Calendar

December 2008
MonTueWedThuFriSatSun
 << <Sep 2010> >>
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031    

Announce

Who's Online?

Member: 0
Visitor: 1

rss Syndication

Posts sent on: 2001-01-01

19 May 2010 



 

محفل کودتای 22 بهمن به جسد میرحسین موسوی نیاز فوری پیدا کرده!  دستگیری پاسدار محسن آرمین،  و در پی آن دستگیری احمد یزدانفر،  سرپرست ارشد محافظان میرحسین موسوی را در این چارچوب می‌توان بررسی کرد.  با در نظر گرفتن تاریخچة ننگین سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و شرکت این سازمان در چند رشته عملیات خرابکارانه در مقر حزب جمهوری اسلامی و نخست وزیری که پس از حذف آیت‌الله بهشتی،  رجائی و باهنر به ریاست «جمهوری» خامنه‌ای و نخست وزیری میرحسین موسوی انجامید،  می‌توان حدس زد‌ اسرائیل برای گروه بهزاد نبوی مأموریت نوینی در نظر گرفته بود.   اما به دلیل تغییر شرایط،  این مأموریت به شکست انجامید.  تغییر موضع فرانسه در مورد توافق‌ سه جانبة گروه «بات»،  شامل برزیل،  ایران و ترکیه باعث ناکامی طرح اربابان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شد!

 

همچنانکه گفتیم اعضای طویلة مک‌کارتی با «واقعیت»،  یعنی «انسان» در زمان و مکان مشخص بیگانه‌اند،‌  در نتیجه نمی‌توانند تغییر شرایط را بپذیرند.  اینان  می‌پندارند با تکرار یک سیاست که پیشتر موفق بوده،  باز هم به نتیجة مطلوب می‌رسند.  این است دلیل کشتار زندانیان توسط قوة‌ قضائیة جمکران و این است دلیل به راه انداختن کاروان خردجال در بلاد غرب،  از جمله در شهر پاریس!  حضرات به محض اینکه محفل لاریجانی 5 جسد تروتازه در اختیارشان گذاشت برای تهاجم به سفارت حکومت اسلامی در پاریس اعلام آمادگی کردند.   اینان ابتدا در «تروکادرو» و سپس در برابر سفارت جمکران به عربده‌جوئی پرداختند،  البته با اجازة وزارت کشور! دلیل هم اینکه اتحادیة اروپا،  از زبان وزیر امور خارجه‌اش،  کاترین اشتون به دم‌جنبانی مشغول شده و دم از مذاکره می‌زد،   بدون اینکه بداند،  رجب‌ اردوغان علیرغم تمایل آنگلوساکسون‌ها به تهران پرتاب خواهد شد،  و حاکمیت فرانسه نیز در این گیرودار تغییر موضع می‌دهد!

 

وقتشه،  وقتشه رفتن وقتشه

[...]

سرد و ساده و شکسته،  آینة قدیمی‌ام من

با چراغ و گل غریبه،  با غبار صمیمی‌ام من     

 

به گزارش فرانس پرس در فیگارو،  مورخ 18 مه 2010،‌  نیکولا سرکوزی،‌  رئیس جمهور فرانسه توافق‌های تهران را مثبت ارزیابی کرد.   به زبان ساده‌تر،  حاکمیت فرانسه با اتخاذ چنین موضعی،  از اتحادیة اروپا فاصله گرفت و دست خون‌آلود انگلستان را در پوست گردو گذاشت.   نیازی به توضیح نیست که بگوئیم علاوه بر انگلستان،  بازندة دیگر توافق‌ «بات» جناح هیلاری کلینتون در ایالات متحد خواهد بود.  به همین دلیل است که نمایندگان مجلس جمکران با هدف بحران‌آفرینی به شیخ صادق لاریجانی «نامة سرگشاده» می‌نویسند که چرا «سران فتنه» را محاکمه نمی‌کند،  و شیخ صادق هم کاسه کوزه‌ها را بر سر مقام معظم می‌شکند!

 

مي‌مونم زير هجوم سنگی آوار کینه

واسه بازیچه نبودن،  آخرین بازی همینه 

 

همچنانکه انتظار می‌رفت سگ‌های هار آنگلوساکسون‌ها از جمله مقام معظم رهبری و پاسدار شریعتمداری و محفل لاریجانی‌ها به صور مختلف با بیانیة‌ «بات» مخالفت کردند و دلیل هم روشن است.  این لاشخورها 31 سال است که به دلیل جنگ و تحریم در همة زمینه‌ها «پیشرفت» می‌کنند و چنین می‌پندارند که همچنان می‌توانند به پیشرفت خود ادامه دهند!   اما سخت در اشتباه‌اند.   

     

من عروسك كدوم بازي وحشت

من عروس قحطي كدوم تبارم

كه مث تولد فاجعه سردم

كه مث حادثه آرامش ندارم

 

پیش از ادامة مطلب لازم است به پیام یکی از خوانندگان بسیار محترم در باب مسلمانان افراط‌گرا پاسخ دهیم.  اگر اشتباه نکنم،  ایشان می‌گویند از آنجا که مسلمانان ‌افراط‌گرا با آزادی‌بیان مخالف‌اند،  هنرمندان غرب برای حفظ آزادی بیان جان خود را به خطر می‌اندازند!  خوانندة گرامی!   افراط‌گرا،  چه مسلمان و چه مسیحی و یهودی با آزادی بیان مخالف است.  کاتولیک‌های فرانسه این مخالفت را به وحشیانه‌ترین صورت ممکن در قلب شهر پاریس به نمایش گذاردند.  اینان با انفجار بمب در سینمائی که فیلم «آخرین وسوسة مسیح» را به نمایش گذارده بود مرتکب قتل هم شدند و کلیسای کاتولیک نه در فرانسه و نه در واتیکان این جنایت را محکوم نکرد!   فیلم آخرین وسوسة مسیح نه پیامبر مسیحیان را با بدن سگ و کفتار نشان می‌داد،  نه مسیح را به سخره گرفته بود.  این فیلم با نمایش آنچه در آخرین لحظات زندگی می‌توانست در ذهن مسیح بگذرد،‌  یکی از جزم‌های کلیسای کاتولیک را به زیر سئوال ‌برده بود.

 

به عبارت دیگر بمب‌گذاران متعهد و مکتبی،  از اینکه هنرمندی جسارت کرده،  «تخیل» خود را خارج از چارچوب مقدس «دگم‌ها» به نمایش در ‌آورده و به زبان تصویر،  رویای داشتن زندگی خانوادگی،  رویائی را که در واپسین دم حیات به ذهن عیسی خطور کرده به مخاطب می‌نمایاند،  سخت خشمگین شده تماشاگران فیلم را به قتل رساندند.  البته حضرات از کاتولیک‌های متعصب معمولی نبودند،  اینان می‌دانستند که به جرم قتل عمد مجازات نخواهند شد،  همچنانکه مجازات هم نشدند!

 

دخالت کلیسا به آزادی بمب‌گذاران شریف و متمدن منجر شد، ‌ و همچنانکه پیشتر هم گفتیم،  دولت وقت فرانسه فیلم مذکور را در شبکة سراسری تلویزیون دولتی به نمایش گذاشت تا به کاتولیک‌های افراطی و به ویژه به واتیکان و شاخک‌های‌اش در لندن و واشنگتن تفهیم کند که حاکمیت فرانسه هنوز «لائیک» است.  به عبارت دیگر،  تحریک افکار عمومی بر ضد «آزادی بیان» و توجیه جنایت به بهانة تعصبات مذهبی به کشور فرانسه هم کشیده شد،   و در راستای همین سیاست توحش بود که تحت نظارت ژیل ژاکوب،  سطوری از «آیات شیطانی» را در فستیوال کن «تلاوت» کردند. فستیوالی که در چارچوب سیاست‌های ارتش ناتو فعالیت می‌کند.  با توجه به آنچه در مورد رومن پولانسکی و جهان سینما در وبلاگ «جنایتکاران بدون مرز» ‌آوردیم،  توزیع جوایز در فستیوال‌های غرب در چارچوب‌ اهداف مقدس «مافیا» و منافع ارتش ناتو صورت می‌پذیرد و استقرار حکومت‌های اسلامی در منطقه به دلیل هم‌سوئی کامل ناتو با محافل مافیا امکان‌پذیر شده.

 

منافع  این محافل چنین ایجاب می‌کند که مناطق مسلمان‌نشین در آشوب و بحران و جنگ فرو افتند،  تا از یک‌سو دست اسرائیل برای تجاوز باز باشد،  و از سوی دیگر رونق بازار سیاه افزایش یابد.  با استقرار تاچر در جایگاه نخست‌وزیری بریتانیا،   اشغال سفارت آمریکا و جنگ ایران و عراق این شرایط فراهم آمد.  جنگ 8 سال به طول انجامید،  و طی اینمدت نه کاریکاتور محمد به بازار آمد نه آیات شیطانی،   نه مستند «فتنه».   دلیل هم اینکه حکومت اسلامی می‌توانست با تکیه بر شرایط ویژه هر روز به لشکرکشی خیابانی بپردازد.   هر روز اوباش ساواک،  تابوت به دست با عربدة‌ «این گل پرپر ماست،  هدیه به رهبر ماست» خیابان را اشغال می‌کردند و دیدیم که اخیراً سایت اخبار روز هم از «گل‌های پرپر»‌ سخن به میان آورده و ابراز رضایت کرده بود.   شاهد بودیم چگونه در کنار مصائب جنگ،  مراسم عزاداری و عربده‌جوئی اوباش را به روزمرة ملت ایران تبدیل کردند.  هر روز از سوی تشکل‌های موهوم نظیر «خانوادة شهدا»، «جانبازان انقلاب»،  و ... و امت حزب‌الله توقعات نوینی مطرح می‌شد که مهم‌ترین‌شان همان «رعایت حجاب» و سرکوب اجتماعی بود!   کمک «هنرمندان» ساکن غرب به سیاست‌های سرکوب استعماری در ایران زمانی الزامی شد که جنگ پایان یافت و برای نظام مقدس بحران «کمبود مقدسات» پیش‌ آمد.   اینجا بود که هنرمندان «انسان‌دوست» برای جبران کمبود کذا پای به صحنه گذاشتند.  ما راضی نیستیم این هنرمندان گرامی برای حفظ «آزادی بیان» جان‌شان را به خطر اندازند.       

 

حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا پس از پایان جنگ ایران و عراق،  بعضی «هنرمندان» جنایات حکومت‌های دست‌نشاندة ارتش اسلام‌پرور ناتو را به پیامبر مسلمانان نسبت می‌دهند،  ولی هیچیک از این هنرمندان با ذوق،  از تهاجم وحشیانه اسرائیل به لبنان و فلسطین یا از استقرار حکومت‌های اسلامی در کشورهای عراق و افغانستان توسط ارتش ناتو و جنایات این ارتش در کشورهای مذکور طبع لطیف‌اش الهام نمی‌گیرد و این جنایات را به عیسی و موسی مرتبط نمی‌کند؟   به زبان ساده‌تر،  چگونه است که جنایات آنگلوساکسون‌ها در ایران،  عراق و افغانستان به حضرت عیسی و تعالیم ایشان، ‌ و جنایات ارتش اسرائیل در لبنان و فلسطین به حضرت موسی و مأموریت الهی آنحضرت مرتبط نمی‌شود؟

 

همچنانکه در «تاچریه» هم گفتیم هدف از ترسیم کاریکاتورهای محمد تحریک افکار عمومی در کشورهای مسلمان‌نشین و فراهم آوردن زمینة سرکوب ملت‌های منطقه است.  چرا که حکومت‌های جهان اسلام افتخار نوکری برای عموسام را دارند.  در نتیجه،  به محض اینکه شایع شود یکنفر به پیامبر اسلام یا به حجاب زن توهین کرده،  سگ‌های‌هار استعمار به ویژه در ایران پارس کردن می‌آغازند و اوباش را به خیابان ارسال می‌کنند.  این است هدف کارفرمایان فیلم‌سازان و کاریکاتوریست‌های هنرمند:  ایجاد تنش در کشورهای مسلمان‌نشین برای تشدید سرکوب آزادی بیان.   اینان مدافع آزادی بیان نیستند؛  کاملاً بر عکس!  

