما از جاهای دیگر خیلی بهتر است!  البته شعار معنویت به بهبود اوضاع ناطق نوری خیلی کمک کرده،  چون معنویت برای نعلین‌های چپاولگر با معنویت برای جوانان ایران که آینده‌ای جز اعتیاد،  تبعید و زندان در برابر خود ندارند تفاوت بسیار دارد:

 
«به برکت جامعة اسلامی و ارزش‌های آن ملت ایران امتیازات زیادی دارد [...] به برکت [...] ماه رمضان و عاشورا جامعة ما نسبت به جوامع دیگر وضعیت بهتری دارد.»

 
البته ناطق نوری سازمان سیا،  آخوند منتظری و بهزاد نبوی را در فهرست برکات خود ذکر نکرده،  چون اگر جامعة ایران نسبت به جوامع پیشرفته‌ای چون صحرای عربستان و لیبی «وضعیت بهتری» دارد،  در واقع این وضعیت نیکو را مدیون اسارت در زنجیر  ایدئولوژی توحش اسلامی است.

 
آخوند حسینعلی منتظری که رهبری مخالفت با احمدی‌نژاد و خامنه‌ای را بر عهده گرفته‌اند تا آخوندها را در حاشیة امن قرار داده،  از این طریق دوام حکومت نکبت اسلامی را تضمین کنند،   به برادر بهزاد نبوی که به حضورشان شرفیاب شده بود فرموده‌اند،  «رئیس جمهور آینده باید با رهبر اتمام حجت کند!»   کار فقیه این است که به همه کار حاکمیت و ملت دخالت کند!   به عبارت دیگر فقیه باید قانون وضع کند،  دولت هم باید مجری آن باشد تا دستاربندان هیچ مسئولیتی نداشته باشند!  بله،  به این می‌گویدن «جدائی دین از دولت»!   دین در پشت پرده و در چارچوب منافع استعمار و اسلام بر قوانین نظارت می‌کند تا هر قانونی که منافع استعمار را خدشه‌دار می‌کند «مغایر با اسلام» شناخته شود،  دولت هم مأمور اجرای قوانین خوب و اسلامی خواهد بود.

 
آخوند منتظری مانند کنیزکان و غلامان ارسالی حاج اکبر به ینگه دنیا،  دست از نظام استعماری اسلامی بر نخواهند داشت.  به همین دلیل مهرانگیز کار تشخیص داده بود سکولاریسم با تغییر دیدگاه دینی مردم اجرا می‌شود نه با قوانین!  می‌بینیم که بسیج همگانی برای نجات حکومت اسلامی و دستاربندان در دستورکار سازمان سیا قرارگرفته.  از اینرو است که فاشیست‌های جمکران از تحکیم وحدت،  سازمان بهزاد نبوی، اصولگرایان،  اصلاح طلبان و به ویژه «داس‌الله» در برابر احمدی نژاد و علی خامنه‌ای صف آرائی کرده‌اند،  تا یک رهبر وحشی‌تر و تازه نفس را بجای رهبرفرزانه بگذارند.

 
در همین راستا بهزاد نبوی در تاریخ  20 سپتامبر 2008 به حضور حسینعلی منتظری،  آخوند برگزیدة ناخداکلمب مشرف شد.   بهزاد نبوی از ابتدای براندازی 22 بهمن ناگهان در صفوف «انقلابیون» ظهور فرمودند و بلافاصله یک سابقة زندان و شکنجه هم برای‌شان اختراع شد و ریاست یک گروه شبه نظامی را نیز عهده‌دار شدند.  حال آنکه این فرد از نظر خاستگاه اجتماعی هیچ ارتباطی با ردة محسن رضائی‌ها،  رجائی‌ها و بهرمانی‌ها ندارد.   ولی برای پیشبرد سیاست استعمار ردة اجتماعی ویژه‌ای مورد نیاز نیست،  همة لمپن‌های حاشیه نشین و شمال شهری می‌توانند به چنین افتخاری نائل آیند،  به ویژه اگر مزدوری و ارتباط پنهان با داس‌الله یا همان چپ‌نمایان حزب توده در خاندان جلیل‌شان موروثی باشد.  در اینصورت در راه حاکمیت دین بر جامعه از هیچ فداکاری فروگذار نخواهند کرد.  ریش می‌گذارند،  ورد می‌خوانند و در نماز جماعت هم حضور بهم خواهند رساند.   والدة محترم و بازنشسته‌شان هم سرپیری یک لچک به سر می‌کند و از دست محمد خاتمی جایزة لیاقت دریافت خواهد کرد!

