Calendar

Announce

Who's Online?

Member: 0
Visitors: 2

rss Syndication

Posts sent in: October 2008

29 Oct 2008 




 
در پی سخنان متفکران و فلاسفة حکومت روضه‌خوان‌ها،  به ویژه پس از سخنرانی سرشار از بلاهت مقام رهبری که در آن شکست مارکسیسم و پایان لیبرال دمکراسی ـ  مسلماً به دلیل رویت این فروپاشی‌ها در «ماه» ـ  مطرح شده بود سایت فارسی ناخداکلمب هم روز 26 اکتبر 2008،  در تأئید ضمنی مهملات رهبر فرزانة جمکران یک مطلب «علمی» تحت عنوان «کارل مارکس و بحران سرمایه‌داری» منتشر کرد!  بله،  وقتی ترهات‌بافی «مد» می‌شود همین اشکالات هم بروز می‌کند.  هم‌میهنان گرامی به پیروی از مد شهرة عالم‌اند،  و همین مدپرستی باعث می‌شد که هر وقت ما از بلاد فرنگ به مرز پر گهر باز می‌گشتیم،  ضمن تحویل گرفتن نگاه‌های متحیر آزاد زنان فامیل با آخرین مد پاریس و لندن در شهر تهران آشنا می‌شدیم،  و در می‌یافتیم که وقت‌مان در فرنگ واقعاً به بطالت گذشته،   چرا که از قافلة مد عقب افتاده بودیم!

 
اصولاً عقب ماندن از «قافله» باعث می‌شود که شما هرگز به «خیمه» نرسید و می‌دانیم که قافله،  خیمه،  شتر و بیابان در ضمائر ما ایرانیان تمامیت «اسلام» را تداعی می‌کند.  اسلام چیست؟  اسلام همان است که از اواسط قرن هفتم میلادی توسط تازیان و در قرن بیستم توسط «نازیان» بر ما تحمیل شد،  تا همچنان با روضه و زوزه و حدیث و روایت و فرمایش معصوم و ... و گورکن و پاسدار و بسیج دمخور باشیم و از «قافلة توحش» نیز عقب نمانیم!   تا بتوانیم خود را به «خیمة تحجر» رسانده،  نظام «قافله‌سالاری» را برقرار کنیم.

 
نظام قافله سالاری یک نظام جهانی است که رأس آن در ایالات متحد قرار دارد،  و از طریق شاخک‌های برون مرزی‌اش تغذیه می‌کند.  برای فراهم آوردن امکانات چنین تغذیه‌ای لازم است برای دیگران نیز خوراک تبلیغاتی فراهم آید.   و این خوراک تبلیغاتی همان است که در رسانه‌های غرب و به ویژه در سایت «بی‌بی‌سی» ساخته و پرداخته می‌شود.  و از آنجا که غذاهای انگلیسی اصولاً قابل خوردن نیست،  سایت «بی‌بی‌سی» تلاش می‌کند پروپاگاند خود را به ذائقة مردم نزدیک کند.   به عنوان نمونه پروپاگاند ناخداکلمب برای ما ایرانیان شباهت فراوانی به سفرة نذری پیدا کرده،  که در آن همه نوع خوراکی،  به ویژه آش شله‌قلمکار می‌توان یافت.   و مقالة وزین «کارل مارکس و بحران سرمایه‌داری» از آن‌ جمله است.

 
در این مقاله تلاش فراوان به خرج داده شده تا با تشبیه «کارل مارکس» به «پیشوا»، «مارکسیسم» نیز در ترادف با «فاشیسم» قرار گیرد.   در واقع مقالة کذا تکرار ناشیانة مهملات چهل سال پیش هانتینگتون است که در کمال حماقت مارکس را «سیاستمدار مبتدی» خوانده بود.   در وبلاگ «ایسم و اگر» به این مطلب اشاره داشتیم.  همانطور که بارها در این وبلاگ تکرار کرده‌ایم،   کارل مارکس فیلسوفی است که «انسان» را محور «تاریخ» قرارداده و «مارکسیسم» به هیچ عنوان «آموزش» شیوه‌های دستیابی به قدرت نیست.   ولی گردانندگان سایت ناخداکلمب که از انقلاب اکتبر و کودتای بلشویک‌ها خاطرة خوشی دارند،  و به ویژه خدمات رفیق استالین و آدولف هیتلر را هرگز فراموش نخواهند کرد،  ترجیح می‌دهند کارل مارکس را «پیشوای کمونیسم» بخوانند،  همانطورکه هیتلر هم برای فاشیست‌ها «پیشوا» بود.

 
در نتیجه برادر علی‌ امینی‌نجفی در «بی‌بی‌سی» ابتدا با یک نقل قول از «گاردین»،  ادعا می‌کند مارکس اگر زنده بود از «آشوب نظام سرمایه‌داری» خیلی ذوق می‌کرد،  چرا که به زعم ایشان برخی از نظریات خود را محقق می‌دید.   نویسنده در ادامه از کارل مارکس تصویری نزدیک به خمینی تحویل‌مان می‌دهند.   مارکس هم مغضوب شده بود و هیچ کشوری به او اجازة اقامت نمی‌داد تا اینکه به لندن آمد و در کتابخانة «بریتیش میوزیوم» به مطالعه مشغول شد.  جناب نجفی سپس ادعا می‌کنند که مارکس  قصد داشته نظام موجود را براندازد و نظم نوین را مستقر کند!   به همین دلیل،  البته به ادعای آقای نجفی،  کارل مارکس تصمیم می‌گیرد «نظریات سیاسی» خود را با داده‌های اقتصادی «مستدل» کند و از اینرو هر روز به کتابخانة «بریتیش میوزیوم» رفته،  علم اقتصاد را «مطالعه» می‌کرد و یادداشت برمی‌داشت!   به عبارت دیگر،  آثار مارکس در کتابخانة بریتیش میوزیوم به صورت پراکنده وجود داشته و کارل مارکس فقط آن‌ها را گردآوری کرده:       

 
«مارکس که در آرزوی برانداختن نظام موجود و برپا کردن نظمی تازه بود[...] در انگلستان [...] به مطالعة دقیق علم اقتصاد [پرداخت] او هر روز به کتابخانة بریتیش میوزیوم می‌رفت و[...] یادداشت بر می‌داشت.»

 
اتفاقا خمینی را هم تبعید کردند.  و پس از چند سال حزب دمکرات آمریکا به قصد جهاد با کمونیست‌ها قیام کرد و امام سیزدهم پس از پانزده سال ولگردی در نجف،  قرعة دولت به نام‌شان درآمد و ناگهان راهی پاریس شدند تا نظم موجود را براندازند! البته ایشان برخلاف کارل مارکس نیازی به «مستدل کردن» نظریات سیاسی خود نداشتند،  در نتیجه محتاج «مطالعة» علم اقتصاد نبودند.   نظریات سیاسی امام سیزدهم در یک کلمه خلاصه می‌شد:  اسلام!   و این کلمه همة علوم گذشته،  حال و آینده را در خود داشت!   از امام می‌پرسیدند برنامة شما برای حکومت چیست؟  پاسخ می‌داد:  اسلام!  می‌گفتند آزادی زنان در حکومت شما چه حد و حدودی دارد؟  می‌گفت در اسلام زنان آزاداند.   به او می‌گفتند برنامة اقتصادی شما چیست؟  نوچه‌اش بنی‌صدر پاسخ می‌داد:   اقتصاد اسلامی!   و این چنین است که امروز احزاب و گروه‌های سیاسی در حکومت اسلامی به دو دسته تقسیم شده‌اند:  «اصولگرا» و «اصلاح‌طلب»!  و  برنامة هر دو مانند برنامة رهبرکبیر «انقلاب‌شان» فقط همان اسلام است!

 
تفاوت اسلام اصولگرایان با اسلام اصلاح‌طلبان در این است که اسلام اصولگرایان با اسلام اصلاح‌طلبان «تفاوت» دارد!   از سوی دیگر،  برنامة اقتصادی اصولگرایان و اصلاح‌طلبان را هم بانک‌های غرب تنظیم می‌کنند،   چرا که امام‌شان یک روز که از دست بنی‌صدر عصبانی بودند،  فرمودند:  «اقتصاد مال خر است!»   البته مقصودشان این بود که بنی‌صدر خر است،  ولی ا‌ز آنزمان دیگر اصولگرایان و اصلاح‌طلبان با اقتصاد کاری ندارند؛   چون اینان که خر نیستند،  نوکراند.  

 
 به این دلیل،  کارل مارکس در مطلب «بی‌بی‌سی»،  رفته،  رفته،   به نوکران آنگلوساکسون‌ها در جهان سوم شباهت پیدا می‌کند،  نوکری که خواهان براندازی سرمایه‌داری هم بوده!   و دیدیم که خمینی هم مانند دیگر مزدوران استعمار فقط خواهان براندازی بود.   امام سیزدهم به برکت بوق‌های استعمار ناگهان از عمق چاه سر بر آوردند،  به اوج ماه رسیدند،  و طوطی‌وار مطالبات براندازانة ارباب را بازگو فرمودند:

 
«شاه باید برود،  جنگ نعمت الهی است،  اگر این جنگ بیست سال هم ادامه داشته باشد ما ایستاده‌ایم،  و...»‌

 
ولی همانطور که دیدیم برخلاف کارل مارکس،  خمینی هیچ نیازی به مستدل کردن نظریات سیاسی‌اش نداشت،  چون این نظریات در غرب تولید و تکثیر می‌شد و یک نسخه از آن را هم به دست امام می‌دادند که روخوانی کند.   بله!  گویا در «نجف» چنین شایع شده که مارکس هم مانند روح‌الله خواهان رفتن شاه بوده!

 
البته باید حضور برادر «نجفی» بگوئیم نظریات مارکس «فلسفه» بود و آنچه شما  «آشوب» در سرمایه‌داری می‌نامید،   بازتاب واقعیت نظام سرمایه سالاری‌ جهانی و «توحش» نهفته در بطن آن است که مارکس به آن اشاره کرده.   ولی کارل مارکس برای «نظریات» خود جامعة صنعتی انگلستان در قرن نوزدهم را مد نظر داشته نه کل جهان را!  به عبارت دیگر مارکس به هیچ عنوان مدعی «جهانشمول» بودن نظریات خود نیست.   مارکس در ماه نوامبر 1877 در نامه‌ای به «میکائیلوفسکی» تأکید می‌کند که نظریة «تاریخی ـ فلسفی» وی نمی‌تواند به یک نظریة جبری برای همة جوامع تبدیل شود.
منبع: «اقتصاد»،  جلد دوم،  انتشارات گالیمار،  1968، ص. 1555،  کارل مارکس.

 
البته اگر تعریف «تاریخ» در نظریة مارکس را بشناسیم می‌دانیم که اصل جادوئی «ترادف کلی» بر آن حاکم نیست.   نظریة مارکس بر پویائی انسان در زمان و مکان مشخص تأکید دارد از اینرو می‌گوید،  «کمونیسم فی‌نفسه هدفی برای رشد و شکوفائی انسان،  شکل و صورت جامعة بشری نیست.»
منبع: «دست نوشته‌های 1844»،  انتشارات سوسیال، 1962،  ص‌. 99،  کارل مارکس.