 

حضرات خواهان محدودیت آزادی‌های انسانی در کشورهای منطقه‌اند چرا که آزادی بیان در این کشورها تهدیدی خواهد بود برای منافع استعماری غرب.  به همین دلیل است که نفی واقعیت را شاهدیم.   نوکری علی خامنه‌ای برای سفارت انگلستان را نمی‌توان به پیامبر اسلام منسوب کرد.  خامنه‌ای در هزارة سوم و در کشور ایران برای تأمین منافع اربابان‌اش در لندن و واشنگتن به کشتار و سرکوب ملت ایران مشغول شده.   این جنایات چه ارتباطی با پرسوناژ محمد در صحرای حجاز دارد؟  یا اینکه تحریک افکار عمومی و منطق‌ستیزی چه ارتباطی با دفاع از آزادی بیان می‌تواند داشته باشد؟   آزادی بیان با پروپاگاند انسان‌ستیز استعمار در تضاد قرار می‌گیرد.  دامن زدن به تعصبات را آزادی بیان نمی‌خوانند،   به ویژه که این عمل به سرکوب انسان‌ها منجر شود.   پس می‌پردازیم به سرکوب آزادی بیان در کشورهای مسلمان‌نشین از طریق تحریک افکار عمومی.   اگر بخواهیم به صورت منطقی به پرسش‌های فوق پاسخ دهیم می‌باید با چارچوب عملکرد ارتش ناتو و اعمال «سیاست انسداد» در منطقه آشنا باشیم.

 

در مورد سیاست انسداد پیشتر توضیح داده‌ایم و تکرار مکررات نخواهیم کرد.  سه دهة پیش ارتش ناتو از طریق کودتا اسلام‌گرایان را در پاکستان و ایران به قدرت رساند، سپس ارتش به اصطلاح لائیک ترکیه که عضو ناتو نیز هست کودتا کرد تا آموزش شرعیات را در مدارس دولتی اجباری کند.   به تأئید مورخین و به گواهی آنچه طی سه دهة اخیر حداقل در کشور ایران شاهدیم،  براندازی حکومت ایران توسط آنگلوساکسون‌ها و متحدان‌شان در ناتو سازماندهی شده و با همیاری و همکاری صمیمانة نیروهای «نظامی ـ امنیتی» ایران که از شاخک‌های سازمان ناتو به شمار می‌روند تحقق یافت.   نارضایتی «مردم» از حکومت را در پرانتز می‌گذاریم،  چرا که در یک حکومت دست‌نشاندة استعمار این نارضایتی برای سازماندهی به شورش و براندازی الزامی است.  حال به صورت شتابزده نگاهی داشته باشیم به آنچه پس از رفتن شاه در ایران پیش آمد.

 

طی 37 روز دوران نخست وزیری شاپور بختیار،   ارتش و ساواک عملاً کشور را فلج کردند تا آیت‌الله خمینی،   رهبر کبیر «انقلاب» را در تهران تخلیه کنند و لشکرکشی‌های خیابانی «مردم» با شعار «مرگ بر شاه»،  و «مرگ بر بختیار» به روزمرة ایرانیان در شهرهای بزرگ تبدیل شود.  مرحلة بعد،  قرار گرفتن همین «مردم» در سنگر تعصبات و باورهای مقدس عوام بود که پیروی موذیانة دولت خیابانی مهدی بازرگان را به همراه داشت.   به این ترتیب که با استقرار اوباش اسلام‌گرا در رأس امور،    زمینة گسترش بحران فراهم می‌آمد.

 

قطب‌زاده در جایگاه سرپرست رادیو و تلویزیون،  بلافاصله کارمندان بی‌حجاب از جمله احترام برومند،  همسر داوود رشیدی را اخراج کرد،  و رجائی خواهان کاهش تعطیلات نوروزی شد!   مهدی بازرگان که امروز بعضی‌ها نور دمکراسی در چهرة پلیداش رویت کرده‌اند چه می‌کرد؟ هیچ!   این موجود جبون و بنده‌صفت بجای اینکه در ارتباط با مسائل فوق مواضع خود را مشخص کند،  به نعل و به ‌میخ می‌زد.  هر شب مهدی بازرگان در تلویزیون ما را «نصیحت» می‌کرد و هر روز ماشالله قصاب و زهرا خانوم به ما تفهیم می‌کردند که حکومت «مردمی» است!   چه کسی از این وحشی‌گری‌های مردمی  حمایت می‌کرد؟   کارخانة رجاله‌پروری یا ملت ایران؟  مسلماً خواست ملت ایران تبدیل کشور به طویلة طالبان نبود.  همچنانکه خواست ملت‌های عراق و افغانستان نیز برخورداری از چنین شرایط اسف‌باری نبوده و نیست.   اما شاهدیم که ناتو،  با هدف تاراج نفت و نظارت بر شاهراه‌های ارتباطی،  حمایت از تعصبات مذهبی و توحش «مردمی» پیشه کرده و خاک عراق و افغانستان را به توبره کشیده.  بهانه چیست؟  استقرار دمکراسی،  مبارزه با افراط‌گرایان اسلامی و مبارزه با تروریسم!

 

در واقعیت چه می‌گذرد؟  تحمیل قانون اساسی مشابه قانون توحش جمکران به ملت‌های عراق و افغانستان و استقرار حکومت اسلامی در این دو کشور.   و اگر ایاد علاوی و نوری‌المالکی برای ما ناشناخته‌اند،  مقتدی‌صدر و کرزای برای‌مان بیگانه نیستند.  کرزای از طالبان سنی و مقتدی‌صدر از جمله طالبان شیعی‌مسلک است. روزمرة‌ ملت‌های عراق و افغانستان را نادیده می‌گیریم و این پرسش‌ها را مطرح می‌کنیم.   چه کسی یک لشکر ـ  هر لشکر از 10 هزار نظامی تشکیل شده ـ  در اختیار مقتدی‌صدر گذارده؟   تجهیزات و حقوق اعضای لشکر مذکور چگونه تأمین می‌شود؟  چه کسی دست لشکر مقتدی صدر را برای باج گیری،  تهاجم به استادیوم‌های ورزشی،  رستوران‌ها و مراکز آموزشی یا شکنجه و قتل همجنسگرایان بازگذارده؟  این جنایات تحت نظارت ارتش ‌اشغالگر و با تأئید اشغالگران صورت می‌گیرد.   سازمان القاعده صورتکی است بر چهرة پلید اشغالگران کشور عراق همچنانکه هنر هنرمندان کذا صورتکی است بر آزادی‌ستیزی غرب در کشورهای منطقه.   

 

به گزارش فیگارو،  مورخ 14 مه 2010،   طی مسابقة فوتبال در شهر ترکمن‌نشین «تل‌عفار» یک اتومبیل حامل بمب منفجر شد.   «تل عفار» در نزدیکی مرز عراق و سوریه واقع شده و مدت‌ها صحنة درگیری با «القاعده» بوده و سازمان کذا که همچون امام روشن‌ضمیر با آمریکا «ظاهراً» در نبرد است،   حتماً تماشای مسابقة فوتبال را از مظاهر غرب زدگی برآورد کرده!   همچنین در تاریخ 10 ماه مه،  نیروهای پلیس و کارگران صنایع نساجی شهر «هیلا» هدف حملات سازمان کذا قرار گرفتند.  هنگام خروج کارگران،  دو اتومبیل حاوی مواد منفجره در پارکینگ یک کارخانة نساجی منفجر شد،  و زمانی که پلیس و نیروهای امداد خود را به محل رساندند،  یک اتومبیل دیگر نیز منفجر شد.   این 3 انفجار حدود 70 کشته و  بیش از 200 زخمی برجای گذاشت.  چند ساعت پیش از این انفجارهای خداپسندانه،  بمبی در نزدیکی مسجد شیعیان شهر «سوویرا» منفجر شده بود،  و به محض اینکه مردم برای کمک به مصدومین به سوی محل حادثه شتافتند انفجار یک اتومبیل حاوی مواد منفجره در میان جمعیت 11 کشته و 70 زخمی برجای ‌گذاشت.

 

 اما در این روز فرخنده مبارزات القاعده با امپریالیسم به این مختصر محدود نماند.  طی 90 دقیقه،  نقاط کنترل امنیتی بغداد با بمب و سلاح گرم مورد تهاجم قرارگرفت و گویا مهاجمین لباس کارگران شهرداری برتن کرده،    سلا‌ح‌های‌شان به صداخفه‌کن مجهز بوده و خلاصه کل این عملیات را به حساب انتقام قتل دو رهبر القاعده،  ابوعمار البغدادی و ابوایوب المصری گذاشتند!   حال آنکه عملیات مذکور در واقع پیش‌درآمد سیاست دیوید کامرون در کشور عراق است.   هدف آنگلوساکسون‌ها همچنانکه گفتیم تجزیة عراق به سه بخش کرد،  شیعه و سنی بوده،  اینهمه با هدف تجزیة ایران.  

 

در واقع سازمان القاعده در هم‌سوئی کامل با اشغالگران و در مسیر تحقق اهداف‌ استعماری اینان حرکت می‌کند.  شبکة کذا شاخک مافیای کلمبیاست که در لبنان نیز فعال شده،   و میانه‌اش با واتیکان بسیار خوب است.   آمریکا هم یک پایگاه نظامی در کلمبیا احداث کرده که ارواح شکمش با شبکة مواد مخدر مبارزه کند.  بی‌دلیل نیست که کلمبیا همچون افغانستان به مرکز تولید مواد مخدر تبدیل شده:‌  تریاک و هروئین در افغانستان و کوکائین در کلمبیا.   مشخص نیست چگونه کوکائین کلمبیائی سر از لبنان در آورده!

 

به گزارش فیگارو،  مورخ 17 مه 2010،  گمرک لبنان در یک محمولة ارسالی از کلمبیا 103 کیلو کوکائین ناخالص کشف کرد که بهای آن در بازار به حدود 10 میلیون دلار بالغ می‌شود.   محمولة‌‌ کذا از کلمبیا ابتدا به بندر «آنورس» در بلژیک رفته،  و در این کشور چنان با مهارت بسته‌بندی شده که هم از اشعة ایکس و هم از مشام سگ‌ها پنهان مانده تا به بیروت رسیده!   همچنین در تاریخ 12 ماه مه،   یعنی دو روز پس از عملیات القاعده در عراق،  پلیس ایتالیا متوجه می‌شود که مافیای کلمبیا و «کالابر» برای پنهان کردن مواد مخدر از یک صومعه استفاده می‌کنند.   البته روح خواهران مقدس از این ماجرا خبر نداشته!   ولی ما در حیرت‌ایم که یک کلمبیائی در کشور ایتالیا دربان صومعه باشد،   و این دربان پلید است که با قاچاقچی‌ها همکاری می‌کند!   خلاصه،   شبکة «کالابر» و «کلمبیا» در حوالی میلان با دستگیری 33 قاچاقچی دیندار و مومن و خداپرست متلاشی می‌شود.   

 

کلنل «کاپه‌لانو» به فرانس‌پرس می‌گوید،   خواهران در جریان نبودند،  دربان کلمبیائی قاچاقچی‌ها را به بهانة زیارت،  و تزکیه نفس به صومعه می‌آورد!   بله،  تزکیه نفس باکوکائین خیلی کیف داره!  به ویژه که این مادة مخدر محرک جنسی نیز هست و انتخاب صومعه حکمتی داشته،   هر چند خواهران از همه جا بی‌خبر بودند!   درود بر پازولینی،  و فیلم ماجراهای کانتربری!  هر چند پازولینی هم قربانی مافیا شد.  از مطلب دور افتادیم!   بازگردیم به پروژة ترور میرحسین شهید!