 
از این رو بهزاد نبوی برای حمایت از محمد خاتمی در معرکة بعدی به دست‌وپا افتاده تا مراتب حق شناسی خود از قدردانی خاتمی از مادر محترم را جبران کرده باشد.  البته مادر بهزادجان فعلاً در قید حیات نیستند،  ولی بین خودمان بماند «لیاقت» مادر بهزاد نبوی از چشم آشنایان پنهان است شاید چشمان شهلای محمد خاتمی ضمن رویت «درون‌مایة» آن مرحومه موفق به کشف «لیاقت» در ایشان شده.  همچنان که مهرانگیز کار هم در پیام کذا قادر به رؤیت «درون‌مایة» سکولار در بطن «جنبش آش» شده بود.       

     
   
باری!   کارخانة رجاله پروری که پیشتر تاج و دستار را در برابر یکدیگر قرار می‌داد اینبار کار را به تقابل دو دستار کشانده؛   تلویحاً می‌گوید سکولاریسم را فراموش کنید،  تنها گزینة شما بین دو جفت نعلین از قماش منتظری و خامنه‌ای خواهد بود.  اینچنین است که سگ‌های مؤنث و مذکر زنجیری سفارتخانة کذا در قم و نیویورک به معلق زدن برای ارباب پرداخته ضمن مخالفت با دولت احمدی نژاد، ‌ مدعی سکولاریسم می‌شوند! جالب اینجاست که همسر الهام نیز هم‌صدا با پاسدار شریعتمداری با زدن نعل وارونه جهت بازارگرمی برای گروه خاتمی آنان را «سکولار» می‌خواند.  

 
بله بدانیم و آگاه باشیم که مکارم شیرازی،  محمد خاتمی،  حسن روحانی،  عبدالله نوری،  بهزاد نبوی،  محسن آرمین و از همه مهم‌تر آخوند منتظری را می‌باید امروز سکولار به شمار آورد!   سکولاریسم‌شان هم همان است که منتظری تعریف کرده:  جدائی دین از دولت یا سلطنت پنهان آخوندها.   منتظری در این دیدار،  شناخت عمیق خود از امور کشور و قانون اساسی و اختیارات رهبری را هم آشکار کرده،  وظیفة ‌شواری نگهبان را بر عهدة ولی فقیه می‌گذارد،   قوة مستقل قضائیه را نیز تحت نظارت ولی فقیه قرار می‌دهد،  سپس چنین می‌فرمایند:

 
«ولی فقیه باید نظارت کند که در قوة مقننه قانون خلاف اسلام تصویب نشود، ‌ مسئولین اجرائی خلاف اسلام کاری نکنند و قوة قضائیه خلاف اسلام قضاوتی نکند،  نه اینکه در همه امور سیاسی و اقتصادی و غیره دخالت کند.»
منبع: گویانیوز.

 
البته این سخنان شیوا به نقل از حاج شیخ محمدحسین اصفهانی نقل شده که در گذشته‌ها گفته،  «فقیه متصدی فقه است نه چیز دیگر!»   ولی از‌ آنجا که حضرات در جمکران به تکرار طوطی‌وار چرندیات زمان گریز پیشینیان مشغول‌اند «فقه» نیز تمام جامعه را در بر گرفته و فقیه باید بر همة امور نظارت داشته باشد،  نه چیز دیگر.   به ویژه اگر فقیه کذا در حد منتظری،  صانعی یا مکارم و خزعلی از حماقت و بلاهت نیز برخوردار باشد!   