 
به عبارت دیگر مارکسیسم،  «دین» نیست،  مارکسیسم با سرکوبگری دین،  یا نفی همزمان انسان،   زمان و مکان بیگانه‌ است.  بنابراین دلیل ندارد که برادر نجفی «ثابت» کنند،  دوران مارکس سپری شده،  و اسلام پیروز شده.   چرا که بر خلاف القائات ایشان مارکسیسم در شوروی وجود نداشت،  و با فروپاشی شوروی مارکسیسم شکست نخورده است!

 
البته امروز در قرن نوزدهم نیستیم.   و بر خلاف ادعاهای «برادر» نجفی ما فکر نمی‌کنیم که،  «جان می‌ناردکینز» از سوی خداوند برانگیخته شد تا «تعادل» را در سرمایه‌داری برقرار کند.  جناب نجفی شکر ایزد بجا ‌آورده‌اند که امروز کارگران وضع‌شان روبراه شده،  و اگر در قرن نوزدهم وضع‌شان بد بود،  دیگر چنین نیست.   اگر این «استنتاج» کشکی و کورکورانه را بپذیریم می‌باید در ادامه بگوئیم،  آن‌ها که امروز در جهان سوم در شرایط مشابه کارگران قرن نوزدهم اروپا زندگی می‌کنند،  چشمشان کور!   بروند در قرن نوزدهم کارگری کنند!   بله،  بی‌جهت نیست که «برادر» نجفی در بنگاه تبلیغاتی ناخداکلمب متخصص اقتصاد می‌شوند.  ایشان وظیفه دارند در کمال خونسردی،  تلویحاً چرندیات خامنه‌ای را برای خوانندگان محترم‌شان تکرار کنند:

 
«تحقق مارکسیسم جز فساد و رکود و ورشکستگی به بار نیاورده.»

 
به عبارت دیگر آنچه استالین با نفی مارکسیسم و با حمایت غرب بر مردم اتحاد جماهیر شوروی تحمیل کرد،  از نظر ایشان همان مارکسیسم است!   حضور برادر نجفی عرض کنیم خوشبختانه تحقق اسلام نیز جز فساد و رکود و ورشکستگی برای مردم ایران،  عراق و افغانستان به بار نیاورده.   در نتیجه سرکار کاملاً حق دارید که دین اسلام را در ترادف با مارکسیسم  قرار دهید،  چون آن «مارکسیسم» و این «اسلام» هر دو یک مهم را به ثمر رساندند،  اقتصاد استعمار را رونق بخشیدند.   و اگر بخت‌تان یار شود،  و جنگ از عراق به سوریه سرایت کند،   اقتصاد غرب تا هشت سال آینده نیز تعادل و توازن بیشتری خواهد یافت.

 
روز یکشنبه،   همزمان با انتشار مقالة «برادر» نجفی،  هلیکوپترهای آمریکا به یک منطقة مرزی در‌ خاک سوریه حمله کردند و چند غیرنظامی را برای دست‌گرمی به قتل رساندند.   پنتاگون هم پس از دو روز خفقان،  امروز ادعا کرد،  از این محل «تروریست» به عراق وارد می‌شد!    این مزخرفات در تمام سایت‌های فارسی زبان و جیره‌خوار ناتو بدون هیچ تفسیر و تحلیلی بازتاب یافت.   و امروز پاسداران جیره‌خوار غرب از افتتاح یک پایگاه نظامی در بندر جاسک خبر دادند.   پاسداران حکومت اسلامی که بنزین ‌و تجهیزات‌شان را از دست‌های پرمهر عموسام دریافت‌ می‌کنند،  اعلام کرده‌اند،  اگر آمریکا نگاه چپ به ما بکند تنگة هرمز را می‌بندیم.   البته حکومت امام زمان در واقع ژاندارمی خلیج فارس را بر عهده گرفته تا روسیه مسیر چپاول نفت را تهدید نکند.   با توجه به سوابق مبارزات حکومت اسلامی باید بگوئیم نوکران سازمان سیا پس از جهاد با اتحاد شوروی،  اکنون ملت ایران را در خلیج فارس سپر بلای آمریکا در برابر روسیه کرده‌اند.   

 
ولی این مسائل در برابر ماجرای مدرک تحصیلی کردان،  و رقابت هیجان‌انگیز «اصولگرایان» با «اصلاح‌‌طلبان» هیچ اهمیتی ندارد.  همانطور که حزب دمکرات می‌گوید:  «چنج،  وی نید»!   ما هم به «تغییر» احتیاج داریم.  مهم نیست که پیامد «چنج» کذا یک فاجعة دیگر باشد،  مهم این است که بازارهای بورس در بلاد غرب رونق خود را حفظ کنند،  تا «بی‌بی‌سی» بتواند باز هم پیروزی اسلام و شکست مارکسیسم را برای ما فارسی‌زبانان فریاد کند.                                           
 

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

 

 

 

فیلترشکن‌های جدید29اکتبر2008

http://www.perfectsurf.info
http://www.grandpass.info
http://www.bloxgone6.info
http://www.lolbook.info
http://www.freeblox3.info
http://www.runlikehell.info
http://www.bloxgone1.info
http://hidefreak.info
http://www.webevade.com
http://www.tunnelsite.info
http://www.freeblox49.info
http://www.busysurf.info
http://www.neatseat.info
http://www.freeblox10.info
http://www.passall.info
http://www.freeblox13.info
http://www.speedywebsurfer.info
http://www.inconclusion.info
http://www.roflbook.info
http://www.trisa.info
http://www.freeblox4.info
http://www.evira.info
http://www.surfinpeace.info
http://www.trackmeet.info
http://www.browserburst.info
http://www.falconkick.info
http://www.freeblox34.info
http://www.notears.info
http://www.freeblox32.info
http://www.mucker.info
http://www.powerburst.info
http://proxyfacebook.biz
http://www.doitlive.info
http://www.mathburst.info
http://privatetunnel.com
http://proxy.timelesscoign.net
http://www.jordanbook.info
http://www.historyreport.info
http://www.aflu.info
http://www.wrapa.info
http://www.musclecarsurfer.info
http://www.unblockedorkut.info
http://www.freeblox31.info
http://www.schoolbuster.com
http://www.techn.info
http://www.grandsurf.info
http://www.filch.info
http://www.bloxgone8.info
http://www.bloxgone20.info
http://www.slapsurf.info


nahidna13 · 200 views · Leave a comment
28 Oct 2008 




  
در ازاء هر گامی که ایالات متحد در همکاری با طالبان به عقب بر می‌دارد،   ایرانیان مقیم ینگه دنیا در شارلاتانیسم گامی به پیش می‌نهند.   امروز «میسیز» شکوه میرزادگی و «خواهر» داودی مهاجر،  در دو جبهة ظاهراً متفاوت قلم‌فرسائی فرموده‌اند،  ولی هدف هر دو جلوگیری از ورشکستی شرکت سهامی عوامفریبی است. 

 
شکوه میرزادگی پیشنهاد کرده،  برای رعایت حقوق بشر،  منشور حقوق بشر کوروش کبیر را ملاک قرار دهیم!   به عبارت دیگر همانطورکه «فاشیست ـ مسلمان‌ها» آینده را در بازگشت به «صدر اسلام» می‌جویند،  ما هم آینده را در «صدر ایران» بجوئیم!   به «میسیز» میرزادگی و شرکاء یادآور شویم شعارهای پوچ «بازگشت به گذشته» در هر حال عوامفریبی و شیوه‌ای است متعلق به فاشیسم.  در عمل بازگشت به گذشته نه تنها غیرممکن است،  که «منطقاً» بشر نمی‌باید چنین نگرشی به آیندة خود داشته باشد!  دیدیم که در همین راستا کسانیکه با تکیه بر «حدیث مسلم»،  «نهج‌البلاغه» و چرندیات «معصوم»  قانون اساسی تدوین کردند،  چه بر سر ملت ایران آوردند،  و اینان همانقدر شارلاتان‌اند که طرفداران بازگشت به دوران هخامنشی! 

 
البته این «بازگشت» ظاهراً جهت تدوین و تحکیم قوانین حقوق بشر صورت می‌گیرد!   ولی برای یک انسان مسئول ملاک حقوق بشر نه اعلامیة کوروش کبیر،  که اعلامیة جهانی حقوق بشر و بند بیستم از بیانیة کشورهای حاشیة خزر است ـ که در تاریخ 16 اکتبر  سال گذشته در تهران صادر شد ـ  چون هر دو از مبنائی معاصر و کاملاً حقوقی برخورداراند.  

 
اعلامیة کورش کبیر اگر در مقایسه با شرایط زمان و مکان تاریخی خود مترقی بوده،  ارتباط زیادی با مسائل بشر در جهان معاصر ندارد،  و در واقع فرمان یک «سردار فاتح» است برای رعایت حقوق «مغلوبین» در بابل.  ولی تا ‌آنجا که ما می‌دانیم امروز حاکمیت ایران هر چه هست و هر چه باشد نمی‌تواند خود را نه در جایگاه امپراتوری هخامنشیان بگذارد،  و نه در جایگاه فاتحان «جنگ».   حاکمیت ایران دست‌نشاندة استعمار است و استعمار دقیقاً مانند دین اسلام،  انسان‌ستیز و سفله پرور است،  بنابراین «بشر» را در مفهوم معاصر کلمه،  برای ما ایرانیان به هیچ عنوان به رسمیت نمی‌شناسد.   تحمیل قانون اساسی در چارچوب دین به مردم افغانستان و عراق شاهدی است بر این مدعا.                           

 
اما در توضیح پیرامون وبلاگ «گورکن‌سالاری» یادآور شویم نقش واقعی سفارت‌خانه‌های حکومت اسلامی،  حمایت مالی و سیاسی از فاشیسم و سرکوب در خارج از مرزهاست.   دلیل لنگر انداختن فردی به نام ولایتی در وزارت امورخارجة امام سیزدهم همین سیاست استعماری است.   البته علیرغم کنار رفتن ولایتی،  چنین سیاستی همچنان ادامه دارد.  سفارتخانه‌های جمکران،  به دستور کانال‌های سازمان سیا،  از یکسو به گروه‌های فاشیست غرب کمک مالی می‌رسانند و از سوی دیگر با حمایت مالی از مسلمانان دیگر کشورها،  و با گسترش برنامه‌های شکم‌چرانی آنان را به مسلک «مقدس» شیعه جذب می‌کنند.  و پاداش این خدمات از سوی استعمار غرب توزیع رایگان جوایز در بین فعلة فاشیسم ایرانی‌نماست.  