 

ديگه ديره واسه گفتن

این کلام آخرینه

فرصت ضجه نمونده

لحظه‌های واپسینه   

 

بله قرار بود سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ترور یک جسد سیاسی،  یعنی همان میرحسین موسوی،  قتل را به دارودستة احمدی‌نژاد نسبت دهد و با همیاری قوة قضائیه که به نوبة خود جهت تحریک افکار عمومی،  تمام تلاش خود را برای اعدام زندانیان غیرخودی به کار بسته،  یک کاروان خردجال به افتخار رستاخیز الاغ مردة لازار به راه اندازند که تیرشان به سنگ خورد ، کمانه کرد و بر فرق مقام رهبری فرود آمد.   ماجرا از این قرار است که گروهی از نمایندگان مفلوک مجلس جمکران پس از حدود یک سال خفقان،  بجای استیضاح وزیر دادگستری و یا وزیر کشور،   برای رئیس قوة قضائیه نامة سرگشاده ارسال کرده خواهان محاکمة سران فتنه شده‌اند!   شیخ صادق هم می‌گوید،   قوة قضائیه مستقل است و گوش به فرمان رهبری!    

 

وقتشه،  وقتشه رفتن،  وقتشه! 

 

 

 


 

 


nahidna13 · 30 views · Leave a comment
05 Dec 2008 




  
با پوزش از خوانندگان گرامی،  امکان به روز کردن تمامی وبلاگ‌های ناهید رکسان وجود ندارد.  از اینرو تا اطلاع ثانوی فقط «بلاگ‌اسپات»،  «وردپرس» و «اپرا» به روز خواهد شد.  حال بپردازیم به موضوع امروز!

 
مشکل ما با حکومت اسلامی،  شخص علی خامنه‌ای و یا اصل «ولایت فقیه» نیست! مشکل ما قانون اساسی این حکومت است.  از اینرو ابراهیم یزدی و دیگر خدمة رمزی‌کلارک که این روزها در مالزی به بلبل‌زبانی مشغول شده‌اند،  بهتر است سکوت اختیار کنند.     

 
در دستگاه حکومت اسلامی جز شارلاتان و شیاد،  خائن و مزدور،  و به ویژه روسپی سیاسی هیچ نخواهیم یافت،  اما به راستی که هیچیک به گرد ابراهیم یزدی،  شیخ مهدی بازرگان و شرکاء نمی‌رسد.   اینان کارگزاران مستقیم آمریکا برای کودتا و براندازی‌اند.  اینان از توطئة براندازی سلطنت حمایت کردند،  تا «ولی‌فقیه» بجای «شاه» بنشیند،  و مشکلات آمریکا،  به ویژه معضلات دولت «علیاحضرت ملکه» برای جایگزین کردن اتحادجماهیر شوروی با اتحادجماهیر نوکری حل شود،  و امروز هم‌اینان باز هم برای حل مشکلات آنگلوساکسون‌ها با هدف یک براندازی‌ نوین، از طریق ایجاد بحران و آشوب فراگیر بسیج شده‌اند.   

 
در راستای اعمال شیوة ‌فاشیستی «تمرکز بر یک نقطه»،  پادوهای آمریکا برای حفظ حکومت اسلامی و قانون اساسی متحجر آن بر «حذف ولایت فقیه» تمرکز یافته‌اند، همچنانکه در سال 1357 نیز تبلیغات استعماری بر یک نقطه متمرکز شده بود:  شاه!  مهمترین ویژگی روند تمرکز بر یک نقطه،  «باز تولید نقطة تمرکز» دیگری است که  همزمان با گسترش یک بحران روند بازتولید آنرا نیز تداوم می‌بخشد.   به این ترتیب جامعه بجای رشد و تحول و پیشرفت از بحرانی به دامان بحرانی عمیق‌تر فرو می‌افتد.

 
تجربة تمرکز مطالبات مردم بر یک نقطه در کشورمان از تمرکز بر «تنباکو» آغاز شد و به صورتی کاملاً موفقیت‌آمیز به تمرکز بر «نفت» و «سلطنت» کشیده شد،  ولی همواره مقصد غائی آن گسترش سرکوب و چپاول ملت ایران بوده.   تمرکز مطالبات مردم بر «شاه»،  همانطور که دیدیم به کودتای 22 بهمن و استقرار حکومت نعلین‌های مزدور غرب انجامید.   سپس دوران تمرکز بر «آمریکا» فرا رسید،  و امام سیزدهم از زبان ساواک فرمودند،  هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید!  البته قبلاً اجازة‌ این شکرخوری‌ها را از آمریکا گرفته بودند،  و اینگونه بود که سفارت آمریکا نیز توسط بوزینه‌گان همیشه در صحنه اشغال شد تا تحریم اقتصادی و جنگ بتواند بحران نوین یا نقطة تمرکز دیگری را بازتولید کند:  «جنگ، جنگ تا پیروزی»!  جنگ تا سقوط صدام، جنگ تا آزادی قدس و بالاخره نوشیدن جام زهرمار و شهادت امام سیزدهم!   

 
در پایان دوران اکبربهرمانی نیز نقطة تمرکز برای عوامفریبی «اصلاحات» نام گرفت،  و  اصلاحات‌چی‌ها توانستند دامنة سرکوب و قتل‌های زنجیره‌ای دوران سازندگی را گسترش دهند.  ولی دوران نکبت و ادبار خاتمی به کودتای ناکام 18 تیر منجر شد.  و بالاخره رسیدیم به آخرین جرعة این جام تهی،  یعنی همان احمدی نژاد خودمان که قرار بود با بحران دروغین هسته‌ای یک جنگ خوب برای «صلح و پیشرفت اقتصادی» آنگلوساکسون‌ها در مرزهای ایران به راه اندازد که موفق نشد.  البته حکومت جمکران و اربابان تلاش خود را کردند،   نتیجة مطلوب به دست نیامد!  بله متأسفانه برخلاف آنچه گفته‌اند،  «خواستن» به هیچ عنوان «توانستن» نیست!  به ویژه در عرصة سیاست!    

 
     
به گزارش سایت رادیوزمانه،  مورخ 14 آذرماه سالجاری،  ابراهیم یزدی در مالزی خواهان حذف ولایت فقیه از قانون اساسی شده!  اعضای نهضت منفور می‌پندارند که هنوز به شیوة دوران شیرین ریاست جمهوری جیمی کارتر می‌توانند با سرقت مطالبات مردم تنور اسلام و دین‌فروشی‌شان را گرم نگهدارند.  زمانیکه صدرحاج سید جوادی، وزیر کشور شیخ مهدی بازرگان بر اساس حدیث مسلم،  فرمایش معصوم و نهج‌البلاغه برای ما ملت قانون اساسی تدوین می‌کرد،  اعضای این «نهضت منفور» از جمله ابراهیم یزدی همگی خفقان گرفته بودند،   چرا که آنزمان اعتراض به چنین ترهاتی مورد تأئید اربابان‌شان قرار نمی‌گرفت.  بنابراین اصل «ولایت‌فقیه» کاملاً دمکراتیک تلقی می‌شد!    امروز هم نظر اربابان هیچ تغییری نکرده،  ولی از آنجا که خطر تعطیلی دکان اسلام و قرآن وجود دارد،  لازم آمده نوکران سنتی سازمان سیا به «شیوة سنتی» با سرعت هرچه تمام‌تر ولایت فقیه را «هدف» قرار دهند!   امروز که اکثر گروه‌های مخالف حکومت دینی خواهان تدوین قانون اساسی مطابق با اعلامیة جهانی حقوق بشر شده‌اند،   پادوهای رمزی کلارک نیز در مالزی سخن از حذف ولایت فقیه از قانون اساسی جمکران می‌رانند،  نه برای استقرار دمکراسی که جهت تحمیل مضحکه‌ای به ‌نام «جمهوری قرآنی» به مردم ایران.  

 
«نایب تیمورخان»،  مفتش تأمینات از پرسوناژهای رمان «دائی‌جان ناپلئون» است،  که به تقاضای عزیزالسلطنه برای تحقیق در بارة ناپدید شدن همسرش،  دوستعلی میرزا پای به عرصة رمان می‌گذارد.   نایب مذکور  آسپیرانی دارد به نام «غیاث آبادی» که بعدها با قمر،  دختر ناقص‌العقل عزیزالسلطنه ازدواج می‌کند.  ویژگی نایب این است که بدون مشاهدة جسد،  در پی قاتل است و در این مهم به همه مظنون!  نایب با همه  مخالفت می‌کند،  به همه دستور می‌دهد،  از همه بازجوئی می‌کند و می‌خواهد همه همان بگویند که او می‌خواهد!   مهم‌ترین تکیه کلام‌های نایب تیمورخان،  «ساکت!»،  «جواب بده» و «زود،  سریع،  فوری» است!   نتیجة «تحقیقات» نایب تیمورخان،  فراهم آوردن فرصت برای همخوابگی آسپیران با قمر بود!  چرا که اصولاً قتلی در کار نبود.

 
سیاست آنگلوساکسون‌ها در کشورمان شباهت عجیبی به رفتار نایب تیمورخان پیدا کرده.   اینان نیز خواهان رسیدن به پاسخ و نتیجة مطلوب‌اند،  البته «زود،  سریع،  فوری!»   درست همانطور که در سال 1357،  چنین پاسخی را در عرض چند ماه پیدا کردند.  پس از یک‌قرن نخست وزیری هویدا،  به یکباره دوران نخست وزیران یکبار مصرف فرا رسید.  و با تأئید سفارت آمریکا،  آموزگار جای خود را به شریف امامی سپرد،  سپس ساواک بوزینه‌های لباس شخصی را برای تخریب ادارات دولتی به مرکز شهر روانه کرد و معرکة 13 آبان به راه انداخت،  و یک ژنرال بی‌دندان و هاف‌هافو که حتی مصدرش هم از او حرف‌شنوی نداشت،  مأمور تشکیل دولت نظامی شد!  و پس از نشست گوادالوپ،  آمریکا،  انگلستان،  فرانسه و آلمان بیانیة «چنج،  وی نید» را صادر کردند.  بله دروغ می‌گویند،  «چنج،  وی نید» اختراع اوباما نیست،  گروه برژینسکی همواره به چنین چنج‌هائی «نید» داشته و دارد.   در نتیجه همیشه باید یک دوستعلی‌خان ناپدید شود تا نایب تیمورخان وارد صحنه شده،  «زود،  سریع،  فوری» امثال آسپیران غیاث‌آبادی‌ را به نان و نوائی برساند.

 
این روند آنقدر در ایران تکرار شده،  که نایب تیمورخان دیگر شخصاً به صحنه وارد نمی‌شوند،  ایشان از طریق رسانه‌ها فرامین خود را در قالب پروپاگاند صادر می‌کنند،  و آسپیران جهت اجرای فرامین نایب کذا برای «قمر‌ها» سخنرانی می‌کند تا نانی به کف آرد.  سخنرانی ابراهیم یزدی در نشست نمایندگان احزاب در پارلمان مالزی در همین چارچوب می‌تواند بررسی شود.  در تاریخ 30 آبان سالجاری در نشست کذا ابراهیم‌یزدی سخنانی بر زبان رانده که به مراتب از سخنان «ال‌لاریجانی» در یونسکو  ابلهانه‌تر است.

 
آسپیران یزدی،  در واقع ترهات لاریجانی را به صورت دیگری نشخوار کرده.  می‌دانیم که متن سخنرانی‌های سرشار از بلاهت مقامات جمکران در ساواک تدوین می‌شود.  به همین دلیل همه‌شان تأکید بر وجود یک اسلام «نیست در جهان» و  «دمکراتیک» دارد،  تا جهت تاختن بر لائیسیته،  غربی‌ها،  زبان‌مان لال دست تنها نمانند.  سخنان یزدی هم از همین چارچوب انسان‌ستیز فراتر نمی‌رود.   ایشان در راستای تأمین منافع دولت اسلام پناه الیزابت دوم و حاکمیت اسلام فروش ایالات متحد،  خواستار «بازتعریف اسلام» مطابق با «شرایط روز» شده‌اند.   شرایط روز چیست؟  افلاس آنگلوساکسون‌ها در عراق و افغانستان،  تزلزل محور طالبان‌پروری «چین ـ ناتو» و شیون و زاری ناتو در قفقاز!   و برای جبران چنین خساراتی لازم آمده که عملة فاشیسم «اسلام» را مطابق منافع غرب بار دیگر «تعریف» کنند.   