 
می‌بینیم که «بی‌بی‌سی» بی‌جهت نظر لطف به حضرت آیت‌الله پیدا نکرده!  ایشان در پریشانگوئی به راستی گوی سبقت از خمینی دجال ربوده‌اند.   و هذیانات حضرت آیت‌الله در سایت‌های فارسی زبان مانند بمب ترکیده!  و جمله ایرانیان از شهامت و سیاست ایشان مبهوت‌اند.   اگر قرار است ولی فقیه بر همة قوای کشور نظارت مستقیم داشته باشد مسلماً این نظارت عرصة سیاسی و اقتصادی را نیز شامل می‌شود ولی منتظری به دلیل آیت‌الله بودن و کسب علم در حوزة جهلیه اصلاً این مسائل حالی‌اش نیست،  او می‌پندارد «نظارت» خارج از «دخالت» هم وجود دارد!   در هر حال اگر منتظری کوچک‌ترین شناختی از مسائل جامعه می‌داشت،  الطاف «بی‌بی‌سی» به طور حتم شامل حالش نمی‌شد.     
  

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

نسخة پی‌دی‌اف ـ راپیدشیر

 

 

پیوند این مطلب در گوگل


فیلترشکن‌های جدید26سپتامبر2008

http://www.surfasme.info
http://supertokens.com
http://www.thoughtson.info
http://www.freeunblox.com
http://www.hidememonkey.info
http://www.freeit10.info
http://sunbrowse.com
http://j7o.info
http://5b0.info
http://cantgetmy.info
http://www.freeit5.info
http://5gc.info
http://smudgey.info
http://6jg.info
http://vieweverything.info
http://www.eyeshoe.com
http://www.heypeep.com
http://www.jofo.info
http://www.jeha.info
http://www.tboo.net
http://www.freeit1.info
http://www.f-a-c-e-b-o-o-k.info
http://www.freeit6.info
http://79h.info
http://coreproxy.net
http://dontbebored.info
http://www.hidemetonight.info
http://www.jihe.info
http://www.freeit3.info
http://thegogog.info
http://hidefilter.info
http://www.mesurftoday.info
http://5xq.info
http://www.freeit17.info
http://www.hidemeduck.info
http://www.freeit19.info
http://www.easyproxies.net
http://www.backin.info
http://www.tigersurf.info
http://www.freeit2.info
http://www.freeit15.info
http://keep6.info
http://www.hidemeday.info
http://redhotautos.com
http://www.freeit20.info
http://www.jiwo.info
http://www.ulow.net
http://www.alkalioctopus.info
http://www.hidemylaptop.info
http://www.hidebill.info


nahidna13 · 124 views · Leave a comment
25 Sep 2008 




  
اکنون که جیغ کلاغان
در عمق خواب‌های سحرگاهی
احساس می‌شود
آئینه‌ها به هوش می‌آیند
[...]

  
بالاخره پیوند فرخندة قم و واشنگتن آشکار شد.  به نظر می‌رسد مهرانگیز کار،  سوگلی طویلة بهرمانی،  بهزاد نبوی و آخوند منتظری گام به گام به «اجماع» نزدیک می‌شوند!   آنگلوساکسون‌ها که بیش از هشتاد سال است در پناه خیمة اسلام و مکتب سرخ تشیع به چپاول و سرکوب ما ملت اشتغال دارند،  به هیچ عنوان حاضر به خروج از سنگر اسلام نیستند.  و در همین راستا می‌کوشند حاکمیت پنهان دین را با شعار مزورانة «جدائی دین از دولت» بجای سکولاریسم یا «جدائی دین از سیاست» به ما ملت حقنه کنند.  کار آنچنان بالا گرفته که شعار عوامفریبانة «جدائی دین از دولت» به آخوند منتظری هم سرایت کرده و می‌بینیم که مخالف‌نمایان به اصطلاح سکولار حکومت اسلامی با آیت‌الله برگزیدة «بی‌بی‌سی» آبشخور واحدی دارند!   مسلماً اگر «زرنگی» یا بهتر بگوئیم شیادی باعث مرگ می‌شد،  امروز از نعمت وجود حاکمیت آمریکا،  و آیات عظام،  به ویژه آخوند منتظری و اوپوزیسیون حکومت اسلامی به رهبری مهرانگیز کار محروم بودیم،   چون همة اینان در یک مسیر قرار دارند.  