 
بله فراهم آوردن آش نذری و چلوکباب جمعه و دیگر وسائل «فرهنگی» برای بورسیه‌های کشورهای عرب و آفریقائی در غرب بدون پاداش نمی‌ماند.  غرب هم سفرة «جایزه نذری» پهن کرده و به اینان چپ و راست جایزه می‌دهد،  و نیازی به توضیح نیست که جایزه‌ها «بدون حساب و کتاب» توزیع نخواهد شد.   جایزه‌بگیران باید چند برابر جایزة دریافتی «خدمات» به درگاه ارباب ارائه کنند.   مصاحبه صورت دهند،  مطالب مهمل بنویسند،  یا اینکه دیگران به نام اینان بنویسند،  و با تحریف و تخریب  مفاهیم،   حکومت دینی و توحش دین را توجیه کنند و باز هم جایزه بگیرند!  

 
از مطلب دور افتادیم بازگردیم به وظائف دیپلمات‌های جمکران در غرب.  در میان اینان،  سید صادق خرازی،  که اخیراً حلقة دامادی محمدخاتمی را نیز در گوش کرده، یکی از‌ «نمونه‌های» جالب است.  سیدصادق در راه خدمت به ژان ماری لوپن،  رهبر فاشیست‌های فرانسه جانفشانی‌ها کرد و به همین دلیل از دست‌ محمد خاتمی چندین نشان افتخار دریافت داشت.   در این راستا،  ارتباط محمد خاتمی با یورگ‌هایدر،  پاپ،  اسقف کانتربری و رهبران گروه‌های افراطی مسیحی کاملاً طبیعی است.  فعالیت در جبهة فاشیسم سیاستی است که در واقع با کودتای کلنل آیرون‌ساید بر ایران تحمیل شد و علیرغم جنگ اجباری غرب با ارتش شکست خوردة هیتلر و فرار کلنل رضاخان این سیاست همچنان ادامه یافته.   چون سیاست استعمارگران برخلاف سیاست کشور استعمارزده،  «تداوم» دارد.

 
و در راستای همین تداوم است که به دنبال سخنرانی آقای رئیس‌دانا در بروکسل،  مقر سازمان ناتو،  زمزمة «تحریم انتخابات» امروز از ایالات متحد و از زبان بره‌های دست‌آموز خاتمی نیز به گوش می‌رسد.  فرصت‌طلبان و لمپن‌های مؤنث ساکن ینگه‌دنیا که 30 سال است شریک جنایات این حکومت‌اند،  اینروزها  انتخابات «تحریم» می‌کنند!  باید پرسید چرا؟  جواب روشن است،  دکان اصلاح‌طلبان کساد شده،  و باید از ینگه دنیا فکری به حال آن کرد.   چه فکری؟  فکر «مدروز» و با پیروی از «داس‌الله»!  بله اصلاح‌طلبان حکومتی هم مانند روحانیت مزدور استعمار «در کنار مردم» قرار گرفته‌اند تا با سرقت مطالبات آنان تنور شارلاتانیسم را گرم و داغ نگاهدارند.

 
به همة کسانیکه اینروزها «در کنار مردم» قرار می‌گیرند یادآور شویم که این شیوة پسندیده از فاشیست‌ها به عاریت گرفته شده و نام واقعی آن «پوپولیسم» است.  هیچ ارتباطی هم با دمکراسی نمی‌تواند داشته باشد.   در یک دمکراسی اکثریت حاکم «رعایت حقوق مردم» اعم از اکثریت و اقلیت را مد نظر دارد.  در حالیکه در یک نظام پوپولیست،  حکومت در کنار «مردم» فرضی قرار می‌گیرد تا به سرکوب اقلیت و اقلیت‌ها بپردازد.   زمانیکه پوپولیسم کذا مانند حکومت امام سیزدهم ساخته و پرداختة استعمار هم باشد،  امثال خمینی و اکبر بهرمانی با تکیه بر ماشاالله قصاب،  اسمال تیغ‌زن،  الله‌کرم و زهرا خانوم در جایگاه «مردم» قرار می‌گیرند،  و همان پیش می‌آید که طی سه دهة اخیر شاهدیم.

 
پیشتر هم گفتیم،  پوپولیسم در ایران سخت به مذاق سازمان ناتو خوش آمده،  چون از طریق آن کودتای 22 بهمن را به عنوان «انقلاب» در تاریخچة بهل‌ها و احمق‌ها به ثبت رساند و هیچکس،  نه در شرق و نه در غرب این به اصطلاح «انقلاب» را به زیر سئوال نمی‌برد.   اینجاست که مرز منافع ملی ما با همة روشنفکران غرب و شرق مشخص می‌شود،   حتی با آن‌ها که بر خلاف مارکوزه،  هانتینگتون و شرکاء در خدمت سازمان سیا نیستند.  و اینجاست که اهداف واقعی «سیستر» داودی مهاجر و شرکاء در راه «تحریم انتخابات» آشکار می‌شود.    

 
مطالبات «خواهر» داودی که چندی پیش یک «جایزه» هم دریافت کرده‌اند،  تدوین «حقوق زنان»،  توسط زنان است!  ایشان هم مانند مهرانگیز کار،  و دیگر فعلة فاشیسم «حقوق» را در مقام یک بنیاد قانونی به رسمیت نمی‌شناسند،  «مردم» را به رسمیت می‌شناسند!   آنهم نه در یک جامعة بشری متعارف که در یک جامعة «زنانه ـ مردانه» با فرهنگی استعماری که در آن زنان برای زنان حق و حقوق تعیین خواهند کرد.  به عبارت دیگر،  اینبار مجلس «زنانه» است،  و اعضای اندرونی حاج‌آقا مطالبات خود را مطالبات کل زنان ایران معرفی خواهند کرد.   و «خواهر» فریبا داودی که چندی پیش برای عیال محمد رضا خاتمی تبلیغ می‌کردند و ترهات‌اش را در «روز آنلاین» به خورد خلق‌الله می‌دادند،   با این پیشنهادات مضحک می‌خواهد به ما ثابت کند که اصلاح‌طلبان وابسته به طیف «حکومتی» نیستند،  و به اصول خود هم پای ‌بندند.

 
پیشتر گفتیم که اصلاح‌طلبان مذکور مانند دیگر گروه‌های سیاسی در ایران،  نه در گذشته برنامه‌ای داشتند و نه امروز.   اینان جهت تحمیل موجودیت خود بر فضای سیاسی کشور خود را در هالة ابهامی به نام «اصلا‌ح‌طلبی» قرار داده‌اند.   در واقع،  همة اینان یک برنامة واحد دارند:   اجرای اسلام راستین،  اسلام واقعی،  اسلام مدرن،  اسلام عقلانی،  اسلام ناب محمدی،  اسلام بومی و مزخرفاتی از این دست.   بهتر بگوئیم هیچ برنامه‌ای در کار نیست،  چرا که «برنامه» در سازمان ناتو تهیه می‌شود.  و دقیقاً همانطور که بهای نفت ما را کنسرسیوم بر اساس منافع خود تعیین می‌کند،  برنامة اینان نیز بر اساس نیازهای استراتژیک «تعریف» خواهد ‌شد.

 
ولی از آنجا که انتخابات ایالات متحد نزدیک است و نتیجة این انتخابات سرنوشت حکومت اسلامی را هم رقم خواهد زد،  همة جیره‌خواران سازمان سیا به جنب و جوش افتاده‌اند.  خاتمی ولگردی‌های «فرهنگی» و قول و قرار به اربابان را از موطن یورگ‌هایدر آغاز کرده؛  رحیم مشائی،  راهی ایالات متحد شده،  و «سیستر» فریبا هم با تقلید از «داس‌الله» می‌خواهند در میان مردم خیمه و خرگاه به پا کرده «ساختار شکنی» فرمایند تا همه بدانیم و آگاه باشیم که اصلاح طلبان با حکومت اسلامی مخالف ‌شده‌اند!   چرا که «اصلاح‌طلبی» ایشان برای استقرار یک پوپولیسم تازه نفس خیز برداشته‌.  تکنیک پیشنهادی «سیستر» فریبا همان تکنیک فرسودة 30 ‌سال پیش است که با همت و فداکاری فعلة ساواک و پروپاگاند «بی‌بی‌سی» از طریق «تمرکز بر یک نقطه»،  مردم را پیرامون ‌«محور نفرت» از شخص شاه به دور آخوندک‌ها گرد آورد،  تا بتواند زمینه را برای کودتا فراهم کند: 

 
«با ایجاد یک همگرائی گسترده رژیم را در موقعیت عدم مشروعیت کامل و در موضع عقب‌نشینی قرار دهیم.»

 
خواهر فریبا که ترهات‌شان در گویانیوز منتشر شده،  حتماً می‌پندارند که این رژیم اگر تاکنون سر پا مانده به دلیل همکاری اصلاح‌طلبان در انتخابات است،  و نه به دلیل پشتیبانی همه جانبة محافل استعماری!   حاجیه داودی مهاجر ضمناً در مورد وزنة سیاسی اصلاح‌طلبان نیز دچار خودبزرگ‌بینی شده،  گزافه‌گوئی می‌فرمایند.  واقعیت این است که در چنین رژیمی،  به غیر از منتفعان مستقیم کس دیگری در انتخابات شرکت نمی‌کند،  و مجموع پاسدار و بسیجی و ساواکی به همراه لمپن‌ها و تازه به دوران رسیده‌های حکومت امام سیزدهم و شوت و پرت‌ها که با همکاری روتاری کلاب لندن «حماسة» دوم خرداد را آفریدند،  علیرغم جنجال رسانه‌ای،  در شهرهای کلیدی کشور از سی ‌درصد واجدان شرایط فراتر نرفته.  خلاصه بگوئیم،  منابع اطلاعاتی مستقل،  خبر استقبال چشمگیر مردم از انتخابات دوم خرداد را به هیچ عنوان تأئید نمی‌کنند.   و بهتر است به ‌آن‌ها که فراموشی گرفته‌اند بگوئیم که دور دوم معرکة اصلاح‌طلبی به مراتب از دور اول هم کسادتر بود.  

 
در هرحال فریبا داودی مهاجر که مانند پاسداراکبر خود را «روشنفکر»‌ می‌داند،  دو قطبی کردن کاذب فضای سیاسی را یک «تئوری» معرفی می‌کند که «حریف» را وادار خواهد کرد به مطالبات ساختارشکنانة ایشان تن در دهد.   بله،  این تئوری جادوئی به زعم داودی مهاجر همة گروه‌های سیاسی رژیم را در موضع ضعف قرار می‌دهد و شعارهای دروغین‌شان را در مجامع بین‌الملل افشا خواهد کرد!   خواهر فریبا گویا نمی‌دانند که این «شعارهای دروغین» مانند شعارهای شخص ایشان در همان مجامع بین‌الملل «تولید» می‌شود!   چون آن‌ها که سه دهة پیش این حکومت نفرت‌ و توحش را بر ما ملت تحمیل کردند،   سیاست‌های‌شان را تغییر نداده‌اند،‌  و امروز بهترین مسیر اعمال همین سیاست اصلاح‌طلبان‌اند،  همان‌ها که از حماسة دوم خرداد تاکنون همچون عقب‌مانده‌های ذهنی،  نتوانسته‌اند هیچ تعریف مشخصی از اصلاحات مطلوب خود ارائه کنند!  همان‌ها که  با توسل به قالب پوچی به نام «اصلاحات» همچنان به عوامفریبی مشغول‌اند.  و داودی مهاجر نیز دقیقاً در همین مسیر گام بر می‌دارد!