 
همان اسلامی که بر اساس استفراغ عالیجناب هابرماس فعلاً «عقلانی» هم شده.  و در راستای تبلیغات حزب توده و دیگر رفقا،  به ویژه آخوندها و عملة فاشیسم بین‌الملل،  این نوع اسلام،  خواهان «تغییر جامعه» است!  و این «تغییر» به زعم آسپیران یزدی با تلاش «روشنفکران دینی» صورت خواهد پذیرفت.   روشنفکر دینی چه می‌گوید،   همان تولیدات شکمی عالیجناب هابرماس را نشخوار خواهد کرد؛  مدعی سازگاری حکومت دینی و دمکراسی می‌شود؛  و بیشرمانه افراط‌گرایان و اوباش وابسته به گروه‌های اسلامی را در ترادف با گروه‌های لائیک‌ قرار خواهد داد.   

 
یزدی می‌خواهد هم فرهنگ جامعه را تغییر دهد،  و هم نوعی «آزادی»،  سازگار با  فرهنگ کذا در جامعه ترویج کند!   چرا که «حضرت» می‌پندارند «آزادی» هم نوعی «دین» است!  پدیده‌ای است که مانند دین محمد می‌توان با کاسة گدائی و شمشیر بران مروج آن در جامعه شد.   بله،  اوباش فدائیان اسلام چنین درک عمیقی از آزادی دارند.  و نهایت امر برداشت اینان از «دمکراسی»،  همان براندازی حکومت است:

 
«لائیک‌ها و گروه‌های تندروی مذهبی به این سازگاری [اسلام با دمکراسی] اعتقاد ندارند به همین دلیل با روشنفکران دینی مخالفت می‌ورزند [...] مهم‌ترین پایة تغییر جامعه شناخت و تغییر فرهنگ آن[...] است و اینکه چگونه می‌توان آزادی را سازگار با این فرهنگ در جامعه ترویج کرد‌[...] دمکراسی فرایندی است از پائین‌ترین سطوح جامعه به سمت رأس هرم قدرت»

 
طبق تبلیغات سازمان سیا این روزها دمکراسی را باید مانند درس‌های مدرسه از نو «یاد بگیریم»!  و دست در دست بوزینه‌های کفن‌پوش راه بیفتیم به سوی رأس هرم قدرت!  مسلماً ابعاد چنین سخن‌پرانی‌هائی بر ابراهیم یزدی آشکار نیست.  ولی ما می‌دانیم که دمکراسی یک روند پویا است و به هیچ عنوان یادگرفتنی نیست،  باید آنرا زیست و تجربه کرد.  دمکراسی «درس» نیست که «یاد بگیریم»،   از بر شویم و آنرا در برابر معلم «تکرار» کنیم.  حاج ابراهیم گویا «نماز» را با دمکراسی اشتباه گرفته،  به همین دلیل جهت عوامفریبی آنرا به نوعی عدالت موهوم برای اقلیت‌ها مشروط کرده،  می‌گوید حاکمیت نمی‌خواهد دمکراسی «یاد بگیرد!»   وی همچنین به مخالفت آمریکا با دمکراسی اشاره کرده.  ساده‌تر بگوئیم یزدی به زبان دیگر همان چرندیاتی را تکرار می‌کند که «بی‌بی‌سی» از زبان امام سیزدهم نقل می‌کرد:

 
«دمکراسی فرایندی یادگرفتنی است[...] حقوق عادلانه برای اقلیت‌ها [...] سیاست‌های ایالات متحد بر علیه گسترش دمکراسی [...] است.»

 
سخنرانی یزدی کلیشة ترهات آخوندهاست که کودتای سازمان ناتو در 22 بهمن را «پیروزی روحانیت بر شاه» می‌خواندند!  البته یزدی پس از سه دهه حضور در حاکمیت استعماری مقداری از پشکل و پهن،  ساس و کک چارپایان صدراسلام و گلة محمدی از سرو صورتش زدوده شده؛   در باب «مدرنیته» هم سخن‌ می‌گوید!  یک نفر از این دانشمند فدائی اسلام و مسلمین در مورد «مدرنیزاسیون» جویا شده،  ایشان هم تعریف مهملی از «مدرنیته» ارائه داده‌اند،  تا بار دیگر حماقت و مزدوری خود را به اثبات برسانند.

 
حضرت ابراهیم سپس چند آیه و سوره و حدیث به عنوان «تاریخ» تحویل حاضران داده،  اشاره‌ای هم به تاریخ ایران کرده‌اند.  ایشان گفته‌اند در تاریخ ایران هر وقت شاه با روحانی درافتاد،  شکست خورد!   ولی محمدرضا شاه از این «تاریخ» درس نگرفت!  اما ابراهیم یزدی درس‌های سازمان سیا را خوب فرا گرفته،  و بدون جا انداختن یک ویرگول مثل ضبط‌صوت همه‌ جا آن‌ها را تکرار می‌کند.   بله،  گویا شاه با روحانیت مخالف بود و می‌خواست ریشة روحانیت را براندازد،   به همین دلیل سازمان ناتو کودتا کرد تا روحانیت بر شاه پیروز شود!  یزدی تأکید می‌کند که روشنفکران در کنار روحانیت قرار گرفتند ولی پس از پیروزی،  روحانیت حاضر به پذیرش روشنفکران نشد،  چون به گفتة یزدی تعدادشان کم بود!

 
البته شاهد بودیم آن‌ها که در کنار روحانیت قرار گرفتند بیشتر لمپن‌جماعت و چپ‌نماهای ساواکی و توده‌ای بودند تا روشنفکر!   ولی روحانیت در هر حال مانند حزب توده،  گله‌های پرشمار و مطیع را بر روشنفکر ترجیح می‌دهد،  تا بتواند به وحدت کلمة «موعود» و فاشیستی خود برسد،  و تکلیف امور کشوری و لشکری را با چوب و چماق سر چهارراه‌ها روشن ‌کند. 

 
یزدی همچنین ادعا کرده گروه فکل‌کراواتی‌های حوزه و بازار قانون اساسی دمکراتیک نوشته بودند ولی خمینی با آن مخالفت کرد!   بله،  این را هم باید «یاد گرفت»:  سازمان سیا جهت سیاستگذاری در جنوب قارة آسیا و در کنار شاهراه‌های نفتی جهان نظر خمینی را جویا می‌شد!   ولی امروز که خمینی زمین را از وجود پلیدش پاک کرده همة جنایات و مزدوری‌ها از سوی همکاران «صدیق» وی،  از قماش مهدوی کنی،  رفسنجانی،  یزدی و غیره به ریش کثیف همین امام احمق گره می‌خورد!   خانوادة امام سیزدهم هم خفقان گرفته‌اند،  یک نفرشان دهان باز نمی‌کند و بگوید،  این مزخرفات را از چه رو به یک مرده نسبت می‌دهید؟  می‌دانیم که اینان از شجرة طیبة حسینی‌اند،  و از آنجا که ممکن است جیره و مواجب‌شان را سفارتخانة «صلح و پیشرفت» در افغانستان و پاکستان قطع کند ترجیح داده‌اند که فعلاً رل نعش بازی کنند!  بگذریم!

 
آسپیران یزدی که از مدافعان اشغال سفارت آمریکا هم بود،  از شرکت‌های پولشوئی،  و شبکه‌های صدور زن و کودک متعلق به رفسنجانی،  خامنه‌ای و محمدیزدی در مناطق آزاد و امارات حق مشاوره دریافت می‌کند،  و تاکنون با پاسپورت آمریکائی نقش «کبوترنامه‌بر» اکبر رفسنجانی را بر عهده داشت.  ولی امروز به ناگاه مخالف حکومت روحانیون شده‌!  حضرت آبراهام می‌فرمایند،  اصلاً در قرآن ولایت فقیه نداریم!   یزدی روحانیت حاکم را عقب افتاده و شریعتی را بسیار «پیشرفته» خوانده،  می‌گوید خمینی در ایران به وعده‌های خود در پاریس وفا نکرد!   آری!‍  می‌دانیم‌ که تصمیم با امام سیزدهم بود و ساواک،  پنتاگون و  سازمان‌سیا فقط از ایشان پیروی می‌کردند!  و در تداوم همین دروغ‌های بیشرمانه است که یزدی می‌گوید،  دولت موقت یک پیش‌نویس قانون اساسی مبتنی بر جمهوریت و دمکراسی تهیه کرده بود که اثری از ولایت فقیه در آن نبود!   اما روحانیون الگو‌های قبیله‌ای عرب را ترجیح دادند!

 
البته ابراهیم یزدی می‌باید توضیح دهد چرا طی سه دهة اخیر خفقان گرفته بود،   و از این پیش‌نویس کذا حرفی به میان نمی‌آورد؟  و اینک که حضرت آبراهام چون سگ «هرزه‌مَرَس» اینور و آنور به پارس کردن مشغول شده،  چرا بجای این مهملات نسخة  اصلی «پیش‌نویس» کذائی را منتشر نمی‌‌کند؟  نکند پیش نویس مذکور را هم امام بلعیده‌اند؟    

 
اگر اشتباه نکنیم،  اربابان یزدی اینبار قصد استقرار یک حکومت قرآنی دارند که با هذیانات علی شریعتی همخوانی داشته باشد.  خلاصه طی سی سال آینده همه باید «کاری حسینی» کنید،  چرا که «فاطمه،  فاطمه است»  و اگر «مسلمان نیستید»،  باید «آزاده باشید!»   این است برنامة دولت دمکراتیک آسپیران ابراهیم یزدی.  در هر حال حضور بلبل خوش‌الحان سازمان سیا و اربابان‌شان باید عرض کنیم که آب در هاون می‌کوبند،   نهضت منفور و تروریست‌پرور شیخ مهدی بازرگان هیچ شانسی برای شرکت در حاکمیت آیندة ایران نخواهد داشت.

 
«بنده قاتل را جلب می‌کنم،  شما فردا با مقتول بیائید به اداره و ترتیب استخلاص‌اش را بدهید.[...] ساکت!  آسپیران غیاث‌آبادی،  حرکت!»
ص. 124ـ120،  دائی‌جان ناپلئون.           

   

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

 

 

 

فیلترشکن‌های جدید5دسامبر2008

www.jumpersurf.info
www.chaossurf.info
6oy.info
www.chromesurf.info
underpass.info
www.icanhasproxysurf.info
www.ridblox.info
www.rtil.info
www.marko1.net
www.bobunblocker.info
www.lancersurf.info
www.chocolaterainsurf.info
www.speedyfree.info
matrixtoday.info
mydrift.info
surfsocks.info
www.acceleratedproxysurf.info
www.unblockgames.info
www.qlicq.us
www.magicalsurfing.info
classicholiday.info
www.pivotingsurf.info
www.getanywheresurf.info
www.lunchtimesurfing.info
kq5.info
www.generalsurfing.info
www.boomshotsurf.info
www.bobtheproxy.info
invisibleyou.info
www.ninjacatsurf.info
www.goround.info
www.lethack.info
3t8.info
www.hideandgonow.com
freearea4u.info
unblockprox.com
privama.com
jamlearning.info
www.icanhasproxyburger.info
www.monopolysurf.info
www.underwatersurfing.info
b6x.info
www.silentrun.info
www.undercoversurfing.info
www.compatablesurf.info
newdrift.info
www.freetimesurfing.info
www.lunchtimesurf.info
www.ninjasurf.com
www.tenacioussurfing.info


nahidna13 · 327 views · Leave a comment
04 Dec 2008 




«در عقلانیت اسلامی هیچ توجیهی برای زیرپا گذاشتن این حریم فردی وجود ندارد»

 اینهم گوشه‌ای است از سخنان محمدجواد لاریجانی،  برادر پاسدار علی‌کوچیکه و رئیس ستاد حقوق بشر روضه‌خوان‌ها در یونسکو.   برادر لاریجانی،  همزمان در اسلام «عقلانیت» و «رعایت حریم فردی» رویت کرده!   نیازی به توضیح نیست که مشاهدة «عقلانیت» در اوهام و ابهام دین مسلماً نشان «روان پریشی» است.  چرا که دین هیچ ارتباطی با «عقل» ندارد.  این ارتباط ابلهانه از اختراعات شارلاتان‌های مکتب فاشیست‌پرور فرانکفورت است،  همان منبع الهام سروش،  فیلسوف کبیر کودکستان‌های جمکران و پاسداراکبر،  غلامبچة محمد خاتمی و سوگلی حرم حاج عباس میلانی.