 
گاوچران‌ها که به بهانة ایجاد دمکراسی به افغانستان و عراق لشکرکشی کردند،  قصد اعمال سیاست مشابهی را نیز در ایران داشتند، ‌ تهاجم نظامی و استقرار عملة سازمان سیا در رأس هرم قدرت.   ولی یانکی‌ها اگر چه امروز علیرغم معلق زدن بدون وقفة «الی ویزل» و همپالکی‌های‌اش در فرانسه از جنگ افروزی ناتوان‌اند،  به هیچ عنوان از اعمال سیاست خود منصرف نشده‌اند!  هدف همان است که همیشه بوده:  حاکمیت فعلة فاشیسم بر ملت ایران.   در این راستا سیرک پادوهای آمریکا در نیویورک از بخش‌های مختلفی برخوردار می‌شود که تظاهرات اوباش‌الله تحت زعامت فقیه عالیقدر،  «الی ویزل» تنها یکی از آن‌ها بود.

 
بخش دوم سیرک نیویورک،  نشست خبری پاسدار اکبر،  مهرانگیز کار و چند تن دیگر از به اصطلاح مدافعان حقوق بشر را شامل می‌شود.  پیش از ادامة مطلب یادآور شویم که مهرانگیز کار که تا چندی پیش در «روز آنلاین» به ستایش و مداحی از ابودلقک بهرمانی و دیگر اوباش دستاربند حکومت اسلامی اشتغال داشت،‌  در این مرحله با صورتک «سکولاریسم» و با شعارهای به ظاهر «منطقی» وارد میدان مزدوری و شیادی شده تا ضمن تحریف تاریخ معاصر،  به ما بگوید که براندازی بهمن 57 یک انقلاب بر ضدامپریالیسم بود،  و به این دلیل «داس‌الله» فداکاری کرد و زیر عبای روح‌الله به سینه زدن پرداخت!

 
مهرانگیز کار پس از ایراد این سخنان شیرین و فریبنده،  که فقط فریبکاری شیرین عبادی را تداعی می‌کند به ما می‌گوید،  هر چند در حکومت دینی برابری زن و مرد ممکن نیست ولی جهت استقرار سکولاریسم نیازمند کمک آیات عظام برای استخراج مفاهیم مدرن از متون دینی هستیم!   چرا که «جنبش آش»،  یا همان جنبش زنان اسلام پرست،  به زعم حقوقدان برجستة جمکران «درونمایة ‌سکولار» دارد!  البته این «درونمایه» هر چند نامرئی است،   مهرانگیز کار به دلیل برخوردار بودن از جایگاه الهی و مزدوری قادر به دیدن آن شده.   سخنان شیوای این «حقوق‌دان» خیمة سردار اکبر در سایت گویانیوز انتشار یافته. 

 
مهرانگیز کار،  در پیامی که برای جمهوریخواهان لائیک ارسال کرده،  ادعا می‌کند سکولاریسم همان «جدائی دین از دولت» است،  و خواست مشروطه طلبان هم همین بوده!   مهرانگیز کار سپس می‌افزاید،  پس از انقلاب مشروطه این «سکولاریسم» را گاهگاهی در کشور شاهد بوده‌ایم!  اینکه ایشان مشاهدات‌شان چیست به خودشان مربوط است،  ولی ظاهراً «حقوقدان» مؤنث جمکران اصلاً متن قانون اساسی دوران پهلوی را هم نخوانده،  چرا که طبق این «قانون اساسی» فقها در شورای نگهبان حضور داشتند تا قوانین خلاف اسلام در کشور وضع نشود!  حال باید دید مقصود این خانم از سکولاریسم در قانون اساسی مشروطه چه بوده؟  بهتر است توضیحات بیشتری بدهند.   اتفاقاً دیروز آخوند منتظری هم بر همین امر تأکید داشتند که فقیه نباید به کار دولت دخالت کند،   فقط باید مواظب باشد که قوانین خلاف اسلام در کشور اجرا نشود!  البته به این نمی‌گویند «دخالت»،   می‌گویند حکومت پنهان آخوند!  به عبارت دیگر بازگردیم به همان دوران شیرین پهلوی‌ها که آخوندها از قماش منتظری و خمینی،  هم از توبرة ساواک و دربار می‌خوردند و هم از کاسة «سراب» اوپوزیسیون می‌نوشیدند،   و برای ما ملت چپاول شده معرکه می‌گرفتند!  و بعد هم به صلاح‌دید استعمار در جایگاه سلطنت قرار گرفتند!  باید به آخوند منتظری بگوئیم،  چشم نخورید!   اشتهای‌تان خیلی صاف است!  ایشان می‌پندارند تاریخ مملکت ما هم قصه‌های قرآنی است که بازگشت به گذشته را امکانپذیر می‌داند.  بانو مهرانگیز کار هم همینطور.        