 
ایشان می‌فرمایند،  مسائل حزبی و گروهی و ایدئولوژی را باید از پیش پای نسل جوان برداشت،  چون این نسل آزادی می‌خواهد!  به عبارت دیگر جامعة ایران باید در هرج و مرج کامل فرو رود تا آزادی کذا،  آنهم برای نسل جوان تأمین شود!   بله،  یک نسل جوان بدون ایدئولوژی،  بدون حزب،  بدون سندیکا،  بدون فعالیت فرهنگی،  بدون انضباط اجتماعی،  و ... می‌خواهد به آزادی برسد!   باید از سرکار خانم پرسید که چنین «آزادی‌ای» اصولاً چه معجونی می‌تواند باشد؟  این سخنان پیامبرگونه در واقع مدرنیزاسیون ترهات 30 سال پیش خمینی است.   خمینی هم از حزب و گروه سیاسی به هیچ عنوان دل خوشی نداشت.  می‌دانیم که حزب مرامنامه دارد،  و در چارچوب آن می‌باید برنامة مشخصی به مردم ارائه دهد.  ولی «نسل جوان» که آزادی می‌خواهد،  نه مرامنامه لازم دارد و نه برنامه.  فقط آزادی می‌خواهد!   آنهم آزادی‌ای که هیچ چارچوب حقوقی ندارد،  و ساختار حقوقی و انتظامی کشور نیز از نظر تاریخی با آن کاملاً «بیگانه» است!‌   این نوع آزادی همان نیست که خمینی دجال 30 سال پیش خواهان آن بود؟   آزادی برای عربده‌جوئی و سرکوب البته اینبار با شعار دمکراسی:                  

 
«گذار به دمکراسی به هر حال انجام خواهد شد.  مردم ما تشنة آزادی و تحقق حقوق بشر هستند.  این نسل آزادی می‌خواهد.  می‌خواهد آنگونه زندگی کند که احساس شادی و امنیت نماید.  بنابراین [...] برای دستیابی به قدرت،  خودمان و مردم را به راحتی نفروشیم.»

 
اولاً باید عنوان کنیم که کسی «مردم» را برای فروش نگذاشته!  در ثانی اگر گذار به دمکراسی در هر حال انجام خواهد شد،  قلمفرسائی سرکار برای چیست‌؟  مردم ایران تشنة حقوق ‌بشراند؛  این خواسته‌ها نسل جوان را هم شامل می‌شود.  ولی آزادی کذا که سرکار به آن اشاره دارید،  بیشتر به آزادی حیوانات وحشی در جنگل شباهت دارد تا آزادی‌های فردی در یک جامعة دمکراتیک.   سرکار با تکیه بر کدام تئوری ادعا می‌کنید که آزادی به انسان احساس شادی و امنیت می‌دهد؟  اصولاً شما که خود را روشنفکر هم می‌دانید این «آزادی» شادی آفرین را در کدام چارچوب فلسفی و حقوقی قرار می‌دهید؟   به فرض که آزادی مذکور جزو آزادی‌های دمکراتیک باشد،  واکنش افراد به حقوق اجتماعی یکسان نیست.   بسیاراند آن‌ها که‌ از آزادی‌های دمکراتیک هراس دارند،  هر چند آخوند و بازاری هم نیستند.   بهترین نمونة «دمکراسی هراس‌ها» محافل فاشیسم در غرب است که سرکار هم افتخار همکاری با آن‌ها را دارید،   و از ترس باز شدن فضای سیاسی ایران قلم را در خدمت تزویر و عوامفریبی قرار داده‌اید،  تا شاید معرکة سال 1357 یکبار دیگر تکرار شود.   رئیس‌تان محمد خاتمی برای همین امر خیر راهی دیار ارباب شده:  ساختارشکنی و ایجاد آشوب و هرج و مرج با شعار آزادی!   البته باید یادآور شویم که هم ایشان هم «خواهر» داودی مهاجر که شعار تحریم انتخابات سر داده‌اند کور خوانده‌اند.                          

 
ما انتخابات را تحریم کرده‌ایم،  چون در یک نظام مدعی «تقدس الهی» برگزاری انتخابات نوعی «شبیه‌سازی» است،   و شبیه‌سازی همانطور که می‌دانیم شیوة رایج فاشیست‌هاست.   بنابراین به زباله‌های ارسالی محمدخاتمی به ینگه دنیا که اخیراً به صفوف «داس‌الله» پیوسته خواهان تحریم انتخابات می‌شوند تا به قول خودشان «وزن این حکومت» مشخص شود،‌  یادآور می‌شویم که دلیل ما برای تحریم انتخابات مخالفت با شخص احمدی نژاد و خامنه‌ای مفلوک نیست.   به هیچ عنوان!  در این حکومت هر کس «انتصاب» شود تفاوتی در واقعیت‌های جامعة ایران به وجود نخواهد آمد،  چون گذشته از اینکه حکومت اسلامی دست نشاندة سازمان سیا است،  نامزدهای معرکه‌گیری انتخاباتی‌اش هم هیچ برنامه‌ای ندارند،  چرا که اساس سیاست استعمار بر «فردپرستی» و «ابهام» است.   در نتیجه بحث داغ «انتخابات» جمکران بر وجود ذیجود نخبگانی چون کروبی،  معین،  لاریجانی و بالاخره محمد خاتمی تمرکز یافته و مخالف‌نمایان این حکومت هم در برابر «اصولگرائی» ذکر «اصلاح‌طلبی» گرفته‌اند.   

 
باید به خواهر داودی مهاجر بگوئیم شما که ادعای «روشنفکری» دارید و سنگ  اصلاح‌طلبان را در ینگه دنیا به سینه می‌زنید،  ابتدا می‌باید این اصلاح‌طلبی را «تعریف» کنید!   و بدانید که عصر طلائی پوپولیسم و طالبان‌پروری دیگر به سر رسیده. امروز سفیر ایالات متحد در افغانستان رسماً به شایعة مذاکره با طالبان پایان داد. 

 
به گزارش لوموند،  مورخ 28 اکتبر 2008،  ویلیام وود،  سفیر آمریکا در افغانستان، اظهار داشت که ایالات متحد قصد مذاکره با طالبان و القاعده را ندارد و هدف‌اش مذاکره با روسای قبائل است!   سفیر آمریکا تأکید کرد که دولت متبوع‌اش روسای قبائل را تجهیز نخواهد کرد و قصد ایجاد گروه‌های شبه نظامی هم ندارد.   این اظهارات در واقع پاسخی است به اعتراض روسیه و ناخشنودی هند از خبرهای مربوط به مذاکرة اشغالگران با طالبان در افغانستان.  در نتیجه،  آن‌ها که رؤیای بازگشت به گذشته را در سر می‌پرورانند باید بدانند که با شعار «تحریم انتخابات» و جنجال برای آزادی‌های موهومی که بیشتر جهت گسترش هرج‌ومرج است،  به اهداف خود نخواهند رسید،  چرا که از یکسو اربابان‌شان در سیر قهقرائی قرار دارند و از سوی دیگر تجربة تلخ بهمن 57 از ذهن مردم ایران هنوز زدوده نشده.   
        


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

 

 

 

فیلترشکن‌های جدید28اکتبر2008

http://www.ninjatime.info
http://www.trul.info
http://www.passbuddy.info
http://www.networksurf.info
http://www.yesfacebook.info
http://www.trisa.info
http://www.blockerstopper.info
http://www.bloxgone1.info
http://www.epicproxy.info
http://www.passfail.info
http://www.freezefox.info
http://www.wrapa.info
http://www.freeblox31.info
http://www.digitaldoor.info
http://www.pleasecloakme.info
http://www.noblocking.info
http://www.neatseat.info
http://www.jeal.info
http://www.passall.info
http://www.killershark.info
http://www.perfectpaper.info
http://www.affiliatere.info
http://www.bloxgone9.info
http://www.exila.info
http://lasy.info
http://www.ninja-white.com
http://www.freeblox41.info
http://0week.info
http://www.enjoyschool.info
http://www.freeblox40.info
http://www.faceunblock.info
http://www.bloxgone8.info
http://www.slimsurf.info
http://www.mrblocker.info
http://www.sniffysniff.info
http://www.freeblox3.info
http://limpbiscuit.info
http://www.mathburst.info
http://www.freeblox13.info
http://8week.info
http://www.ontheladder.info
http://www.busysurf.info
http://www.ranco.info
http://www.grabb.info
http://gimmepower.info
http://www.theproxybay.biz
http://www.page10.info
http://ig4l.com
http://www.freeblox24.info
http://www.coolatschool.info


nahidna13 · 47 views · Leave a comment
27 Oct 2008 




  
چه اشتباه بزرگی کرده بودیم که گفتیم «احزاب» مختلف گورکن‌سالاری جمکران از اصولگرا تا «ملی ـ مذهبی» هیچ برنامة مشخصی ارائه نمی‌دهند!  به هیچ ‌وجه چنین نیست!  اینان برنامه‌های خود را برای کل جهان ارائه می‌دهند و کشور ما ایران هم بخشی از این جهان به شمار می‌رود.   به عنوان نمونه ولایتی،  پادوی سازمان سیا و مشاور مقام معظم در امور بین‌المللی،  که در دوران وزارت‌اش بر «امورخارجه»‌ سفارتخانه‌های ایران را در کشورهای مشترک‌المنافع به مرکز توزیع آش و آبگوشت «جمعه» برای بورسیه‌های عرب و آفریقائی تبدیل کرده بود،  تا از راه پروراندن شکم‌ اینان،  «تشیع علوی» را هم بپروراند،  باز هم از قفس‌ گریخته و سخنرانی می‌کند!   

 
ولایتی پس از نگریستن در گوی بلورین کشف کرده که «اشغالگران افغانستان به سرنوشت شوروی دچار خواهند شد.»   مشاور خامنه‌ای،  که اربابان‌ا‌ش هنوز در سوگ‌ یورگ هایدر اشک می‌ریزند و گریان و نالان دست به دامان چپ‌نمایان دست پروردة خود در کشورهای اروپائی شده‌اند،   به دلیل کندی ذهن هنوز نتوانسته مسیر ارباب را دریابد،  در نتیجه همچنان به تکرار شعارهای ابلهانة سه دهة گذشته مشغول است،  و در باب «پیروزی اسلام بر شرق و غرب» وراجی می‌کند.   به گزارش فارس نیوز،  مورخ پنجم آبان‌ماه سالجاری،  مشاور «عالی» خامنه‌ای می‌گوید،  فقط اسلام بود که توانست با وعدة دنیای دیگر،  و بدون وعدة آب و نان مردم را به صحنه بیاورد.