 
اهالی مکتب فرانکفورت در کمال بیشرمی ادعا می‌کنند،  هر چه «انسانی» است،  «عقلانی» به شمار می‌رود!  و به همین سادگی «عقل» را در تضاد با «منطق» قرار داده،  «توهم» را که پدیده‌ای است کاملاً «انسانی»،  عقلانی معرفی می‌کنند.  این نمونه‌ای است از پسامدرنیته و تشویق و پرورش اوهام در این مکتب استعماری!   چنین اختراعات سرشار از نبوغ و شارلاتانیسم همانطورکه پیشتر هم گفتیم تلاش برای یافتن یک چارچوب «شبه فلسفی» جهت «توجیه فاشیسم» و نفی انسان‌محوری «تاریخ» در نظریة کارل مارکس است.

 
مکتب فرانکفورت می‌گوید دین «عقلانی» است،  تا با حذف «حرکت منطقی انسان»،  توهمات و احساسات دینی را محور حرکت و تحولات تاریخی قرار دهد.  به این ترتیب جنگ‌های صلیبی که در واقع برای چپاول ثروت‌های شرق به راه افتاد،  توجیه «معنوی» می‌یابد و از نظر مسیحیان متعهد «موجه» و «مقدس» جلوه می‌کند.  به همچنین است در مورد جنگ‌های تازیان!   تهاجم وحشیانة تازیان مسلمان به ایران با توسل به همین اصول مقدس «توجیه» خواهد شد.  چرا که ظاهراً «دین محمد» بر حق بوده و خلفای راشدین نیز برای «هدایت» ایرانیان «گمراه» به راه راست و تضمین سعادت آنان به ایران حمله کرده،   برای غارت مردم را قتل‌عام می‌کردند.   در حالیکه به گواهی تاریخ همین تازیان در راه مسلمان شدن مردم مشکل‌تراشی می‌کردند،  تا بتوانند از آنان «جزیة» سنگین بگیرند!

 
اصلاً چرا راه دور برویم؟  آیا اعضای سازمان فدائیان اسلام،  القاعده،  طالبان و دیگر تشکل‌های دینی برای «اسلام» به قتل و غارت می‌پردازند یا برای حفظ منافع سازمان ناتو؟  آیا تهاجم نظامی آنگلوساکسون‌ها به افغانستان و عراق به دلیل احساسات بشردوستانه پنتاگون و الیزابت دوم صورت پذیرفته؟  به هیچ عنوان!‌  اینان برای چپاول و گسترش نفوذ خود به منطقه آمده‌اند،  اما برای توجیه تهاجم وحشیانة خود ادعا می‌‌کنند که نگران «استقرار دمکراسی» هستند.   امروز الیزابت دوم در سخنرانی خود تأکید کرد:  

 
«دولت من برای پیشبرد صلح و رشد اقتصادی به همکاری با پاکستان و افغانستان ادامه خواهد داد.»

 
باید از علیاحضرت پرسید،  ارتش انگلستان برای «صلح» و «رشد اقتصادی» در افغانستان حضور به هم رسانده،  یا برای ممانعت از ایجاد «کریدور شمال ـ جنوب؟»  حتماً برای همین «صلح و شکوفائی اقتصادی» است که آنگلوساکسون‌ها افغانستان را به بزرگترین مرکز تولید مواد مخدر در جهان تبدیل کرده‌اند!  و در راه صلح و شکوفائی اقتصادی است که پاکستان به مرکز تولید و پرورش جنایتکار تبدیل شده!  بله!  برای رشد و شکوفائی اقتصادی است،  ولی نه در افغانستان و پاکستان،  که در انگلستان!  این قسمت از واقعیات در سخنرانی الیزابت دوم دیده نمی‌شود،  و به همین دلیل سخنان کذا درست مانند یک «پروپاگاند» وحشیانه،  منطق متعارف را به چالش می‌طلبد.  و اینگونه‌ است که به کوشش مکتب فاشیسم فرانکفورت،  «عقل» در ترادف با توهم قرار گرفته و «منطق» به چالش کشیده شده.   تبلیغات سایت دین‌پرور رادیوزمانه،  به ویژه مهملات دست چندم پاسداراکبر تماماً بر محور همین تضاد استوار شده:  تأکید ابلهانه بر «عقلانیت» توهماتی که «دین» نام دارد.  در چارچوب همین تبلیغات است که «احساس»،  علیرغم «منطق‌ستیزی» می‌تواند «عقلانی» هم بشود!             

 
همانطور که در وبلاگ «بوزینه و سرداری» گفتیم،  محور طالبان‌پروری چین و سازمان ناتو شکسته شده و این امر «احساسات» پادوهای استعمار در ایران و پادوهای مخالف‌نمای حکومت جمکران در فرنگ را سخت جریحه‌دار کرده.  خلاصه بگوئیم این‌روزها همة جیره‌خواران «انقلابی» آنگلوساکسون‌ها «احساس» بدی دارند،  و «شرایط ویژه» می‌بینند.   وقتی دچار دلهره و هراس شده‌ایم چه پیش می‌آید؟  از دو حال خارج نیست،  یا بر ترس غلبه کرده واکنشی منطقی خواهیم داشت،  یا از روی ترس واکنش نشان می‌دهیم.  در عرصة سیاست نیز درست همینطور است.  دعوت به «وحدت کلمه» و «اتحاد» از سوی عملة فاشیسم در جمکران،  از زبان سرداراکبر ریشه در «احساس ترس» اینان دارد.  در نتیجه همه در داخل و خارج یک صف واحد تشکیل داده‌اند.  در داخل کشور،  عزت‌الله سحابی در جایگاه واقعی خود،  مقام «پامنبری» مهدوی کنی،  پاسدار لاریجانی،  محمد یزدی،  اکبر بهرمانی و دیگر ریزه خواران استعمار قرار گرفته،  حال آنکه گروهی دیگر از جمله دارودستة بهزاد نبوی،  اعضای مشارکت و شخص احمدی نژاد خود را از بازندگان جدا کرده‌اند!  چرا که اینان به صراحت دریافته‌اند که دکان دین‌فروشی و حکومت نعلین می‌باید در ایران تعطیل شود.

 
اما در خارج از مرزها چه می‌گذرد؟  در خارج،  مخالف‌نمایان،  خارج از شوخی‌های خنک و مبتذل که باید آن‌ را به عنوان «مقالة انتقادی» مطالعه کرد‌،  به دوقطبی کردن کاذب فضای سیاسی اشتغال دارند.   گروهی به تأئید و گروهی دیگر به انتقاد از مقالات «علمی» پاسداراکبر پیرامون استفراغ مقدس عالیجناب هابرماس یا «دین عقلانی» مشغول‌اند.  ظاهراً طعم «تولیدات شکمی» عالیجناب هابرماس مذاق لاریجانی،  رئیس ستاد حقوق بشر جمکران را سخت خوش آمده،   چرا که در یک سخنرانی جنجالی در یونسکو ادعا کرده دین اسلام به دلیل عقلانیت «حریم فردی» را محترم می‌شمارد!   البته اشارة داداشِ علی‌کوچیکه به «مکالمات تلفنی» است!  

 
غلامبچة سفارت در یونسکو از اینکه در «شرایط ویژه» دمکراسی‌های غرب مکالمات تلفنی مردم را کنترل می‌کنند،  به این نتیجه رسیده که اسلام «عقلانی» است و حریم فردی را رعایت می‌کند،  پس اعلامیة جهانی حقوق بشر نمی‌تواند جهانشمول باشد بلکه مطابق اوامر سازمان سیا حقوق بشر باید «نسبی» شمرده شود.   

 
به این می‌گویند معجزه!  البته معجزة حماقت و بیسوادی!  چرا که خارج از غیرعقلانی بودن دین،  هیچیک از ادیان ابراهیمی اصولاً فرد را در مفهوم امروزی کلمه به رسمیت نمی‌شناسد.  به عبارت دیگر در این ادیان اصولاً احکامی برای رعایت «حریم فردی» در چارچوب حقوقی معاصر نمی‌تواند وجود داشته باشد.   ولی وقتی محور طالبان‌پروری «چین ـ ناتو» شکسته می‌شود،  خادمان حرم مقدس استعمار احساس نگرانی می‌کنند و به هذیان‌گوئی می‌افتند.   البته لاریجانی به دلیل هول و هراس مهمل نمی‌گوید، لاریجانی هم مثل ابراهیم یزدی به دلیل خدمت در آبدارخانة سازمان سیا فقط می‌تواند چرند ببافد و از نظام‌های لائیک انتقاد کند!     

 
به گزارش «فارس‌نیوز»،  مورخ 13 آذرماه سال‌جاری،  لاریجانی در نشست مشترک غیرمتعهدها در پاریس به اکتشافات بزرگی نائل شده،  و «منظور» از جهانشمولی اعلامیة جهانی حقوق بشر را هم کشف کرده!   دبیر ستاد حقوق بشر جمکران که به دلیل آشنائی با زبان عربی سمت مشاورت آخوند شاهرودی را عهده دار است،  می‌گوید،  ما «منظور» اعلامیة جهانی حقوق بشر را دریافته‌ایم!   البته ایشان نمی‌دانند که ما از این امر نیک آگاهیم که اعلامیة جهانی حقوق بشر به دلیل انسان‌محور بودن فاقد هرگونه ابهام بوده،  «صراحت» دارد و جای هیچ تعبیر و «کشف منظور» برای کسی باقی نمی‌گذارد.  ولی غلام‌بچگان سفارت از آنجا که باید مانند «شهید» مدرس دیانت‌شان عین سیاست استعمار باشد،  در یک متن صریح حقوقی همان می‌بینند که ارباب می‌خواهد.

 
محمد لاریجانی می‌فرماید،  جهانی بودن اعلامیة مذکور نمی‌گوید که «مدل لیبرالی» باید به بقیه تحمیل شود.  اتفاقاً در اعلامیه هیچ اشاره‌ای به «تحمیل مدل» نشده،   بلکه اعلامیه می‌گوید چه مسائلی نباید به انسان‌ها تحمیل شود.   ولی لاریجانی پرت‌تر از این است که بداند یک متن حقوقی دمکراتیک چه می‌گوید.  حاج محمدجواد سخنانی را طوطی‌وار تکرار می‌کند که سازمان تبلیغات اسلامی با تأئیدات کارخانة رجاله پروری برای‌اش تهیه کرده.  و به همین دلیل است که چرند می‌گوید.  به مصداق گ... در بازار مسگرها و لاف در غربت،  لاریجانی هم ضمن لافیدن در یونسکو،  گ...زی هم در عالم معنا داده،  تا «تعریف نوینی» از جهانشمولی ارائه کند.  تعریفی که از قضای روزگار در تضاد کامل با جهانشمولی هم قرار می‌گیرد!   به زعم لاریجانی:‌

 
«منظور از جهانشمول بودن حقوق بشر این نیست که ما باید مدل لیبرال غربی را به عنوان آخرین دستاورد فرهنگ بشری قبول [کنیم].  جهانشمولی باید راه را برای ظهور سایر فرهنگ‌ها از جمله زندگی عقلانی بر اساس اسلام که مدل جمهوری اسلامی و پیام انقلاب اسلامی ایران است،  باز کند.»