 
البته ما از ناآگاهی مهرانگیز کار تعجب نمی‌کنیم،  چرا که ایشان اگر چنته‌اشان پر بود،  از حمایت سیاست‌های سفله‌پرور استعماری برخوردار نمی‌شدند.   بگذریم.  در هر حال خواهر مهرانگیز کار در پیام کذا فقط چرند نمی‌گویند،  ایشان تلاش دارند سخنان منطقی را با چرند و مهمل در هم آمیزند تا نتیجة مطلوب به دست آید.   نتیجة مطلوب از دید محفل حامی مهرانگیز کار این است که اگر زنان ایران از فقها کمک بگیرند تا مفاهیم برابری را در متون دینی برای‌شان اختراع کنند،  کمک به «سکولاریسم» خواهد بود.  چون به عقیدة ایشان گذار به سکولاریسم فعلاً صلاح نیست،  باید صبر کنیم تا نگرش مردم عوض شود!   چرا که به زعم حاجیه مهرانگیز،  با وضع قوانین نمی‌توان به سکولاریسم رسید!

 
بله،  اگر به سکولاریسم نمی‌رسیم،  در عوض حتماً با وضع قوانین می‌توان به حکومت «دینی» رسید!   فواید این حکومت این است که در پس «استنتاج‌های» علمی و منطقی و بی‌پایة  امثال «کار»،   سکولاریسم‌تان آنچنان بالنده خواهد شد که در تقابل با «سکولاریسم» قرار گرفته خواهان تحقق «جامعة آرمانی سکولار» یا همان «کشک» شوید!

   
 
پیشتر گفتیم که فعلة فاشیسم اصولاً با نظم،  قانون و مقررات بیگانه ‌است،  و می‌پندارد جنبش زنان باید خود را به دیدگاه امثال عبادی و مرضیه مرتاضی محدود کند و از طریق آیات عظام و در چارچوب دین اسلام به حقوق برابر برسد!  اینهمه تکیه بر اسلام از اینرو اجباری شده که خارج از چارچوب اسلام،  استعمار غرب از مایه ضرر خواهد کرد.  می‌بینیم که «سکولاریسم» مورد نظر محافل استعماری نیز از ترهات پاسدار اکبر و محمد خاتمی پیرامون «مردم‌سالاری دینی» پای فراتر نمی‌گذارد:‌

 
«هر گاه فعالان جنبش زنان از طیف دینی و غیردینی بتوانند به کمک جمعی از فقها مفاهیم برابری را از متون دینی استخراج کنند کار بر فعالان زن آسان می‌شود و یک چنین رویدادی به جنبش و درونمایة آن که سکولاریسم است یاری می‌رساند.»

 
هدف مهرانگیز کار از این پوچ‌گوئی‌ها این است که فعالان سکولار را تبدیل به مباشران جنبش محتضر آش کند.   البته از نظر ایشان امثال مریم بهروزی،  مرضیه مرتاضی و نوشین احمدی سکولاراند!   خلاصه کسانی را ایشان «سکولار» معرفی می‌کنند که اصولاً جنسیت زن را منکر می‌شوند،  و هدف‌شان نشستن بجای مردان است،  آنهم جهت به دست گرفتن قدرت در چارچوب همین قانون اساسی توحش صحرای حجاز،  نه استقرار یک حاکمیت سکولار.