 
البته در اینکه بسیاری از مردم فریب شعارهای پوچ «استقلال،  آزادی» و بقیة قضایا را خوردند شکی نیست،  ولی آن‌ها که پا به پای آخوند مفتح باب تظاهرات خیابانی را گشودند عملة ساواک بودند،  نه مردم!   و امروز همه می‌دانند اعتصابات «سرنوشت ساز» کارگران نفت تحت نظارت مستقیم ساواک سازماندهی می‌شد.  اگر ولایتی‌ها نان حماقت و نوکری برای بیگانه می‌خورند و وظیفه‌شان مهمل بافی ‌است،  مردم این مملکت کور و احمق نیستند.  اگر امروز کارگران صنایع نفت اعتصاب نمی‌کنند،   به دلیل رضایت‌شان از وضع موجود نیست،  به این دلیل است که شبکه‌های توزیع آب،  انرژی،  نان و رسانه‌ها تحت نظارت سازمانی قرار دارد که وظیفه‌اش در تأمین امنیت منافع استعمار خلاصه می‌شود!

 
ظاهراً جناب «دکتر بلاهتی» مطالعات و مبارزات‌شان را پای منقل صورت می‌دهند.  و فارس نیوزی‌های از همه جا بی‌خبر هم ناچاراند سخنان پر مغز و شیوای مشاور مقام معظم را در هر حال «منتشر» کنند.   دکتر «بلاهتی» اخیراً کشف کرده‌اند که اسلام،  «علم مبارزه‌» است،  از کمونیسم به مراتب کارآئی بیشتری دارد و «پیروزی انقلاب» در ایران شاهدی است بر این مدعا!   از قدیم گفته‌اند،  «گر تاس نشیند همه کس نراد است»!   ایشان فراموش کرده‌اند از همکاری سازمان ناتو،  ساواک و فرماندهان مزدور و خودفروختة ارتش که طی این مدت از «علم» انقلابی‌شان حمایت می‌کردند،  سخن به میان بیاورند!  اگر این حمایت‌ها نبود،  سرکار آقای «بلاهتی» و دیگر گورکن‌های حکومت اسلامی هنوز در آبدارخانة سازمان سیا،  یعنی جایگاه واقعی‌شان گیر کرده بودند.

 
دکتر بلاهتی به احتمال زیاد پس از مطالعة پژوهش‌های عمیق هانتینگتون،   فوکویاما،  یزدی،  بنی‌صدر،  پاسداراکبر و آخوند مطهری به اکتشافات بزرگی نائل آمده‌اند؛  ایشان دریافته‌اند که غرب مخالف دین است:

 
«کمونیسم [...] دینی نیست و در مخالفت با دین با غرب اشتراک دارد[...] اما پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نشان داد که اسلام هم علم مبارزه است.»      

 
البته دکتر بلاهتی کاملاً حق دارد،  اسلام علم مبارزه است ولی این «علم» همان علمی است که در دنیای وحش نیز می‌توان آنرا یافت،  ‌چون غریزی است و «تنازع بقاء» نامیده می‌شود.  این «علم» در حیوانات وحشی به صورت مادرزاد وجود دارد، ‌ و ادیان ابراهیمی نیز هیچگاه بر قانون جنگل مزیتی نداشته‌اند.  با این وجود کسی نمی‌تواند حیوانات را مسلمان بخواند،  چرا که «دین» یک بنیاد اجتماعی است.  و اجتماع در صورت گستردة آن فقط متعلق به انسان‌هاست.  اما دین اسلام مانند دیگر ادیان ابراهیمی انسان‌ستیز،  سلطه‌طلب و توحش‌گستر است.  سخنان محمد خاتمی در اطریش شاهدی است بر این مدعا.

 
محمد خاتمی که «اتفاقاً» در اطریش حضور یافته، ‌ امروز برنامة سیاسی اصلاح‌طلبان را هم ارائه داد:‌  اتحاد مسلمانان و مسیحیان جهان!  بله،  در این صورت اگر این فیلسوف فرهیخته در انتخابات خردادماه آینده «برنده» شود،  برنامه‌اش برای آموزش،  بهداشت، رفاه و اقتصاد ما ملت،  در اتحاد مسلمانان با مسیحیان خلاصه خواهد شد.   می‌بینیم که خواهر ملیحه محمدی حق داشتند،  چرا که شرکت در این انتخابات و «پیروزی» اصلاح‌طلبان در چنین «انتخاباتی»،  به معنای واقعی کلمه همة مطالبات ما ملت را برآورده خواهد کرد، ‌ چون ما هم به جز اتحاد با مسیحیان هیچ نمی‌خواهیم.

 
اما به عقیدة ما آخوند محمد خاتمی طبق وصیتنامة رسمی شهید یورگ هایدر،   برای روضه خوانی بر مزار این رهبر الهی راهی اطریش شده‌.  به احتمال زیاد یورگ هایدر در دوران مأموریت بهشتی و نوچه‌اش،  محمد خاتمی در آلمان زبان فارسی را نیز در مسجد هامبورگ از این دو «فرهیختة» جهان اسلام آموخته،  و گفته می‌شود یک وصیت‌نامه به زبان فارسی از خود بجای گذاشته که در آن خطاب به خاتمی می‌گوید:

 
الهی من بمیرم تو بمونی 
سر قبرم بیای قرآن بخونی

 
و محمد خاتمی هم در واقع برای اجرای مفاد وصیت‌نامة آن «شهید» راهی کشور اطریش شده.  البته به دلیل افشاگری‌های رسانه‌ای کسی به دوستی و رفاقت خاتمی و هایدر اشاره نمی‌کند.   می‌دانیم که «پرستیژ» این شخصیت جهانی نزد آخوندهای واتیکان،  به ویژه کاردینال راتزینگر و اسقف کانتربری،  شیخ ویلیامز خدشه‌دار خواهد شد.  و می‌دانیم که اینان از فاشیسم متنفراند!  در هر حال به محض حضور خاتمی بر مزار هایدر،  صدائی شنیده شد که می‌گفت:  

 
فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان،  
لب بگشا که می‌دهد لعل لبت به مرده جان

 
و خاتمی ضمن انجام مراسم روضه و زوزه و ضجه و تقیه،  اشکریزان زمزمه می‌کند:   

 
باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

 
و این تک بیت چنان تاثیری داشت که شهید هایدر از زیر خروارها خاک بانگ برآورد:

 
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست، 
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

 
و اینجا بود که محمد خاتمی دریافت «گفتگوی تمدن‌ها» فقط به این جهان محدود نمی‌شود،  به همین دلیل برنامة خود را برای جهانیان مطرح کرد.   آخوند محمد خاتمی گفت «ما» نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهیم و باید با هم متحد شویم!   البته دلیل اینکه خاتمی فقط با مسیحیان می‌خواهد متحد شود این است که نان خود را از دست مسیحیان و به ویژه از واتیکان دریافت می‌کند،  و اتحاد کذا در واقع اتحاد فاشیست‌هاست.   ولی باید به خاتمی و ولایتی بگوئیم،  دیگر این دکان نانی برای‌تان نخواهد داشت.  غربی‌ها باید راه سوسیال دمکراسی در پیش گیرند و تظاهرات میلیونی چپ‌گرایان در شهر رم در واقع مسیر سیاسی اروپا را مشخص ‌کرد،  چون همین حضرات تا پیش از مرگ هایدر و سقوط هلی‌کوپتر کذا در مزارع فرانسه،  هیچ مشکلی با برلوسکونی نداشتند.   در واقع ولایتی و خاتمی اگر ذره‌ای شعور ‌داشتند،  از غلامبچة سفارت پیروی می‌کردند و خواهان استقرار دمکراسی می‌شدند،   البته نه در ایران،  در عراق!

 
به گزارش ایسنا،  مورخ 26 اکتبر سالجاری،  پاسدار علی لاریجانی در نطق پیش از دستور خود خواهان دمکراسی در عراق شده!   لاریجانی که پدرش هم افتخار جیره‌خواری کارخانة رجاله پروری سر قبر امام و معصوم داشته،  ضمن انتقاد شدید از آمریکا و توافق‌نامة امنیتی ـ  بدون اینکه اشاره‌ای به انگلستان داشته باشد،  فرصت را مغتنم شمرده ضمن بازگشت به گذشته،  ماجرای کاپیتولاسیون و مبارزات امام سیزدهم را نیز مطرح کرده تا از وابستگی رژیم پهلوی و دیکتاتوری «انتقاد» کند. «علی‌کوچیکه» و اربابان‌اش در لندن می‌‌پندارند با تکرار مهملات خمینی و شعارهای پوچ ساواک در غوغای بهمن 57 می‌توان ذهن مردم را از واقعیت‌های امروز جامعة ایران منحرف کرد و با جنجال و هیاهو پرده‌ای بر مزدوری حکومت اسلامی افکند:

       
         
«پذیرش این معاهدة ننگین توسط رژیم شاه اوج وابستگی رژیم دیکتاتوری و حقارت آن را نشان می‌داد،  و از طرف دیگر روش‌های وحشیانه و خلاف حقوق بشر در ایالات متحده را که [...] همه حقوق انسانی [...] را به کناری می‌نهند[...] ایران خواسته‌ای جز دمکراسی در عراق [...] ندارد [...]»

 
از وقاحت و بیشرمی پاسدار لاریجانی هیچ تعجب نمی‌کنیم،  چون پدرش آخوند و جیره‌خوار استعمار بود،  و سابقة درخشان مزدوری «لاریجانی‌یان» دیگر از روز هم روشن‌تر است.   ولی به رئیس مسجد جمکران می‌گوئیم،  دیگر کسی با هتاکی به شاه و رژیم پهلوی نمی‌تواند برای حکومت اسلامی بازارگرمی کند،  و با اینکار برای ناخداکلمب هم نانی به تنور بچسباند.   شیوة فاشیستی «تمرکز بر یک نقطه» دیگر کارآئی نخواهد داشت.   این شیوه سی‌سال پیش از طریق پروپاگاند رسانه‌های غرب به کار گرفته شد و نتیجة آنهم استقرار حکومت اسلامی در ایران بود.   نیاز مقامات «گورکن‌سالار» به بدوبیراه گفتن به شاه و رژیم پهلوی،  آنهم پس از گذشت سه دهه از کودتای سازمان ناتو فقط درجة افلاس حاکمیت فاشیست جمکران را نشان می‌دهد. 

 

این رژیم به دلیل فروکش کردن بحران هسته‌ای و بر طرف شدن خطر تهاجم نظامی،  امروز به کمبود زمینة بحران‌سازی دچار شده،  و مانند اربابان‌اش برای یافتن مفر به پس‌روی افتاده.  و در چارچوب همین پس‌روی،  شاهدیم که دولت انگلستان نیز که تا چندی پیش خواهان مذاکرة مستقیم با طالبان بود،  امروز از زبان وزیر دفاع خود گزینة مذاکره را بکلی رها کرده!   پاسدار لاریجانی هم بهتر است بداند که پایان کار طالبان در افغانستان به معنای پایان کار طالبان شیعی‌مسلک در جمکران خواهد بود. 