 
البته اگر ترهات غلامبچة سفارت را یک مرحلة منطقی به پیش رانیم خواهیم داشت،  ما باید الگوی توحش اسلامی را به عنوان آخرین دستاورد فرهنگ بشری بپذیریم.   خلاصه،  جهانشمولی ایشان می‌باید راه را بر «قصبه شمولی» و «قبیله شمولی» باز کند که مدل پیشنهادی شهید «توماس مور» در «یوتوپیا» است،  و پیام «انقلاب اسلامی پاکستان» را هم در خود مستتر دارد.   لاریجانی در ادامة مزخرفات تولید ساواک جمکران ضمن اشاره به «تحول» در «زندگی بشر» و ابراز نگرانی از جهانشمولی سکولاریسم،  حکومت توحش دینی را در ترادف با سکولاریسم قرار داده،  می‌گوید حکومت جمکران نظامی است بر پایة معیارهای دمکراتیک و عقلانیت اسلامی:

 
«یک مدل زندگی مبتنی بر الگوی غربی و لائیک وجود دارد اما این تنها مدل موجود نیست و این چیزی است که مرا نگران کرده [...] مدل ما مدل مستقلی است که به رغم ماهیت دمکراتیک خود هیچگاه ادعای مدل‌های لائیک و لیبرال غربی را نداشته[...]»

 
البته ما نمی‌دانیم چند نفر از شنیدن این سخنان متناقض و مضحک در سلامت عقل و میزان درک و فهم لاریجانی شک کرده‌اند،  ولی برای ما روشن است که اگر امثال لاریجانی از حداقل درک و شعور متعارف برخوردار بودند،  در حاکمیت جمکران جائی برای‌شان پیش‌بینی نمی‌شد.  مشاور شاهرودی در قوة قضائیه،  در ادامة چنین مهملاتی «جامعة لائیک» و جامعة مبتنی بر عقلانیت اسلامی هم رؤیت کرده و ایندو پدیدة «نیست در جهان» را بسیار به یکدیگر نزدیک دانسته!   می‌بینیم که خواهر سپیده صلح‌جو،  مهرانگیز کار و لاریجانی آبشخور مشترکی دارند،  چرا که در سخنان اینان «ملت»،  «جامعه» و «مردم» بجای «دولت» می‌نشیند،  تا وظیفة دولت بطور کلی نفی شده و موجودیت‌اش ابتر شود.  معلوم نیست این مترسک استعمار،  «جامعة لائیک» را در کجای دنیا مشاهده کرده که از آن با این اطمینان سخن می‌گوید؟  ولی همین شیوة تبلیغاتی است که با هی کردن مشتی لات و اوباش به خیابان‌های تهران،  اینک سه دهه ‌است برای ما ایرانیان «اعمال سیاست» می‌کند،  تا امثال اکبر بهرمانی و برادران لاریجانی را در رأس هرم این مضحکة استعماری سر پا نگاه دارد:

 
«از نظر اسلامی وجود ما گوهری است که باید در محیط اجتماعی خود شکوفا شود [...] در این زمینه رویکرد جامعة لائیک و جامعة مبتنی بر عقلانیت اسلامی به یکدیگر نزدیک است.»

 
حتماً جامعة «دمکراتیک مبتنی بر عقلانیت اسلامی» همان تجمع لات و اوباش و چاقوکش‌های جمکران در خیابان‌های شهر است!   بله!  آشوب و هرج و مرج و قانون شکنی در قاموس عملة  فاشیسم «دمکراسی» است!   و این است محصول شکوفائی «گوهر وجود» اوباشی از قبیل لاریجانی که به صورت موروثی افتخار مزدوری ناخداکلمب را دارند.  چنین موجوداتی در زمینه‌های علمی و حقوقی فقط می‌توانند در جوامع استعمارزده «شکوفا» ‌شوند،  البته شکوفائی این «قارچ‌های سمی» نیازمند حضور پی‌گیر بوزینه‌های کفن‌پوشی است که هر از گاه به فرمان این یا آن سفارتخانه و با همت والای ساواک در صحنة اجتماع حضور به هم می‌رسانند.

 
و اما علیرغم چنین سخنان حکیمانه،  اسلامی و به ویژه «عقلانی» از زبان محمدجواد لاریجانی در یونسکو و علیرغم تأکید «مصرانة» الیزابت دوم بر «همکاری» دولت‌ مبارک‌‌شان با پاکستان و افغانستان برای «صلح و شکوفائی اقتصادی»،  باید بگوئیم تداوم سیاست استعماری دولت علیاحضرت در منطقه از طریق سازماندهی نعلین، خرابکار، چماقدار و کفن‌پوش دیگر امکانپذیر نیست،  شاهنشاه آنگلیکان‌ها و اسکاتلندی‌ها و ویلزی‌ها و ایرلندی‌ها و ... بهتر است «ورد» دیگری بیاورند؛  اینهمه اگر «سوراخ مناسب» در دسترس باشد!        
 

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

 

 

 

فیلترشکن‌های جدید4دسامبر2008

www.underwatersurfing.info
www.best-acneblogs.info
www.p2pmovies.info
www.easyninja.info
newdrift.info
www.djkash1.com
www.speedyfree.info
www.theproxybay.org
www.icanhazprxy.info
www.fast2open.info
www.lunchtimesurfing.info
www.magicalsurfing.info
myspacescope.com
www.specialprxy.info
erdis.cn
www.surfopen.info
0h3.info
www.actingbypass.info
matrixtoday.info
www.jumpersurfing.info
oldphase.info
www.freethis.info
www.lancersurf.info
www.bouncy-beats.net
ancientproxy.info
www.marko1.net
www.prxymyspace.info
www.ninjasurf.com
www.hideandgonow.com
www.goaround.info
holidaytoday.info
www.noclip.info
https://twolulu.com
eatblocks.com
privama.com
www.lethack.info
www.chromesurf.info
www.gettowebsite.info
www.revivalsurf.info
www.chaossurfing.info
underpass.info
gasip.cn
iclr.info
www.rtil.info
www.youtubeanywhere.info
www.freetimesurf.info
www.gettoweb.info
www.prxysurfprxy.info
monthlyinitiative.info
acmeblock.com


nahidna13 · 602 views · Leave a comment
03 Dec 2008 




 
«کشور در شرایط حساسی به سر می‌برد،  آمریکا به هر حال دشمن درجه اول ماست [...] ما نیاز به حضور مردم داریم [...] مردم را باید [...] در صحنه نگه‌ داشت [...] آنها اگر احساس کنند ذره‌ای از اسلام دور شده‌ایم با ما نخواهند ماند.»
منبع:  ایلنا،  مورخ 12 آذرماه‌سالجاری.   

 
این گوشه‌ای از سخنان اخیر اکبر هاشمی رفسنجانی،‌  و پیامد مستقیم «تظاهرات» اوباش کفن‌پوش در برابر وزارت امورخارجه در تهران است!   این نوع سخن‌پرانی را سه دهه است از دهان جیره‌خواران آنگلوساکسون‌ها،  از جمله همین اکبر بهرمانی می‌شنویم.    بهرمانی که طی سه دهه،  هم «سردار جنگ زرگری»،  یا همان سردار «سازندگی با ایالات متحد» بوده،  با نمایان‌ شدن نخستین نشانه‌های پایان جنگ زرگری بین ایالات متحد و حکومت دست‌نشاندة اسلامی،  «احساس‌ خطر» کرده و باز هم کشور را در «شرایط ویژه» رؤیت می‌کند!  «تظاهرات» بوزینه‌های کفن‌پوش در برابر وزارت امورخارجة جمکران ریشه در «احساس» دارودستة اکبر رفسنجانی دارد.  چنین به نظر می‌رسد که اربابان حکومت اسلامی تداوم سناریوی سنتی «تجمع اوباش و عربده‌جوئی مقامات» را همچنان امکانپذیر می‌بینند.   این سناریو،  که با استقرار حکومت فدائیان اسلام به روزمرة مردم ایران تبدیل شد،  همانطورکه گفتیم بر اساس ارسال اراذل و اوباش نانخور ساواک به خیابان‌ها،  و ارائة مطالبات استعمار از زبان اینان صورت می‌گرفت؛   کسانی که در تبلیغات جهانی «ملت ایران» معرفی ‌شده‌اند!

 
این مطالبات به دو صورت مطرح می‌شد،  یا ابتکار عمل به دست «اوباش همیشه در صحنه» می‌افتاد،  یا اوباشی که استعمار در رأس هرم قدرت جاسازی کرده بود نخست به میدان می‌آمدند.  به طور مثال،  گاه ساواک اوباش را روانة خیابان‌ها می‌کرد تا عربده بزنند و سفارت و دفتر و دستک اشغال کنند،  و بعد متن سخنرانی مقامات «تدوین» می‌شد تا این اعمال توجیه شود!  گاه اوباش درست پس از سخنرانی «مقامات» همچون گلة چارپایان توسط ساواک به خیابان‌ها هی می‌شدند.

 
گزینش میان این دو شیوه بستگی تام به شرایط داشت.  اگر اربابان حکومت اسلامی مانند دوران نفرت‌انگیز «بهار آزادی» نیازمند اثبات «قدرت» امام سیزدهم و شرکاء به مردم مملکت بودند،  ابتدا امام سیزدهم سخنرانی می‌فرمودند،  سپس اوباش با شعارهای حاضر و آمادة ساواک به پشتیبانی از این «روان‌پریش فرتوت» وارد صحنه می‌شدند.  یا اینکه همزمان با سخنرانی خمینی فعلة ساواک را می‌دیدیم که شهر را به اشغال خود درآورده‌اند.  ولی در دوران «نعمت الهی» که نفرت مردم از حکومت روضه‌خوان‌ها افزایش یافته بود،  ابتدا در قفس الله‌کرم‌ها و زهرا خانوم‌ها را باز می‌کردند تا برای عربده‌جوئی به خیابان بیایند،  سپس در قفس امام را می‌گشودند!  ایشان هم متن سخنرانی را که در عمل تکرار شعارهای اراذل و اوباش خیابانی بود قرائت می‌فرمودند.  البته فراموش نکنیم که بمباران شهرها،  به ویژه بمباران تهران دامنة‌ «نعمت الهی» را گسترده‌تر ‌کرد،  چرا که همزمان باعث تقویت «لات‌الله»،  یعنی پایه و رأس هرم این «قدرت» دست‌نشانده ‌شد.

 
هر بار حملة هوائی به تهران آغاز می‌شد،   مردم به وحشت می‌افتادند و این ترس کاملاً طبیعی بود.  زمانیکه حملة هوائی به پایان می‌رسید،  خشم و نفرت از حکومت به ترس و وحشت افزوده می‌شد و اینجا بود که اربابان حکومت اسلامی چماقدارها را به خیابان‌ها گسیل می‌داشتند تا با شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» یا «حزب،  فقط حزب‌الله ...» به مردم حمله کنند.  این برنامه،  حتی پس از پایان جنگ،  تا زمان «اوباش‌گیری» در دورة احمدی نژاد همچنان ادامه یافت!  و زمانیکه اوباش را بالاجبار از خیابان‌ها جمع کردند،  نوبت به ارعاب مردم از طریق بحران دست‌ساز هسته‌ای رسید.  بحرانی که همزمان در بوق‌های جمکران،  مخالف‌نمایان خارج‌نشین و به اصطلاح «آزادیخواه» و سایت‌ها و رادیوهای اربابان حکومت دست‌نشانده مرتباً به آن دامن زده شد.   و در چنین دوره‌ای بود که سردار اکبر باز هم «احساس» کرد «شرایط ویژه» بر کشور حاکم شده!