 
می‌دانیم که «جدائی دین از سیاست» در حاکمیت سکولار الزامی است،  و برخلاف ادعای مهرانگیز کار هرگز در ایران چنین حکومتی وجود نداشته.   آنچه در ایران طی دوران پهلوی شاهد بودیم،  جدائی دین از دولت بود نه سکولاریسم!   چرا که کودتای کلنل آیرون‌ساید در واقع با هدف فراگیر کردن دین صورت گرفت.  و به گواهی تاریخ،  با هر کودتا،  اختیارات دستاربندان و اوباش در ایران افزایش یافته.   براندازی 22 بهمن 1357 در عمل اوج کودتای آیرون‌ساید بود.

 
 امروز این سیاست استعماری به دلیل فرسایش قصد بازگشت به نقطة آغاز خود را دارد:  تحریف مطالبات مشروطه طلبان از طریق تحمیل مدرنیزاسیون با شعار جدائی دین از دولت!   و جهت تحقق آرزوهای استعمار،  همة پادوهای غرب از جمهوری‌خواهان لائیک،  داس‌الله،  حزب‌الله،  آیات عظام حکومتی و «فاشیست ـ مسلمان‌های» داخل و خارج مرزها بسیج شده‌اند تا سکولاریسم را «جدائی دین از دولت» تعریف کنند!   و تعجبی هم ندارد که طی این «عملیات»،   مفاهیم مدرن و مطالبات صنفی مردم ایران می‌باید از درون متون دینی استخراج شود.  یا بهتر بگوئیم،  استعمار استخراج سکولاریسم از دین را برایمان تجویز فرموده و پادوهای‌اش از قماش مهرانگیز کار در راستای همین نسخة استعماری برای جنبش به اصطلاح سکولار پیام استحماری می‌فرستند. 

 
می توان چون آب در گودال خود خشکید
[...]
می‌توان همچون عروسک‌های کوکی
با دو چشم شیشه‌ای
دنیای خود را دید
[...]

 
مهرانگیز کار جهت مستدل جلوه دادن ترهات خود تأکید می‌کند که به استهزاء گرفتن شیوه‌های عمل جنبش زنان دین پرست،  چشم بستن بر واقعیت است!   باید از این مداح اکبر بهرمانی بپرسیم چه کسی چشم بر واقعیات می‌بندد؟  آن‌ها که در احکام توحش صدر اسلام به دنبال مفاهیم مدرن می‌گردند،  یا ما که می‌گوئیم در هیچیک از ادیان ابراهیمی حقوق زنان که هیچ،  «حقوق انسان» هم به رسمیت شناخته نشده؟  آیا این استدلال بی‌پایه است؟   آیا در متون دینی مفاهیم برابری وجود دارد،‌  آیا آیات عظام به برابری حقوق زن و مرد معتقدند،  یا اسلام حقوق برابر برای زن و مرد قائل شده؟  آیا در همین متون دینی نیست که اسلام زن و مرد را به عنوان «بندة» خدا،  و یا بنده و کنیز و غلام دیگری معرفی می‌کند؟   اما معرکة شیادی فعلة مؤنث فاشیسم به استخراج مفاهیم مدرن از احکام توحش ختم نمی‌شود.

 
مهرانگیز کار زنان را از پرداختن به ضوابط حقوق بشر نیز منع می‌کند و می‌گوید،  «صلاح نیست!» ایشان توصیه می‌کنند به آن‌هائی اقتداء کنید که «شرایط» را درک کرده‌اند و از نظر فقها استفاده می‌کنند،  چون نتیجه در هر حال یکی است!  بهتر بود می‌گفتند،  چون ما که بر سر برابری حقوق اختلافی نداریم،   برای ما و اربابان ما مهم این است که «حقوق زنان» در چارچوب قانون اساسی توحش تأمین شود،  چون ما اصولاً خواهان هیچ تغییر بنیادینی نیستیم!