 

                  

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

 

 

 

فیلترشکن‌های جدید27اکتبر2008

http://www.beyondblox71.info
http://www.ninja-yellow.com
http://www.beyondblox94.info
http://www.bloxgone16.info
http://shadyproxy.com
http://privatetunnel.com
http://prxelive.info
http://3week.info
http://www.freeblox10.info
http://www.tech59.com
http://gimmepower.info
http://5week.info
http://www.winie.info
http://www.bloxgone5.info
http://www.pleasecloakme.info
http://www.facebookprox.com
http://www.beyondblox80.info
http://www.freeblox9.info
http://www.freeblox20.info
http://kudok.cn
http://www.filch.info
http://www.sput.info
http://www.ranco.info
http://www.bloxgone18.info
http://www.bloxgone7.info
http://www.beyondblox100.info
http://www.surfpiles.com
http://networkprox.info
http://www.beyondblox99.info
http://www.freeblox7.info
http://webbanane.de
http://www.freeblox14.info
http://ramblingwillie.info
http://www.7tx.net
http://www.freeblox3.info
http://www.browsebridge.com
http://www.bloxgone1.info
http://10hr.info
http://proxy.timelesscoign.net
http://www.freeblox4.info
http://unlvs.info
http://www.freeblox19.info
http://www.safeontheweb.info
http://www.beyondblox73.info
http://hide11.info
http://holidaysurf.info
http://ophy.info
http://www.browsezoom.com
http://www.beyondblox92.info
http://www.beyondblox72.info


nahidna13 · 100 views · Leave a comment
26 Oct 2008 




 
در توضیح پیرامون وبلاگ‌ «شکوه لجنزار» یادآور شویم که سوابق درخشان اعضای «مکتب فرانکفورت» به هورک‌هایمر،  آدورنو و هابرماس محدود نمی‌شود!  «هربرت مارکوزه» طی جنگ جهانی دوم کارمند دفتر «او. اس. اس» بود که پس از پایان جنگ، بر آن نام سازمان سیا گذاشتند!   همین کافی است که مسیر فاشیستی «مکتب فرانکفورت» را مشخص کند.  پس از تشکیل سازمان ناتو،  پروپاگاند این مکتب انسان‌ستیز در قالب تحقیقات «نخبگان» پیرامون «مدرنیته» به آکادمی‌های غرب راه یافت.  در سال 1991،  انتشارات «ژاک گرانشه» در پاریس کتابی از «آلکسیس نوس» تحت عنوان «مدرنیته» انتشار داد که در واقع تبلیغات مکتب فرانکفورت و به ویژه «دیالکتیک منفی» آدورنو را به عنوان «مدرنتیه» به شوت و پرت‌ها حقنه می‌کرد.

 
در این تحقیقات بسیار «عمیق»،  نویسنده به عمق «لجنزار» شیرجه زده در کمال خونسردی فاشیسم و توحش هیتلر را در چارچوب مدرنیته قرار داده می‌گوید،   مدرنیته،‌ «پایان انسان» بود!   بله پروفسور «نوس» هم مانند دیگر شارلاتان‌ها،  مدرنیته را در ترادف با مدرنیزاسیون قرار می‌دهد تا بتواند چنین تأکیدات پیامبرگونه و مضحکی را به خورد مخاطب داده،   «خط رهبر» یا همان خط فاشیسم را تداوم بخشد.  البته این «خط» در کشورهای مختلف الفبای ویژة خود را دارد.  در کشور فرانسه که یک  نظام دمکراتیک است،  این تبلیغات در چارچوب «تکثرآراء» می‌تواند «توجیه» شود، چون هر نظام دمکراتیک،  «پلورالیسم» را به رسمیت می‌شناسد.   ولی نظام مدعی تقدس الهی که بنا بر تعریف «مطلق‌گرا‌» است نمی‌تواند تکثرگرا باشد.

 
ادعای «پلورالیسم» یا «کثرت‌گرائی» در حکومت «ولایت مطلقة فقیه» بجز شیادی هیچ نیست.  «پلورالیسم» مشتق از واژة لاتین «پلورالیس»،  در چارچوب فلسفی خود در تضاد با «مطلق» قرار می‌گیرد،   بنابراین در چارچوب سیاسی نمی‌توان آن را هم‌سو با «مطلق» قرار داد.   ولی جنجال و هیاهو به کسی مجال نمی‌دهد که دریابد ادعای داس‌‌الله و داش‌الله مبنی بر «تکثرگرائی» در حکومت اسلامی،  در واقع همانقدر پوشالی و ابلهانه است که شعار «استقلال»، «آزادی» که از برکت تبلیغات ناخدا کلمب و آشوب‌های خیابانی در قالب حکومت سرکوب «جمهوری اسلامی» به خورد مردم داده شد.  بله جنجال و هیاهو اگر برای ما ملت همواره فاجعه به بار آورده،‌  برای ناخداکلمب و شرکاء فواید بسیار داشته.  پس جای تعجب نیست که رادیو فردا می‌گوید در آلمان مارکسیسم مورد توجه قرارگرفته!   یا اینکه سایت ناخداکلمب درس «مارکس و مارکسیسم» بدهد!   البته درس‌های کذا هم مانند «طرح» نوین سایت «بی‌بی‌سی» آبکی و مبتذل است،   گویا ناخداکلمب قصد قربت و شباهت به «رعایا» در جمکران کرده.

 
به دلیل شهادت جانگداز یورگ‌هایدر و افشاگری‌های رسانه‌ای پیامد آن،  اعضای ناتو گریان و نالان از حمایت گروه‌های فاشیست دست برداشتند و به ناچار جهت گسترش سرکوب به دامان «مارکس» متوسل شدند.   البته اهالی ناتو را با فلسفة مارکس کاری نیست،  اینان در جستجوی استالین‌اند.   خلاصة کلام،  نان چپ‌نمایان جمکران می‌رود تا در روغن ناتو شناور شود.   و امروز می‌توان دلیل نگرانی حزب توده از عدم شرکت مردم در معرکة مارگیری جمکران را بخوبی دریافت.  اگر اینبار معرکة کذا با شکست روبرو شود،  کار حکومت اسلامی و اوپوزیسیون دست پرورده‌اش در داخل و به ویژه در خارج از مرزها تمام است.   جنجال همه جانبه تلاشی است برای ممانعت از فروپاشی حکومت طالبان شیعی‌مسلک در کشورمان.                     

         
فواید هیاهوئی که برای مدرک تحصیلی کردان،   نامزدی محمد خاتمی در «انتصابات» چاه جمکران،  و ده‌ها بحران و «بحرانک» ساختگی ساواک به راه افتاده این است که هیچیک از گروه‌های سیاسی در حکومت بلاهت‌گستر و ابتذال‌پرور اسلامی ملزم به ارائة یک «برنامة سیاسی» مشخص نباشد!   به عبارت دیگر در معرکه‌گیری خردادماه آینده بجای تکثر «برنامه»،  تکثر «ابهام» خواهیم داشت.   چند ابهام در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند،  و همگی ریشه در ابهامی مهم‌تر یعنی اسلام دارند:   اصولگرا،  اصلاح‌طلب،  کارگزار،  «ملی ـ مذهبی»،  و ...  و از همه مهمتر «داس‌الله» است که گویا در برابر دیگران جبهه‌ گرفته،  هر چند مانند روحانیت همیشه در کنار «مردم» و آمادة چنگ‌انداختن بر قدرت‌ است.   همانطور که می‌بینیم اینبار «ابهام» در سیاست به جیره خواران سازمان سیا محدود نمی‌شود،   چرا که یک ابهام چند بعدی دیگر به نام «اوباما» هم پای به مبارزات انتخاباتی ایالات متحد گذارده.

 
نخستین «ابهام» اوباما دین و مذهب اوست.   هنوز مشخص نشده اوباما مسیحی است،  چرا که در صورت لزوم این موجود می‌تواند مسلمان هم باشد.  چند روز پیش کالین پاول،  اظهار داشت،  اوباما مسیحی است،  ولی اگر مسلمان هم باشد اشکالی ندارد!  ولی خارج از دین و مذهب شهید اوباما که در ایالات متحد بیشتر برای عوام‌الناس اهمیت دارد،  برنامة اوست.  آورده‌اند که اوباما جزو معدود سناتورهای مخالف تهاجم نظامی به عراق بوده.   بسیار خوب،  ما هم می‌پذیریم!  ولی همین اوباما مژده می‌دهد که بزرگ‌ترین و مدرن‌ترین ارتش جهان را در کشورهای عضو ناتو ایجاد خواهد کرد!   

 
آنچه از این وعده‌ها دستگیرمان می‌شود این است که حزب دمکرات ایالات متحد شکم‌اش را برای ورود به یک دورة طولانی از «جنگ و انسداد»،  درست مشابه «عصرطلائی» ریاست جمهوری جیمی‌کارتر منفور صابون زده.  ولی بعید به نظر می‌رسد که جنگ‌طلبان دمکرات بتوانند به آرزوهای خود برسند،  چرا که در آن روزهای سیاه،  اسرائیل قدرقدرت که یک تنه در برابر شورای امنیت و جهان عرب ایستاده بود و مانند سامسون نفس‌کش می‌طلبید،   در برابر لبنان اینچنین به فلاکت نیفتاده بود.

 

سامسون یکی از «قهرمانان» اسطوره‌های سامی است که در زور و قدرت بازو هم‌آوردی نداشت.   می‌گویند راز قدرت او در گیسوان بلندش نهفته بود.   از اینرو دلیله را برای دلربائی به سراغ پهلوان سامسون فرستادند،  و زمانی که سامسون در خواب بود دلیله موهای او را برید و سامسون در مبارزه شکست خورد و یهوه هم هیچ کمکی به او نکرد!  چون یهوه از مردانی که «فریب» زنان را می‌خورند اصلاً خوشش نمی‌آید.  یهوه هم مانند الله خودمان بندگانی را دوست دارد که زن را حسابی کتک بزنند و از خود قاطعیت نشان دهند.  حضرت مهرداد خوانساری هم در«گویانیوز» به ایالات متحد و دولت‌های غرب فرمان داده با دولت جمکران «قاطعانه» برخورد کنند،  نه آنطور که با دولت آلمان هیتلری مدارا کردند!  چون به زعم مهرداد خوانساری اگر غرب در برابر دست‌نشاندگان خود در جمکران قاطعیت به خرج ندهد، « بهای درگیری» افزایش خواهد یافت.  گویا ایشان هم نگران جیب اربابان حکومت امام سیزدهم در غرب شده‌اند.  می‌بینیم که فقط اکبر بهرمانی نیست که به عموسام دلباخته،  گاوچران‌ها نه تنها از حکومت اسلامی که از اوپوزیسیون ساختگی این دستگاه مسخره هم دل ربوده‌اند!   تفاوت این شرایط با شرایط اسطورة سامسون این است که در هزارة سوم سامسون اصلاً کچل است و درمانده و بیچاره،   و دلیله‌ها همگی کور مادرزاد!  از اینروست که علیرغم کچلی و زبونی ‌سامسون،  همچنان به دلربائی از ایشان ادامه می‌دهند! 