 
در قاموس رفسنجانی و دیگر عملة استعمار «شرایط ویژه» زمانی بر کشور ایران حاکم می‌شود که خطر پایان جنگ زرگری وجود دارد و ممکن است برنامة ارعاب روزمرة مردم با مشکل روبرو شود.   و امروز چنین خطری بیش از پیش خادمان وفادار استعمار غرب را در تهران تهدید می‌کند.   دلیل «احساساتی» شدن نمایندگان کنگرة آمریکا و ابراز تمایل برای مذاکره با نوکران‌شان در جمکران دقیقاً همین است!   تصور کنیم که ایالات متحد ناچار شود روابط پنهان با مزدوران خود را در جمکران عادی کند!   در اینصورت چه پیش خواهد آمد؟  تکلیف مبارزات سی‌سالة اکبر رفسنجانی و شرکاء با «شیطان بزرگ» چه خواهد شد؟  تکلیف دکان پرسود تهاجم نظامی آمریکا به ایران چه می‌شود؟  و از همه مهم‌تر نتیجة «انتخابات» مضحک جمکران چه خواهد بود؟  برای پاسخ به چنین پرسش‌هائی ناچاریم یک پرانتز باز کنیم و در مورد «احساس» بیشتر توضیح دهیم.               

 
      
همانطور که در وبلاگ «احساس و افلاس» گفتیم،  محور تبلیغات استحماری «تشویق احساسات» است.  دلیل پافشاری ناخداکلمب بر استقرار حکومت دینی این است که «احساسات مقدس» بر روزمرة مردم،  روزمره‌ای که هیچ ارتباطی با احساسات مقدس نمی‌تواند داشته باشد حاکم ‌شود.   در نتیجه،  تمام سیاست‌های استعمار را در چارچوب مقدسات می‌توان «توجیه» کرد.   می‌توان جنگ ویرانگر و استعماری را که منافع آن به جیب صاحبان صنایع نظامی ایالات متحد سرازیر می‌شود،  «نعمت الهی» خواند؛  و تحریم اقتصادی ملت ایران را «پیشرفت» نامید،  هر چند این پیشرفت‌ها فقط زمینه‌ساز «پیشرفت» دلالی،  بازارسیاه و گسترش فقر شود.   ولی از آنجا که این ترهات را ساواک از زبان «امام سیزدهم» یا «امام چهاردهم» نقل می‌کند،  با سرکوب مردم این ترهات به کلام الهی تبدیل می‌شود،  و هیچکس نمی‌تواند آن را به زیر سئوال برد.  

 
از طرف دیگر،  «احساس» از آنجا که منطق‌گریز است،  فاقد مسیر حرکت «خطی» است.  حرکت احساس با افت و خیز و جهش و پرش توام می‌شود.   به همین دلیل است که در یک جامعة دمکراتیک،  «انسان»،  موجودی تعریف می‌شود که قادر باشد به صورتی متعادل رفتار کند،  و افسار احساسات را در کنترل خود داشته باشد.   احساس می‌تواند به اوج برسد،  یا دفعتاً فروکش کند!‌   ولی هرگز به انتها نخواهد رسید،  مگر با مرگ انسان.  در نتیجه تا زمانیکه انسان زنده ‌است تحریک و تهییج احساسات وی امکانپذیر خواهد بود.  و در کشوری که بیش از یک سده است،  تبلیغات استعماری احساسات را به ویژه از طریق دین‌پروری گسترش داده‌،   تحریک افکار عمومی و ارشاد گلة گمشده به مسیر ستیزه‌جوئی بسیار سهل است. 

 
اربابان سرداراکبر با تکیه بر چنین اصولی ابتدا بوزینه‌های کفن‌پوش را در برابر وزارت امور خارجه جمع کردند،  و سازمان تبلیغات اسلامی نیز به روند معهود متن سخنرانی رفسنجانی را در راستای شعار همین بوزینه‌ها تنظیم کرد!   سخنان اکبربهرمانی تکرار همان ترهات خمینی است که خواهان «وحدت کلمه» و «حضور مردم در صحنه» می‌شد!   سردار اکبر که به اتفاق پاسدار لاریجانی در مجلس روضه و زوزه برای «شهید» مدرس حضور یافته،  ضمن تمجید ابلهانه از مدرس،  که به ادعای کارفرمایان سید مهدی خاموشی «افکار عمومی» را «هدایت» ‌کرد تا حاکمیت ایران لائیک نشود، تلویحاً از درگاه اربابان پاسدار لاریجانی برای «حضور مردم در صحنه» استمداد می‌طلبد.   می‌دانیم که مردم کذا،  همان اوباش و لباس‌شخصی‌های ساواک و شهربانی‌اند که با دست الهی آنگلوساکسون‌ها «هدایت» می‌شوند و مانند «شهید» مدرس «دیانت‌شان عین سیاست‌ استعمار»است.  از اینرو سرداراکبر به مسئولان هشدار داده که دو دستی به اسلام بچسبند تا «حمایت مردم» را از دست ندهند.

 
ولی ما برای سرداراکبر و همة نوکران ضدامپریالیست آمریکا در منطقه خبرهای بدی داریم!   محور طالبان‌پروری چین و سازمان ناتو که طی سه دهة اخیر فعال بود،  امروز شکسته شده!  پاکستان دیگر نمی‌تواند با پشتگرمی به چین و سازمان ناتو به تولید و پرورش جیره‌خواران جهادگر آمریکائی ادامه دهد.  سایة آنگلوساکسون‌ها از سر حکومت جمکران به آرامی کنار می‌رود.  با حمایت «مردم»،  یا بدون حمایت «مردم»، این دستگاه خلافت مسخرة استعمار‌پرورده دیگر دیری نخواهد پائید.    

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

 

 

 

فیلترشکن‌های جدید3دسامبر2008

oldphase.info
www.goaround.info
www.hideandgonow.com
www.jumpersurf.info
www.fast2open.info
www.prxymyspace.info
directcompetitor.info
www.easytattoo.info
www.icanhazproxysurf.info
www.tenacioussurfing.info
5b6.info
www.underwatersurf.info
6oy.info
www.goround.info
sheka-filter.info
www.gettowebsite.info
only4me24.com
www.monopolysurf.info
hiddendetention.info
metrosurf.info
metrobrowse.info
2n6.info
www.gettosite.info
bt-internet.info
www.chocolaterainsurf.info
implicitwriting.info
www.viewsurf.info
www.specialproxy.info
kuesu.com
www.sunshinesurf.info
www.noclip.info
www.anonymise.us
www.bouncy-beats.net
ancientproxy.info
www.6bk.info
www.brokestudent.info
www.undercoversurfing.info
www.marko1.net
www.freethis.info
www.sneakoff.info
www.actingbypass.info
www.djkash1.com
s-proxy.com
www.sudukosurf.info
www.chromesurfing.info
3t8.info
jamlearning.info
forgetschool.biz
www.waterfallsurf.info
www.radmonkey.info


nahidna13 · 283 views · Leave a comment
02 Dec 2008 




  
پیام مورخ 11 آذرماه سالجاری در سایت نووستی،  بخش «نامه‌های شما» متعلق به نویسندة این وبلاگ است!

   
در وبلاگ «شیخ‌بانو» گفتیم که هم‌میهنان گرامی در سدة اخیر به دلیل فرود آمدن انواع گرز‌های «تقدس» و «پرستش» بر فرق بسیار مقدس‌شان با منطق بکلی بیگانه شده،  مسائل را با «احساسات» خود تجزیه و تحلیل می‌کنند.   و می‌دانیم که برای تجزیه و تحلیل منطقی انسان به «نگاه ‌بی‌طرف» و به دور از احساسات نیاز دارد.  پس با توجه به شرایط فعلی در ایران می‌توانیم بگوئیم که حضور استعمار در کشور باعث شده مردم ناخواسته مسائل را از دریچة احساسات بنگرند.  در چنین شرایطی است که تاثیر پروپاگاند به اوج رسیده و می‌توان با بسیج افکار عمومی،  یک «هیستری جمعی» به راه انداخت.  دقیقاً شبیه به آنچه پس از سقوط دولت شریف امامی در سال 1357 در تهران شاهد بودیم.

 
به یاد داریم که دولت شریف امامی به دلیل عملیات خرابکارانة ساواک سقوط کرد و جای خود را به یک حکومت نظامی مضحک به ریاست ازهاری سپرد.  حکومتی که در واقع وظیفه  داشت زمینه ساز «تظاهرات میلیونی» در تهران جهت سازمان‌دهی کودتای آمریکائی‌ها در 22 بهمن شود.

 
دمیدن رسانه‌های غرب در شیپور «احساسات» بی‌دلیل نیست!   به هیچ عنوان!  تبلیغ «احساسات» به تقویت همه نوع احساسات به ویژه تعصبات و احساسات «دینی» یا بهتر بگوئیم به تقویت توحش کمک می‌کند.   و توحش با هر گونه «نظم» و «قانون» و «مقررات» در تضاد قرار می‌گیرد،  و به همین دلیل است که احساسات اینچنین جایگاه ویژه‌ای در پروپاگاند استعماری در کشورمان برای خود باز کرده.   امروز «فارس‌نیوز» به نقل از مصطفی کواکبیان‌ چنین تیتر زده بود: ‌«میرحسین موسوی را بیشتر از سایر افراد می‌پسندم»!

 
کواکبیان،  در یک نظام مدعی تقدس الهی که احزاب نمی‌توانند وجود خارجی داشته باشند،  دبیرکل «حزب مردم‌سالاری» است!   فارس نیوز در کنار مطلب خود یک عکس مکش مرگ ما هم از کواکبیان چسبانده بود،  عکسی که «مردم‌سالاری» از آن تشعشع می‌کرد.  دبیر کل حزب کذا شباهت فراوانی به داش‌مشتی‌های همیشه در صحنه دارند و جای تعجب نیست که زبان‌شان نیز به زبان الله‌کرم‌ها شباهت داشته باشد.  البته علف باید به دهان بزی خوش آید،  ولی «پسندیدن» موجود بدهیبت و بی‌آبروئی به نام میرحسین موسوی که نخست وزیر دوران قاچاق،  دلالی،  بازارسیاه، جنگ و چپاول هم بوده،  معیار صلاحیت سیاسی نیست.   اهداف و برنامه‌های سیاسی یک حزب بر اساس «پسندیدن» تعیین نمی‌شود،  جاهل مسلکی کواکبیان ثابت می‌کند که شغل اصلی ایشان دبیرکلی حزب نیست،  و فعالیت‌های حزب ایشان هم به فعالیت‌های متعارف یک حزب سیاسی ارتباطی ندارد.  ساده‌تر بگوئیم،  «پسندیدن» میرحسین توسط برادر «مصطفی» ارتباطی به سیاست ندارد،  چرا که سیاست عرصة واقعیت است نه عرصة احساسات و «پسندیدن».

 
ولی در نظام «مقدس» که توسط سازمان دین‌پرور ناتو بر اساس احساسات و تعصبات و تقدسات ساخته و پرداخته شده،  و قانون اساسی‌اش هم،  به گفتة صدرحاج سیدجوادی منفور بر پایة «حدیث مسلم» و «فرمایش معصوم» تدوین شده،  شرکت در انتخابات ریاست جمهوری نیز بر احساسات امثال کواکبیان تکیه دارد.   چرا که برپائی انتخابات در چنین حکومتی فقط شیادی برگزارکنندگان و حماقت شرکت‌کنندگان را به اثبات می‌رساند.  حال برای مشخص کردن محورهای پروپاگاند استعماری،  باز می‌گردیم به مصاحبة رادیوفردا با مستندساز ایرانی ساکن سوئد،  که مستندی تحت عنوان «شهبانو و من» آفریده‌اند.  این مصاحبه توسط «الهه روانشاد» صورت گرفته.

 
در آغاز به ما می‌گویند که جشنوارة «ایدفا»،  که فیلم خانم سروستانی هم در آن به نمایش  گذاشته خواهد شد،  «مهم‌ترین رویداد جشنواره‌ای برای فیلم‌های مستند است.»  به این ترتیب مخاطب بدون اینکه بداند چنین تأکیدات الهی واقعیت دارد یا خیر،  می‌پذیرد که جشنوارة مذکور مهم‌ترین است،  و فیلم‌های با ارزش را به نمایش می‌گذارد.  در مرحلة دوم به ما می‌گویند،  «انقلابیون» که در خیابان‌ها فریاد «مرگ بر شاه» سرداده بودند،  فقط با خانوادة پهلوی دشمنی داشتند نه با عملکرد تشکل‌های سرکوب استعماری:  ساواک،  شهربانی و اوباش وابسته به آن‌ها که آشوب و هرج و مرج را در ایران رواج می‌دادند!   به این ترتیب است که رادیوفردا حاشیة امن برای بازوهای سرکوب استعماری تأمین می‌کند،  و این عمل را از طریق شیوة فاشیستی «تمرکز بر یک نقطه» صورت می‌دهد،  تا همة نابسامانی‌ها را به گردن یک خانواده بیاندازد: خانوادة پهلوی!