 
بله مهرانگیز کار هم‌صدا با ناطق نوری و دیگر جنایتکارانی که سه دهه است با حمایت استعمار غرب ملت ایران را به زنجیر اسارت حکومت دینی کشیده‌اند،  ادعا می‌کند آخوند جماعت به الهامات مردم نزدیک است.   باید پرسید چه کسی چنین ترهاتی را به عنوان پیش فرض بر بحث‌های اجتماعی کشور تحمیل کرده؟   اینکه مشتی دستاربند فاسد بر روزمرة مملکت حاکم شده‌اند نشان از نزدیکی اینان به الهامات مردم نیست؛  سرکار خانم کار آنقدر در اکبربهرمانی «ذوب شده‌اند» که فراموش می‌کنند،  آخوندها از طریق سرکوب روزمرة مردم به موجودیت خود ادامه ‌داده‌اند!‌   مهرانگیز کار هم‌صدا با آخوند و «داس‌الله» در واقع خواهان حفظ چارچوب توحش حکومت دینی است و جهت گرم نگاه داشتن تنور شیادی در کمال بلاهت می‌گوید،  امروز زنان سکولار چنان پیشرفت کرده‌اند که می‌گویند،   قوانین به درد نمی‌خورد،  نگاه جامعه باید عوض شود!

 
می‌توان با سکه‌ای ناچیز ایمان یافت
[...]
می‌توان چون صفر در تفریق و جمع و ضرب
حاصلی پیوسته یکسان داشت 

 
به این می‌گویند پیشرفت واقعی در عرصة حماقت!   چرا که «دیدگاه مردم»  قوانین را تغییر نمی‌دهد،  و جالب اینکه برای حاکمیت هم این «دیدگاه‌ها» هیچگونه الزامی به همراه نخواهد آورد.   ولی قوانین می‌تواند با نفی دیدگاه مردم،  رفتار ویژه‌ای بر آنان تحمیل کند؛   سرکار خانم «کار»!  کور که نبودید و دیدید،   سه دهه است در ایران «قوانین» چگونه به زور سرنیزه جامعه را به دو بخش زنانه و مردانه تقسیم کرده،  تا زن را به عنوان «ابزار لذت» از دید «نامحرم» بپوشاند،  و با اینکار مانع از هرگونه ارتباط دمکراتیک میان مردم ایران شود.

 
ایجاد پارک ویژة زنان در تهران،  و ایجاد بازار ویژة زنان در کشور مصیبت‌زدة افغانستان در زمرة همین سیاست‌های استعماری است،  که زن و مرد را در تقابل با یکدیگر قرار می‌دهد.  پیشتر گفتیم که در یک جامعة دمکراتیک زن و مرد در کنار یکدیگر زندگی  می‌کنند نه در تقابل با یکدیگر.   در این راستا تقسیم جامعه در واقع تضعیف آن است،  و شاهدیم که سیاست «تقسیم» همچنان از سوی استعمار تشویق می‌شود.  و تا زمانی که قانون اساسی حکومت اسلامی تغییر نکند،  این تقسیم همچنان گسترش خواهد یافت.  دلیل پافشاری فعلة فاشیسم بر شعار «تغییر برای برابری» در عمل،  حفظ همین قانون اساسی است و بس:          

 
«کسانی که شرایط [...] را درک کرده‌اند [...] از نظرات فقها [...] استفاده می‌کنند [...] نتیجه یکی است. [اختلاف] بر سر روش است نه تغییر بنیادی ‌در خواسته‌ای که [تحت] عنوان برابری مطرح می‌شود [...] امروز در ایران جمعی از زنان سکولار به چنان بالندگی فکری رسیده‌اند که می‌دانند مادام که بینش دینی مردم [...]  نسبت به جنس زن اصلاح نشود،  حتی با فرض دگرگونی قوانین،  زنان همچنان [...] دیدگاه سلطه آمیز ستمگران را تحمل می‌کنند [...]»