       

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس




فیلترشکن‌های جدید26اکتبر2008

http://www.beyondblox72.info
http://7week.info
http://nutg.info
http://www.freeblox6.info
http://www.beyondblox92.info
http://malye.cn
http://gub.me
http://www.techn.info
http://www.backdoorweb.info
http://www.beyondblox99.info
http://pvf.in
http://www.bloxgone9.info
http://www.freeblox4.info
http://www.surgn.com
http://fundtrouble.com
http://networkprox.info
http://www.bloxgone13.info
http://www.freeblox15.info
http://www.beyondblox94.info
http://milya.cn
http://www.jolte.info
http://www.freeblox9.info
http://www.beyondblox83.info
http://www.browsezoom.com
http://www.speedcloaker.info
http://ramblingwillie.info
http://proxy.timelesscoign.net
http://www.ranco.info
http://www.bloxgone3.info
http://www.beyondblox73.info
http://www.bloxgone8.info
http://www.blockerstopper.info
http://www.freeblox11.info
http://3week.info
http://bypasswebfilter.info
http://molya.cn
http://www.bloxgone18.info
http://secretway.info
http://www.freeblox12.info
http://www.filch.info
http://8week.info
http://www.bloxgone17.info
http://www.surfpiles.com
http://wetakeuthere.info
http://www.safeontheweb.info
http://hide11.info
http://malyo.cn
http://www.lambocloaker.info
http://ig4l.com
http://www.unblockedorkut.info


nahidna13 · 99 views · Leave a comment
25 Oct 2008 




 
با پوزش فراوان!  در «شکوه لجنزار»،  نام «هورک‌هایمر»،  به اشتباه «هورکن‌هایمر» نوشته شده بود.  بله،   از آنجا که هدف مکتب فرانکفورت «تحریف» مارکسیسم و اصولاً نگرش‌های انسان محور است،  ما هم ناخودآگاه نام «مقدس» هورک‌هایمر را «تحریف» کردیم!   شاید همانطور که هانتینگتون «فرهیخته» در ینگه دنیا‌ و لات‌الله در جمکران می‌گویند، «مشیت الهی» چنین بوده!  بگذریم!       

  
برادران داش‌الله!  اگر مارکسیسم در برابر «فلسفة» توحش و تحجر اسلامی شکست خورده و دیگر وجود ندارد،  چرا در مورد مارکسیسم و شکست آن در برابر «دین مبین» اینهمه قلمفرسائی می‌کنید و  رجز می‌خوانید؟   رجزخوانی هنگام رویاروئی صورت می‌گیرد،  نه پس از نبرد!  ‍ شما که در عرصة «تفکر»  برنده شده‌اید چرا به خود زحمت می‌دهید که به ما ثابت کنید دورة مارکس و مارکسیسم دیگر گذشته؟  اگر برای اثبات پایان مارکسیسم قیام کرده‌اید،  باید حضورتان بگوئیم با آثار شیوای «آنتونی گیدنز»،  مشاور تونی بلر و نانخور فرزانة سازمان ناتو،   یا «تفکرات عمیق» برادر غلام‌عباس توسلی چنین کاری ممکن نیست!   البته در هر حال فلسفة مارکس مانند هر نظریة فلسفی دیگر وجود دارد،  و کسانی که برای «توجیه» تفکر علمی پیامبر گرامی‌شان ـ  که با شرکت جبرئیل در غار حرا تولید شده  ـ  نیاز به چند صفحة ناقابل از فلسفة ارسطو دارند،   بهتر است با آثار آنتونی گیدنز «پیروزی اسلام» را به اثبات برسانند،  چرا که اینکار بسیار ساده‌تر است!  

   
همانطور که گفتیم پروپاگاند غرب که به ویژه در وق‌وقیه‌های جمعه از طریق سازمان استحماری تبلیغات اسلامی در کشورمان منتشر می‌شود،‌  دیگر برای اربابان حکومت حماقت‌گستر جمکران کفایت نمی‌کند.   به همین دلیل این پروپاگاند صادراتی پس از  انتشار در ایران به «سرچشمه» یا همان مغرب‌زمین باز می‌گردد،   تا رسانه‌های غرب روح تازه‌ای در پیکر بیجان‌اش بدمند.   هفتة گذشته «فیگارو» هذیانات مقام معظم رهبری و دیگر نخبگان جمکران در باب پایان «لیبرال دمکراسی» را منتشر کرد،  و اینبار بنگاه خبرپراکنی «بی‌بی‌سی» به دامان وق‌وقیة این‌هفته چنگ انداخته!

 
اکبر بهرمانی در این وق‌وقیه تلویحاً به مقام معظم و دیگر روضه‌خوانان فرهیختة جمکران می‌گوید از بحران مالی غرب خوشحالی نکنید.   البته حق با حاج‌اکبر است،  وقتی ارباب در بحران فرو می‌رود،   ابتدا نوکران‌اش «غرق» می‌شوند.  و حکومت جمکران مانند دیگر حکومت‌های «مستقل» منطقه،  نان از دست عموسام دریافت می‌کند.  به همین دلیل وزیر نفت کویت امروز در جلسة اوپک برای دفاع از منافع ارباب قیام کرده بود.

 
اعضای اوپک که همه افتخار نوکری آمریکا را دارند برای جلوگیری از کاهش بهای نفت دور هم جمع شده بودند تا سقف تولید نفت را پائین آورند ولی وزیر نفت کویت می‌گوید،  مگر مسلمان نیستید؟!   مگر نمی‌بینید این غربی‌های بیچاره در بحران مالی دست‌وپا می‌زنند،  این خلاف اسلام است که ... و خلاصه نشست اوپک تقریباً بی‌نتیجه به پایان رسید.  به نظر می‌رسد که اربابان اعضای اوپک نیازمند یک هشدار گرم‌ونرم از نوع جنگ قفقاز باشند،  تا نوکران‌‌اشان از خواب غفلت بیدار شوند.  پس تا بیداری پادوهای آمریکا ما هم به «مکتب فرانکفورت» باز می‌گردیم.                 

 
پیرامون «مکتب فرانکفورت» یادآور شویم که تلاش مکتب مذکور ایجاد یک چارچوب به ظاهر فلسفی برای توجیه فاشیسم بود،  و این تلاش مقدس همچنان ادامه دارد.  در وبلاگ «شکوه لجنزار» گفتیم که «ماکس هورک‌هایمر» و «تئودور آدورنو» برای نفی «عقل تاریخ» در فلسفة مارکس،  با توسل به سفسطه و مغلطه ادعا می‌کنند مدرنیته «عقل محور» است!  به این ترتیب،  یورگن هابرماس و شرکاء نیز یک «دین عقلانی» اختراع می‌کنند و این کالای بنجل تولیدی مکتب فرانکفورت است که از طریق استاد سروش و دیگر نخبگان جمکران به خورد ما ملت داده می‌شود.   کار بجائی رسیده که آخوند مکارم شیرازی،  مدیرعامل شرکت سهامی چاه جمکران نیز در ایسنا مورخ 24 اکتبر سالجاری ادعا می‌کند،  دین اسلام «عقلانی» است!

 
مکارم که به اتفاق آخوند بهجت با برخورداری از سیاست‌های استحماری دولت زیارت‌پرور و بلاهت‌گستر اسلامی رسماً جیب مردم را می‌زنند،  و از آنان باج می‌گیرند و البته رسید هم می‌دهند،   می‌باید تعریف ویژه‌ای از «عقل» ارائه دهند تا در چارچوب آن بتوانند «عقلانیت» شرکت سهامی چاه جمکران را هم توجیه کنند!  چون تاکنون پاسدار اکبر «تاریخی‌ات» قرآن را بخوبی اثبات کرده!   و این امر «بر ما واضح و مبرهن است!»  و اما همانطورکه پیشتر هم گفتیم،  «تاریخی‌ات» یافتن،  در واقع فروپاشی «تقدس» است!  حال می‌باید دید فعلة فاشیسم چگونه می‌توانند از «کتاب مقدس» و  دین «مقدس» اسلام «تقدس‌زدائی» کنند؟  چون اسلام بدون «تقدس» در واقع ویژگی خود یا همان تقدس الهی را از دست می‌دهد!   بهتر است بگوئیم آنچه در حال فروپاشی است اسلام و مقدسات آن است،  نه «لیبرال دمکراسی» که هرگز در قالب یک نظام سیاسی بروز نکرده!   آنچه در حال فروپاشی است «مکتب فرانکفورت» و تراوشات فاشیستی آن است.  این مکتب پس از انقلاب اکتبر پایه ریزی شد تا با سفسطه توحش موسولینی و به ویژه هیتلر را برای مبارزه با انسان‌محوری مارکسیسم «توجیه» کند.

 
البته برای اثبات انسان‌ستیزی مکتب فرانکفورت می‌توانستیم به یک جملة کوتاه از نوآم چامسکی هم اکتفا کنیم که در «چتر قدرت» می‌گوید،  «فاشیسم،  نفی عامل انسانی است.»  نفی عامل انسانی،   از طریق نفی حرکت انسان و نفی آزادی‌های انسان صورت می‌پذیرد.  آزادی‌هائی که در اعلامیة جهانی حقوق بشر به آن‌ها صریحاً اشاره شده،  همان آزادی‌هائی که با تمام ادیان ابراهیمی به طور کلی در تضاد قرار می‌گیرد.  آزادی‌هائی که در تمامی نظام‌های فاشیستی جهان همواره سرکوب می‌شود.        

 
حال که به فاشیسم و دوران «طلائی» اروپا رسیدیم،  بهتر است نگاهی داشته باشیم به فروپاشی در جبهة فاشیست‌های اطریش،  و اسرار زندگانی شهید «یورگ هایدر» که به گفتة رسانه‌ها همجنس‌گرا هم بوده‌اند و به کسی نمی‌گفتند!   می‌دانیم که فاشیست‌ها همجنس‌گرائی و موجودیت همجنس‌گرایان را به طور کلی نفی می‌کنند،  و می‌دانیم که به دلیل منهیات دین،  همجنس‌‌گرایان در جامعه و به ویژه در محافل فاشیستی مطروداند، ‌ چون به زعم فاشیست‌ها گرایش جنسی «اختیاری» و «الهی» است نه فیزیولوژیک و طبیعی!  و این همان مهملاتی است که در جمکران نیز میدان‌دار بحث روشنفکران «نظام» است.  و دلیل بلبل زبانی‌های مهرورزی در دیار ارباب و در دانشگاه کلمبیا پیرامون عدم‌وجود همجنس‌گرا در ایران،  همین «اعتقادات» احمقانه بود!  کجاست مهرانگیز کار که بگوید،   قانون به چه کار می‌آید؟  بعضی از آدمک‌های جمکران از نظر «فکری» به چنان بالندگی‌ای رسیده‌اند که می‌گویند «نگاه مردم» باید تغییر کند!            