 
ولی مگر خانوادة پهلوی بدون تکیه بر شهربانی،  ساواک و لباس‌شخصی‌های وابسته به استعمار می‌توانست علیرغم نارضایتی میلیون‌ها ایرانی بیش از نیم قرن سلطنت کند؟  یا مگر همین حکومت روضه‌خوان‌ها بدون حمایت همه جانبة استعمار،  شهربانی، ساواک، سپاه، بسیج و اوباش یا همان «دانشجویان معترض» می‌توانست سه دهه تداوم یابد؟  نکند اینبار هم قرار است تقصیرها به گردن خانوادة خامنه‌ای یا خانوادة رفسنجانی بیفتد؟   نه!  تا زمانیکه دست الهی استعمار از «خانوادة» خامنه‌ای حمایت می‌کند،  این خانواده مظهر قدرت خواهد بود،  و به محض چرخش سیاست استعمار،  امثال خامنه‌ای از مورچه و مگس هم حقیرترمی‌شوند،  چرا که قدرت فرضی اینان سایة قدرت اربابان‌شان است.  همچنانکه حاکمیت دست نشاندة استعمار سایة استعمار است.  

 
در نتیجه وقتی جرقه‌های انقلاب از تجمع رفقا زیر پل سید خندان بر می‌خیزد،  و مردم به خیابان‌ها می‌ریزند،  در واقع برای «حفظ» ساختار تشکل‌های سرکوبگر و «گسترش» آن‌ها در پناه آشوب‌های خیابانی است.   چنین مهمی بدون جنجال و هیاهو امکانپذیر نیست.  و باید بگوئیم که تجمع اخیر بوزینه‌های کفن پوش ساواک در برابر وزارت امور خارجه در تهران در راستای همین سیاست استعماری سازماندهی شد. 

 
می‌بینیم که وزارت کشور جمکران در چنین مواقعی هیچکاره است،   و دانشجونمایان نیازی به کسب مجوز جهت تجمع و تظاهرات از آن وزارتخانة «محترم» ندارند!   اگر در ایران حاکمیتی وجود داشت،  مسلماً ماموران انتظامی با تجمع‌کنندگان کفن پوش برخورد می‌کردند.   چرا که مسیر سیاست خارجی و امور داخلی یک کشور در خیابان و با عربدة مشتی لات و اوباش نمی‌باید تعیین ‌شود.  اصولاً دانشجو جماعت ـ  به فرض اینکه اوباش کذا دانشجو بودند ـ  صلاحیت تصمیم‌گیری در امور کشور را ندارد.  از نظر قانونی چنین حق و حقوقی برای «دانشجو» یا طلبه در نظر گرفته نشده.   اینکه گفته می‌شود تصمیم در مسائل کشور با «مردم» است،  یک ادعای ابلهانه و فاشیستی بیش نیست،  ادعائی که از دهان مصدق،  امام سیزدهم و دیگر جیره خواران کارخانة رجاله پروری به کرات شنیده‌ایم.  اگر در کشوری دولت و مجلس وجود دارد،  تصمیم با «مردم» نیست!   فرض بر این است که «مردم» با انتخاب نمایندگان خود اتخاذ تصمیم را به آنان واگذار کرده‌اند.  اینگونه است که «نظم» می‌تواند بر یک جامعه حاکم شود.

 
ولی استقرار نظم منافع آنگلوساکسون‌ها را تهدید می‌کند،  در نتیجه آخوند سیستانی در مورد توافقنامة امنیتی آمریکا با عراق خواهان «تصمیم مردم» شده‌اند.  چرا؟  چون در یک کشور اشغال شده مانند عراق که همة‌ تشکل‌ها نابود شده و اوباش توسط اشغالگران مسلح شده‌اند،  خروج ارتش آمریکا به معنای جنگ داخلی و استقرار امثال مقتدی صدر در رأس هرم قدرت خواهد بود.    ولی در هیچ کشوری «مردم» خواهان حضور اشغالگران نیستند.   بنابراین نتیجة همه پرسی در عراق از هم اکنون مشخص است:  خروج فوری ارتش آمریکا!  نتیجه نیز ابتدا جشن و شادی مردم خواهد بود، سپس جنگ داخلی!  البته خروج ارتش ایالات متحد و انگلستان همانطور که پیشتر هم گفته‌ایم بدون توافق آنگلوساکسون‌ها با روسیه،  هند و چین امکانپذیر نخواهد بود،  پس حضرت آیت‌الله سیستانی و حنازرچوبه بی‌جهت شکم‌شان را صابون نزنند!  با توجه به معرفی اعضای دولت باراک اوباما می‌باید به ساواک مفلوک جمکران هم بگوئیم ارسال اراذل و اوباش کفن‌پوش به خیابان‌ها «دیگر اثر ندارد!»   پس بازگردیم به مصاحبة رادیو فردا با سروستانی،  مستند ساز ایرانی.

 
سروستانی می‌گوید به ایران بازگشته و هنگامی که قصد خروج از کشور را داشته در فرودگاه دستگیر شده.   به همین دلیل تصمیم گرفته مستند «شهبانو و من» را بسازد! می‌بینیم که خلق آثار هنری هم در جمکران از روی «احساسات» است.   سروستانی از لج بازجوهای جمکران یک فیلم مستند می‌سازد!   بازجوها از او پرسیده‌اند، کمونیستی؟ مجاهدی؟  و چون پاسخ سروستانی منفی بوده،  به او گفته‌اند ای طاغوتی! و سروستانی هم با خود گفته به کوری چشم یاقوتی‌ها یک فیلم طاغوتی می‌سازم و مستقیم رفته سراغ فرح دیبا،  تا ببیند فرح دیبا که مانند سروستانی در تبعید زندگی می‌کند،  چه حالی دارد؟  البته برای اینکه بدانیم ایشان چه حالی دارند کافی است به فعالیت‌های‌شان در فرنگستان نگاهی داشته باشیم:  شرکت در عزا و عروسی خانواده‌های سلطنتی،  حضور در برنامه‌های تلویزیونی و یادی از گذشته‌ها و آه و افسوس و ... و اینهمه منهای مسئولیت‌های کسالت‌آور دربار،  به اضافة افزایش محبوبیت به دلیل مهوع بودن حاکمیت کنونی.  در پایان مصاحبة کذا،  الهه روانشاد از خانم سروستانی می‌پرسد آیا برداشت‌اش از فرح دیبا عوض شده؟  مستندساز ما هم پاسخ می‌دهند، که فرح پهلوی را نمی‌شناخته‌اند و او را  یک زن دیکتاتور «حساب» می‌کرده‌اند.

 
بله! می‌بینیم که هم‌میهنان گرامی به دلیل نگرش احساسی به مسائل وقتی هم «حساب» می‌کنند،‌  یعنی زمانیکه قرار است از احساسات فاصله بگیرند،  در توهمات  شناور می‌شوند.   سروستانی،  فرح پهلوی را نمی‌شناخته،  ولی او را یک زن دیکتاتور حساب می‌کرده!   اگر نظر ما را بخواهید باید در سلامت عقل این هنرمند «تبعیدی» که به ایران هم رفت و آمد دارند دچار تردید ‌شویم،  چون فرح پهلوی هیچ نقشی در حاکمیت ایران نداشته که بتوان او را «دیکتاتور» به شمار آورد!  توصیه می‌کنیم ساواک بوزینه‌های کفن پوش خود را بفرستد تا «این مسئله» را حل کنند.  چون اینان مطابق بند «م» وصیتنامة امام سیزدهم همة مسائل را حل می‌کنند.  فارس نیوز در گزارش دیروز خود به نقل از یکی از اراذل حاضر در صحنه نوشته بود:

 
«مطابق بند م وصیتنامة امام [...] جوانان حزب‌اللهی خود وارد صحنه خواهند شد و این مسئله را حل کنند[خواهند کرد]»

 
البته فکر نکنید بوزینه‌ها قادراند همه مسائل را حل کنند!  یا حکومت جمکران از  اراذل «حلال مسائل» تشکیل شده.   ابداً!  مسائلی هست که هیچکس نمی‌تواند حل کند.  از جمله طرفداری علی لاریجانی از «تئوری پیشرفت فکر سیاسی» یا مسائل احساسی نمایندگان کنگرة آمریکا!  پاسدار علی‌کوچیکه،  غلامبچة سفارت و رئیس مسجد جمکران فرموده‌اند:

 
«افرادی که ذهن بسته‌ای دارند و سواد کمی دارند و فکر می‌کنند به ازای هر تفاوت باید طرف مقابل را حذف کرد [...]این خیلی فکر بدی است [...] باید تنوع فکری را بپذیریم [...] اگر کسی بخواهد این تنوع را از بین ببرد به نظر من تئوری پیشرفت فکر  سیاسی را در جامعه نفهمیده ‌است.»

 
ایشان پس از این سخنان شیوا که در «فارس نیوز» مورخ 11آذرماه سالجاری انتشار یافته،  از نیروهای «ملی ـ مذهبی» دعوت کرده تا در سالروز «شهادت» آخوند مدرس،  که «سیاست‌شان عین دیانت‌شان» کشکی بود،  ‌شرکت کنند.  ولی مهم‌ترین بخش سخنان علی‌کوچیکه بخشی است که به «احساس» مربوط می‌شود،  نه به احساس ایشان که به احساس نمایندگان کنگرة آمریکا!  پاسدار علی لاریجانی می‌فرمایند:

 
«نمایندگان کنگرة آمریکا در نامة اخیر خود بیان داشته‌اند که ما احساس می‌کنیم وقت آن رسیده مذاکراتی فیمابین داشته باشیم.»

 
می‌بینیم که «احساس» در تعیین سرنوشت ما ملت از چه اهمیتی برخوردار است.  نه تنها خودمان مسائل را با «احساس» حل می‌کنیم،  که نمایندگان کنگرة آمریکا را نیز «احساساتی» کرده‌ایم!   این است تاثیر متقابل «فرهنگی»!  همانطور که امام سیزدهم آرزو داشتند انقلاب‌شان را صادر کردیم!  

 

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

 

 

 

فیلترشکن‌های جدید2دسامبر2008

www.surfopen.info
www.youtubeanywhere.info
www.gettofacebook.info
www.chaossurfing.info
internationalamount.info
www.freetimesurf.info
b6x.info
www.viewsurf.info
www.protectedsurfing.info
www.icanhazprxysurf.info
3t8.info
privama.com
hiddenx.info
www.quickhack.info
www.letthru.info
www.compatablesurfing.info
2n6.info
www.speedyfree.info
www.chromesurfing.info
www.gettowebsite.info
www.best-careerblogs.info
sheka-filter.info
www.codenamesurfing.info
www.dxk-radio.com
www.prxysurfprxy.info
www.gearsofwarsurf.info
www.chaossurf.info
www.boomshotsurf.info
unblockwith.us
www.sneakoff.info
freearea4u.info
www.brokestudent.info
kq5.info
www.revivalsurfing.info
www.hazproxysurf.info
directcompetitor.info
www.bouncy-beats.net
www.best-acneblogs.info
www.fastentry.info
www.mannies-madness.net
protectboy.com
awsomesurf.info
www.goround.info
www.sunshinesurfing.info
www.bypassproxy.us
proxofy.info
www.gettosite.info
www.lancersurf.info
www.webbyproxy.info
www.tenacioussurf.info


nahidna13 · 257 views · Leave a comment

1, 2, 3 ... 39 ... 77  Next page