 
چنین حقوقدانی را در هیچ اصطبلی جز در طویلة اکبر بهرمانی پیدا نمی‌کنید.  این قماش «حقوق‌دان» هنوز نمی‌داند که قوانین برای «احقاق حق» و «تأمین عدالت» وضع می‌شود، ‌ نه جهت تأئید دیدگاه عوام‌الناس!   فعلة فاشیسم که در همة امور صاحب‌نظر است،  پوپولیسم خمینی را سه دهه «نصب‌العین» نظریه‌پردازی‌های خودشان کرده‌،  و هنوز هم در کمال بیشرمی شارلاتانیسم و توحش خود را «توجیه» می‌کنند!   خوب است که این سر «حقوق‌دان» در آمریکا لنگر انداخته!  باید از این خانم بپرسیم اگر دیدگاه مردم مهمتر از قوانین است،  چرا سرکار در نازی آباد حقوق نخواندید و به دانشگاه رفتید؟  یا مگر در «دیدگاه» مرد آمریکائی،  زن از حق و حقوق برخوردار است؟   چه فرقی می‌کند که بگوئیم آری یا خیر؟!   این قوانین ایالات متحد است که حقوق برای زنان قائل شده!   زن آمریکائی آزاد ‌است که از حقوق قانونی خود صرفنظر کند،  ولی هیچ مردی نمی‌تواند چنین امری را بر او تحمیل کند.   پس مهرانگیز کار و آن زنان سکولار پیشرفته در ایران بدانند که فقط با غرقه شدن در لجنزار حماقت و شیادی است که می‌توان به چنین «بالندگی‌ها» دست یافت.  در واقع به زعم مهرانگیز کار لازم است زن ایرانی،  که بدون اجازة پدر حق ازدواج و سفر و حتی خروج از خانه ندارد،   به ویژه آن دختر بچه‌هائی که در روز چند نوبت به اجاره داده می‌شوند ـ  چرا که آیات عظام «ازدواج موقت» را جهت حفظ «نوامیس» جامعة اسلامی‌شان «واجب» کرده‌اند ـ  صبر پیشه کنند!   شاید روزی برسد که سازمان سیا رضایت بدهد و با تغییر «دیدگاه سلطه‌گران»،  رهبر نوینی برای‌مان از زباله‌دان‌ها بیرون کشیده و ارسال کند!    آنزمان است که مهرانگیز کار در پیام دیگری شاید به ما بگوید،  آن‌ها که مهرانگیزها برای‌شان از روز نخست «کار» کرده‌اند،   مایلند که جنبش زنان به کدام راه برود!   

 
می‌توان [...]
پرده را یک سو کشید و دید
[...]
می‌توان بر جای باقی ماند
در کنار پرده،  اما کور،  اما کر   
 
          

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

نسخة پی‌دی‌اف ـ راپیدشیر

 

 

پیوند این مطلب در گوگل


فیلترشکن‌های جدید25سپتامبر2008

http://adultunblocker.info
http://007browse.info
http://d8w.info
http://www.tutized.com
http://cantgetmy.info
http://allaudiodirect.com
http://www.tiproxy.com
http://www.bigproxies.net
http://www.jihe.info
http://www.juwo.info
http://www.jiwo.info
http://www.jugu.info
http://www.heypeep.com
http://v9q.info
http://www.fastfoodcouponsonline.info
http://www.surfercamps.com
http://proxy.freeware-programi.com
http://proxydailymotion.com
http://www.biqu.info
http://www.juvo.info
http://seefastcars.com
http://allstarsurfing.info
http://www.freeit4.info
http://gv8.info
http://www.backin.info
http://www.rebelproxysurf.info
http://www.jeze.info
http://sydelhost.com
http://www.unblockmycrap.com
http://www.jafe.info
http://www.proxy106.info
http://www.ispykar.info
http://www.freeit13.info
http://g5v.info
http://www.freeit10.info
http://j7o.info
http://www.guwa.info
http://www.freeit6.info
http://thegogog.info
http://www.killtimenow.info
http://g6h.info
http://q5s.info
http://www.freeit8.info
http://www.freeit7.info
http://www.freeit5.info
http://audioworldusa.com
http://5gc.info
http://s2vm.com
http://roxified.info
http://redhotautos.com


nahidna13 · 74 views · Leave a comment

1, 2, 3, 4, 5, 6  Next page