 
بله و فاشیست‌ها هم از نظر «فکری» در سراسر جهان به چنان بالندگی‌ای رسیده‌اند که نه تنها وجود همجنس‌گرایان که همجنس‌گرائی خود را نیز نفی می‌کنند!  یا بهتر بگوئیم طبیعت خود را نفی می‌کنند،   همانطور که مرضیه مرتاضی‌ها از دیگران می‌خواهند زنانگی آنان را نادیده گرفته،  و به‌ قول خودشان به آنها نگاه «جنسیتی»‌ نکنند!   این‌هم از آن سخنان پیامبرگونة امام سیزدهم باید باشد!   مگر می‌توان نگاه  «جنسیت» را از جامعه حذف کرد؟   افراد یک جامعه جنسیت دارند،  و هیچکس نمی‌تواند جنسیت خود را پنهان کند.   بهتر است «خواهران» سید و سادات بدانند که،  هر چه بیشتر خود را در پارچه‌‌پاره‌ها بپیچند،  شباهت بیشتری به «ابزارلذت» پیدا کرده و موضوع کنجکاوی بیشتری می‌شوند،  چون جنسیت‌شان ابعاد گزافه‌تری به خود می‌گیرد!   از مطلب دور افتادیم بازگردیم به فاشیسم و همجنس‌گرائی.

 
همانطورکه گفتیم فاشیست‌ها به دلیل ضعف ساختار شخصیتی زورپرست،  زورپذیر و ضعیف‌کش‌اند.  به همین دلیل نیز همواره جذب یک «رهبرقدرتمند» می‌شوند،  که در ضمائرشان تصویر ایده‌آل «پدر» را تداعی می‌کند.   در دوران هیتلر به دلیل جو ارعاب و طرد همجنس‌گرایان،  بسیاری از اینان به صفوف فاشیست‌ها پیوستند تا به این وسیله از گزند دستگاه هیتلری در امان باشند.   البته هرگز در مورد گرایش‌های جنسی اعضای حزب «ناسیونال‌سوسیالیست» افشاگری نشده.   به عنوان نمونه اگر هیتلر همجنس‌گرا بود این مسئله هرگز برملا نمی‌شد،  چرا که چنین مسائلی باعث پراکندگی گلة «مؤمنان» می‌شود؛   همجنس‌گرائی «پدر» به هیچ عنوان قابل قبول نیست.   ولی در هزارة سوم مسئلة شهید یورگ‌هایدر به صورت دیگری پیش ‌آمد!  آخر کار باید قبول کنیم که،   ایشان هم مثل بی‌نظیربوتو سرشان به دستگیرة در اصابت کرد و ما را با بحران مالی تنها گذاشتند!  چرا که نخست،  به گفتة رسانه‌ها سرعت اتومبیل‌شان خیلی بالا و غیرمجاز بوده.  بعد همان رسانه‌ها گفتند،  آن شهید مشروب فراوان هم خورده بود،  تا به این وسیله سرعت غیرمجازشان را توجیه کرده باشند!   ولی دیروز اصلاً کاشف به عمل آمد که چند ساعت پیش از تصادف،  هایدر با «معشوق» گردن‌کلفت‌شان هم سخت دعوا کرده بودند!

 
             
و این بی‌بی‌گوزک رمانتیک و مهوع در «فیگارو» گام به گام نقل شده!   بله!  فیگارو یک داستان طولانی از روابط خصوصی یورگ‌هایدر نقل کرده که اگر کسی قصبة اطریش،  یا همان گاهوارة فاشیسم ژرمانیک را به درستی نشناسد،  ممکن است باور کند که نخست وزیر اسبق اطریش با «بوی‌فرندشان» به یک بار مخصوص همجنس‌گرایان می‌روند و پس از صرف مشروب در آنجا با هم دعوا هم می‌کنند!   و پس از این «ماجرا»،  یورگ‌هایدر تک و تنها و بدون محافظ سوار اتومبیل‌‌اش شده و از آنجا که عصبانی هم بوده «تخت‌گاز» حرکت ‌کرده و به همین دلیل از «راه راست» منحرف شده و پس از برخورد با یک درخت،   چند معلق جانانه زده و خلاصة مطلب شربت شهادت را نوش جان کرده!   

 
«هواداران» هم مراسم سوگواری و غیره را با شکوه جلال برای ایشان به راه می‌اندازند،  تا اینکه رسانه‌ها فریاد بر می‌آورند که خلق‌الله چه نشسته‌اید،  «پدرقدرتمندتان» اصلاً همجنس‌گرا بود!   و با اینکار گلة گمشدة مؤمنان بی‌سرپرست را در بهت و حیرت فرو می‌برند.   در گیرودار این افشاگری‌ها بود که یک هلیکوپتر نظامی ایتالیا با 8 سرنشین در محوطة سرسبز یک خانة اشرافی در کشور فرانسه نیز سقوط می‌کند،  و همة سرنشینان آن «شربت» می‌نوشند!   البته فیگارو که عکس محل سقوط هلیکوپتر را منتشر کرده بود می‌نویسد، ‌ این هلیکوپتر در یک «زمین متروکه» سقوط کرد!  ولی قسمتی از کاخ کذا را هم در عکس برای‌مان ضمیمه کرده بود!  نمی‌دانیم چه شد که پس از این «سقوط»،   نیکولا سرکوزی،  پرزیدنت فرانسوی‌ها نیز بلافاصله به «فرانکو فراتینی»،   وزیر امورخارجه و رهبر فاشیست‌های ایتالیا تسلیت می‌گوید!

 
بله در این جهان بسیاری از مسائل ما را شگفت زده می‌کند،  چون در جریان رخدادها نیستیم.  ولی وقتی سایت «نوروز» می‌نویسد مادر محمد خاتمی خواهان نامزدی شازده پسرشان در انتخابات جمکران شده‌اند دچار شگفتی نمی‌شویم!   چون می‌دانیم محمد خاتمی مثل همة پسرهای مطیع حرف مادرش را گوش می‌دهد!  و اگر هم در این مسابقه برنده نشود هیچ اشکالی ندارد!   یک تلویزیون «گفتگوی تمدن‌ها» در سوئیس به راه می‌اندازد و اسمال تیغ زن را به مدیریت بخش «فرهنگی» آن منصوب می‌کند.  بی‌دلیل نبود که شهربانی کلنل آیرون‌ساید اسماعیل افتخاری را از زندان آزاد کرد!  یک «مدیر با تجربه» برای فعالیت‌های «دین عقلانی» مورد نیاز بود.  فراموش نکنیم که روضه‌خوان‌ها و اربابان‌شان در غرب می‌پندارند بازگشت به گذشته امکانپذیر است.

 
به همین دلیل اکبر بهرمانی در وق‌وقیة این‌هفته باز هم به فکر کارگران و مستضعفان افتاده بود.   البته نه در ایران!  می‌دانیم که در ایران به گفتة هزاردستاران اسلام بر جهان پیروز شده و کسی از نظر مالی در مضیقه نیست،   در دیگر کشورهای جهان است که مردم در فقر دست‌وپا می‌زنند!    و جمعة همین هفته،  اکبر بهرمانی نگران همین «مردم» شده بود.   از اینرو پیشنهاد کرد که همه دست به دست هم بدهند تا آمریکا را از باتلاق عراق نجات دهند.  تنها راه نجات عموسام همانطور که می‌دانیم گسترش جنگ به داخل ایران است.   و اکبر بهرمانی از همة کشورها خواسته کمک کنند تا ارباب را از بن‌بست برهانند:

 
«اگر آمریکا از عراق برود،  اعلام شکست است [...] اگر هم بخواهد بماند مردم عراق راضی نیستند [...] آمریکا [...] در بن بست قرارگرفته [...] دولت‌ها [...] با کمک یکدیگر سنگی که آمریکا به چاه انداخته به نحوی در بیاورند [...]»
منبع:  فارس‌نیوز،  مورخ سوم آبانماه سال‌جاری   

 
حاج اکبر ضمن ایراد وق‌وقیه پیرامون بن بست ارباب اشک در چشمان شهلای‌شان حلقه زده بود و در انتهای خطبه،  در دانشگاه سابق تهران سیل جاری شد.  بله در پی افشای ماجرای یورگ‌هایدر در آن بار کذا،   عشق و عاشقی حاج اکبر و عموسام هم در صحن مقدس نمازجمعه برملا شد!  چه می‌شود کرد؟  نوشیدن مشروبات الکلی در اسلام «حرام» است و ماجراهای گورکن‌ها حین «عبادت» افشا می‌شود.  در هر حال حاج اکبر بر عکس توله‌های‌شان در ملاء عام مشروب نمی‌خورند.  بگذریم!  اما اکبر رفسنجانی در واقع سخنان شهید اوباما را تکرار می‌کرد که هفتة گذشته خواهان خروج از عراق و تقویت ارتش در افغانستان شده بود.   این یکی از راه‌های گسترش جنگ و تنش در منطقه است و به آمریکا اجازه می‌دهد موقتاً از بن‌بست عراق خارج شود.

 
می‌دانیم که بن‌بست ایالات متحد،  به معنای بن‌بست نظام مستقل جمکران است،  و از اینرو لازم شده که همه کمک کنند تا یک «نعمت الهی» در ایران به راه بیافتد،  و سنگی که آمریکا به چاه انداخته در بیاورند و توی سر مردم ایران بزنند!  و با این عمل «خیر»،  نگرانی هزاردستاران هم برطرف شود.   البته این رویاهای طلائی جامة عمل نخواهد پوشید،   چرا که برخلاف اسطوره‌های مقدس،  تاریخ تکرار نمی‌شود.  و اعلام شکست آمریکا برای روضه‌خوانان تازه اول دردسر خواهد بود! 
   

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس

 

 

 

فیلترشکن‌های جدید25اکتبر2008

http://lasy.info
http://www.mycreditscoreadvice.info/proxy2
http://0week.info
http://www.intelinschool.info
http://www.beyondblox88.info
http://www.remainanonymous.info
http://www.girlmeetsboy.info/proxy2
http://malyu.cn
http://www.jolte.info
http://proxypants.info
http://www.yesfacebook.info
http://proxyb.org
http://www.beyondblox87.info
http://www.freeblox15.info
http://www.ninja-yellow.com
http://www.winie.info
http://unblockthiscomputer.info
http://www.freeblox13.info
http://www.bloxgone13.info
http://www.beyondblox100.info
http://www.beyondblox76.info
http://www.bloxgone11.info
http://www.bloxgone14.info
http://www.filterbypass.info
http://www.lambocloaker.info
http://molya.cn
http://www.beyondblox83.info
http://sitesinschool.info
http://www.browsezoom.com
http://hzn.in
http://www.freeblox19.info
http://www.freeblox16.info
http://www.beyondblox99.info
http://www.beyondblox84.info
http://www.freeblox1.info
http://h3y.info
http://pvf.in
http://www.hidethistime.com
http://privatetunnel.com
http://www.safeontheweb.info
http://www.unblock-my-space.info
http://obje.info
http://www.bloxgone8.info
http://3week.info
http://2week.info
http://www.cloakmeinstyle.info
http://gub.me
http://obse.info
http://www.filch.info
http://kecap.cn
http://www.bloxgone1.info

 


nahidna13 · 76 views · Leave a comment

1, 2, 3, 4, 5  Next page